کمک راهنمایی یا ایجنتی؟؛ گفت و گو با ایجنت محترم مسافر اصغر منصوری
جمعه 12 شهریور 1395 ساعت 08:19 | نوشته ‌شده به دست امید c60 | ( نظرات )
کمک راهنمایی یا ایجنتی؟

گفت و گو با ایجنت محترم مسافر اصغر منصوری



در کنگره تکه کلامی دارم که به دوستان می‌گویم، خدمت یا آموزش دیدن، شال و نشان نمی‌خواهد، بلکه گاهی به شوخی می‌گویم که بیل هم می‌خواهد...

به نام خدا

کمک راهنمایی یا ایجنتی؟


در خدمت کمک راهنما مسافر اصغر منصوری ایجنت نمایندگی سلمان فارسی هستیم و از ایشان می‌خواهیم که خودشان را به روش کنگره معرفی نمایند؟

سلام دوستان اصغر هستم مسافر

تخریب بیش از ۱۷ سال، آنتی ایکس مصرفی ۳۰ گرم تریاک، مدت سفر ۱۳ ماه، نام راهنما آقای مجید اعتباریان، روش درمان (دی اس تی) با داروی اپیوم، رشته ورزشی والیبال، امروز هم پنج سال و چهار ماه است که آزاد و رها هستم.

از حال و هوای روزهای اول که پا به کنگره گذاشتید بگوئید؟


منم مثل همه روزهای اول با حال خراب به کنگره آمدم، اصلاً اعتقادی به درمان اعتیاد نداشتم و به خاطر اینکه همه روش‌های موجود را رفته بودم و به خود گفته بودم که این راه را هم می‌روم تا برای خود توجیهی داشته باشم که رفتم و نشد
.
وقتی پا به کنگره گذاشتم، دیدم که چند نفر لباس سفید پوشیده‌اند و با آغوش گرم پذیرای من شدند، صورت‌مسئله اعتیاد را به‌صورت زیبا برایم توضیح دادند و...
از همان روزهای اول یک‌چیزی در درون من گفت که اینجا جای درست است و واقعاً می‌شود درمان شد و من با تکرار آموزش‌ها، در همان روزهای ابتدایی ایمانم به کنگره قوی‌تر شد و دریافتم که اینجا درمان خواهم شد و به شکر خدا همین هم شد و بالاخره روزهای تلخ زندگی‌ام دربند اعتیاد با رهایی از این دام، شیرین شد.

آیا به یاد دارید چه کسی برای اولین بار در کنگره به شما مشاوره داد؟


بله آقای علی کردگاری بودند که خداوند هر جای هستند برایشان خوب بخواهد
.

در مدت حضورتان در کنگره تاکنون چه جایگاه‌هایی را تجربه نموده‌اید؟


سفر اولم که تمام شد، خیلی دوست داشتم خدمت کنم، یا بهتر بگویم آموزش ببینم، چون به‌نوعی تشنه آموزش و خدمت بودم و اکنون نیز هستم، البته سختی‌هایی که نیز در دورهٔ مصرف مواد متحمل گشته بودم، بی‌تأثیر نبود و با لمس ذره‌ای از نور و گذر از مشکلات تصمیم گرفتم که حتی‌الامکان برای از دست ندادن این‌ها به خودم خدمت کنم
.
تاکنون نیز در جایگاه‌هایی مثل نگهبانی، کمک راهنمایی، ایجنتی، مسئولیت‌های کوچک در ساخت‌وساز شعبات دیگر یا مشارکت در امر اجاره یا خرید شعب و یا در کل روابط عمومی کنگره لیاقت خدمت را پیدا نموده‌ام.که البته تمام این‌ها با اجازه و به لطف آقای مهندس و کمک‌های آقای حکیمی بوده و هست.

دیدگاه شما در مورد جایگاه ایجنتی چیست؟


هر چیزی دو روی دارد، اگر انسان هر کاری را که می‌خواهد و انجام می‌دهد، به خاطر جاه و مقام باشد، لذتی از آن نمی‌برد و یقیناً آخر و عاقبت درستی در پی نخواهد داشت
.



در کنگره تکه کلامی دارم که به دوستان می‌گویم، خدمت یا آموزش دیدن، شال و نشان نمی‌خواهد، بلکه گاهی به شوخی می‌گویم که بیل هم می‌خواهد.

یعنی این‌که انسان در هر جایگاهی از کنگره هست، آن کاری که از دستش برمی‌آید و نیاز است را انجام دهد.
در ایجنتی نیز ماجرا کمی متفاوت است چون یک مسئولیتی دارید و باید مسئولیت به نحوه عالی اجرا شود که این امر با لذت زیادی همراه است و مطمئناً اگر درست انجام نگیرد مثل هر کار دیگر حال انسان خراب می‌شود.
در جایگاه ایجنتی خیلی می‌توان آموزش دید، در این شش سالی که به کنگره آمده‌ام ٬ حدود یک سال و نیم است در این جایگاه خدمت می‌کنم و به‌جرئت می‌توانم بگویم آموزش‌هایی که در این مدت گرفتم در حد این پنج سال بوده و یا حتی بیشتر که امیدوارم بتوانم این آموزش‌ها را کاربردی کنم.

با توجه به اینکه دو دوره در جایگاه ایجنتی خدمت می‌کنید، برای ما بگویید آیا خدمت در این جایگاه تأثیری در روابط شما با خانواده و یا بازخوردی نسبت به شما در بیرون از کنگره داشته است؟

می‌توانم بگویم از روزهای ابتدایی حضورم نسبت به این دو دوره که ایجنت هستم کمتر در کنگره وقت گذاشته‌ام، قبلاً نیز زمان بیشتری داشتم.
البته یک روز از آقای امین (استاد جهان‌بینی) سؤال کردم که اگر انسان بخواهد در کنگره خدمت کند و به خانواده لطمه نخورد باید چه‌کار کند؟ فرمودند: باید مدیریت زمان و انرژی داشته باشد؛ یعنی بتواند کارهایش را تقسیم کند که به هیچ‌کدام ضربه نخورد. حمل به خودستایی نباشد ولی فکر کنم تابه‌حال توانسته‌ام که بین خانواده و کار و کنگره تعادل را برقرار کنم و تا حدودی به آن‌ها آسیب وارد نکنم و خدا را شکر خانواده هم راضی هستند. لازم به ذکر است که از روزی که ایجنت شده‌ام در بیرون از کنگره نیز مشغول به کار شده‌ام، البته در کل در مورد چگونگی عملکردم در این مدت مابقی باید نظر بدهند، ولی فکر کنم تا حد توانم توانسته‌ام از پس این موضوع برآیم.

به نظر شما آیا خدمت در جایگاه ایجنتی توانسته در این مدت خللی در امور شما در جایگاه یک کمک راهنما وارد نماید؟

به نظر بنده یک ایجنت موفق ایجنتی هست (البته که من صد درصد نبوده‌ام) که بتواند از تمام امکانات موجود درست استفاده کند و نخواهد خود تمام‌کارها را انجام بدهد و یا اینکه نخواهد دیگران نیز انجام بدهند، باید طوری رفتار کند که دیگران تشنه باشند، جا را برای خدمت طوری بازنماید که دیگران هم به‌راحتی بتوانند خدمت کنند و آن نیز از بالا فقط نگاه کند اگر بتواند یک ایجنت این‌گونه عمل کند درنتیجه به لژیونش نیز آسیب نمی‌زند. من باید بدانم که یک‌زمان برای ایجنتی دارم و یک‌زمان هم برای لژیونم، اگر بتوانم ایجنتی را مدیریت کنم، می‌توانم به لژیون هم برسم، بگذریم که حتی‌الامکان تابه‌حال غیبت نداشته‌ام ولی هرچقدر بگوییم با خدمت در این جایگاه به لژیون لطمه نمی‌خورد ولی نمی‌شود این حقیقت را انکار کرد که زمان کمتری وقف لژیون می‌شود که این را من آمده‌ام و صبح‌ها در استخر و یا جمعه‌ها در پارک و یا حتی با زود آمدن به کنگره تقریباً جبران کرده‌ام که خدای‌نکرده رهجویی در ایجنتی ام آسیب نبیند و اگر جایی با من کار داشت و وقت نشد روزها زودتر بیاید یا اینکه در استخر یا پارک من را ببیند.  

جایگاه ایجنتی را بیشتر می‌پسندید یا جایگاه کمک راهنمایی را؟

در کنگره هیچ جایگاهی بهتر از کمک راهنمایی یا راهنما شدن نیست چون دقیقاً در راستای هدف والای انسانی که خدمت به دیگران است قرار دارد، همین‌طور که آقای مهندس نیز در این مورد می‌فرمایند: ما باید پس از رفتن از این حیات کوله‌پشتی‌مان پر باشد و با این مهم امکان‌پذیر است و فکر می‌کنم بزرگ‌ترین تیتر هم در کلام‌الله در رابطه با این موضوع این است که می‌فرماید که مهم‌ترین داشته‌ها این است که انسان بتواند یک انسان را نجات دهد یا در احیای یک‌نفس سهیم باشد تا از تاریکی بیرون بیاید که البته لژیون جای این کار است. در جای دیگر نیز یک روز از آقای خدامی سؤال کردم که بهترین خدمت در کنگره کجاست؟ گفتند: خدمت در جایگاه کمک راهنمایی که هر چه بخواهی در کمک راهنمایی و تشکیل لژیون است.

اگر می‌شود شیرین‌ترین خاطره‌ای را که در مدت حضورتان در این جایگاه به یاد دارید برای ما بیان کنید؟

نمی‌شود بین این‌همه خاطرات زیبا یکی از آن‌ها را انتخاب کرد، همه لحظه‌های ایجنتی و کمک راهنمایی شیرین است، من از آن لحظه که آمدم به کنگره لحظه بد در کنگره ندیدم، اگر هم لحظۀ خرابی داشته‌ام  حتماً به خاطر عملکرد بد خودم بوده٬ کنگره همه لحظه‌هایش شیرین است، ولی می‌توانم بگویم شیرین‌ترین لحظه برای من آن موقع بود که آقای مهندس به اصفهان تشریف‌فرما شدند و به شعبهٔ سلمان فارسی آمدند، آن لحظه برایم خیلی شیرین بود و به‌واقع جزء بهترین لحظات عمرم بود.

آیا خاطره تلخی هم در این مدت داشته‌اید؟ 

خداوند در قرآن می‌فرمایند: همه‌چیز در زمین نسبی است، انسان هم نباید توقع داشته باشد هرروز حالش ایده آل باشد، بنابراین من نیز خاطرهٔ تلخی که نه ولی روزهایی را داشته‌ام که سطح انرژییم پایین بوده و با دیگر روزها برایم تفاوت داشته است.

آیا توصیه‌ای برای خدمتگزاران در کنگره ۶۰ دارید؟

من کسی نیستم که بتوانم توصیه‌ای به این عزیزان کنم، همیشه به آن‌ها گفته و می‌گویم کمکم کنید و اگر جایی اشتباهی دارم به من بگوئید که وقتم را بیهوده تلف نکنم، همیشه این را هم در لژیون می‌گویم که سعی کنید مجانی کار نکنید، سعی کنید بیهوده انرژی هدر ندهید، ما باید برای زمانمان در کنگره ارزش قائل شویم و باید سعی کنیم از این مکان مقدس دست‌خالی به خانه نرویم و دست‌خالی نباشیم، دست‌خالی نبودن این است که همیشه حرمت‌های کنگره را رعایت کنیم و مطمئن باشیم که بهترین‌ها در همین‌جاست. همین‌طور که در وادی هشت نیز گفته‌شده که تو پای در این راه بنه و هیچ مگوی خود راه بگویدت که چون باید رفت، وقتی‌که حرمت‌ها را انجام می‌دهی، عین داشته‌هایی که می‌خواهی را خداوند به تو می‌دهد.

آیا تابه‌حال شده در این مدت که در کنگره خدمت می‌کردید احساس خستگی کنید؟

خستگی ٬نه به یاد ندارم ولی اگر هم بوده از کنگره نبوده است.
من بیشتر اوقات که رجوع می‌کنم به کلام‌الله، خداوند می‌فرمایند: من سریع الحساب هستم، هر جایی که سطح انرژی کمی داشته‌ام نگاه می‌کنم به عملکردم و می‌بینم که اشکال داشته‌ام، چون انسان وقتی یک عمل سالم انجام می‌دهد ختم می‌شود به صلح و آرامش.
روزهای اول که آمده بودم به آقای حکیمی، آقای سلامی یا آقای مهندس می‌گفتم خسته نباشید می‌دیدم زیاد از این کلمه خوشحال نیستند، چون خسته نبودند، چرا؟ چون وقتی عمل سالم انجام می‌شود، عوض آن به ما داده می‌شود، برای همین خسته شدنی در کار نیست، ولی جسم انسان نیاز به انرژی دارد، ممکن است شما صبح تا شب‌کار کنید، ازنظر فیزیکی خسته شوید و احتیاج به خواب داشته باشید تا بتوانید دوباره فعالیت کنید، اما آن خستگی که از کنگره باشد، خیر.
قبل از اینکه به کنگره بیایم، هنگام نماز آرزویم این بود که خداوند مرگ مرا سر نماز برساند، ولی اینجا که آمدم آرزویم این شد که روی صندلی کنگره باشم و تغییر حیات دهم.

آیا در این مدت تجربه زیبایی دارید که بخواهید در اختیار مسافران و همسفران قرار دهید؟

تنها چیزی که باعث رشد من در کنگره می‌شود احترام گذاشتن به بزرگ‌تر و احترام به کسی که یک‌کلامی را به من یاد می‌دهد است، اگر این را مدنظر بگیریم مطمئناً رشد خواهیم کرد و از کنگره دور نمی‌شویم، بله بزرگ‌ترین تجربۀ من در کنگره همین است که ما با بی‌احترامی و بی‌ادبی سال‌ها به خود ضرر رساندیم حالا نیز باید عکس آن را انجام بدهیم و مطمئن باشیم که با این روش پیروز خواهیم شد.

در آخر اگر صحبت خاصی دارید بفرمائید؟

من نیز به‌نوبهٔ خود این هفته را به تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰، در رأس به آقای دژاکام، ۱۴ دیده‌بان عزیز، به تمام ایجنت ها، اسیستنت ها و تمامی مرزبانان در تمامی شعب تبریک می‌گویم. انشاءالله این هفته مبارکشان باشد و خداوند هر چه که می‌خواهند به ایشان مرحمت فرماید.

تهیه گزارش: مسافر امید

نگارش: مسافر حامد رهجوی کمک راهنما مسافر محسن نجفی

عکس: مسافر محمد رهجوی کمک راهنما مسافر محمدرضا مرادی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه ها، مناسبت ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
علیرضا خورشید،بندرعباس یکشنبه 14 شهریور 1395 18:51
دوستان کنگره 60اصفهان قدر انسانهای توانمند امامتواضعی مثل اقای منصوری را بدانند،انصافا درخیلی از مناطق ایران واز جمله بندر عباس جای چنین مردان فداکاری خالی است،خدا یار ویاورش باشد
مسافر 1001 جمعه 12 شهریور 1395 22:50
سلام و درود خدمت ایجنت محترم اصغراقا منصوری(مردی از تبار عشق و محبت ) بهترینها... حق...مسلم ...شماست
حمیدرضا جمعه 12 شهریور 1395 21:47
ای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدی
گاهی ز غم مجنون شدی، گاهی ز محنت خون شدی
در عشق تو چون دم زدم، صد فتنه شد اندر عدم
ای مطرب شیرین قدم، می‌زن نوا تا صبح‌دم
گفتم که شد هنگام می، ما غرقه اندر وام وی
نی نی رها کن نام می، مستان نگر بی جام می
هفته‌ی ایجنت،اسیستنت و مرزبان بر این عزیزان مبارک، برای سپاس گزاری هرچه بگوییم کم است، " مستان بی جام می" تشکر.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: