جلسه پرسش و پاسخ در سی دی پیوند نامیمون
چهارشنبه 28 تیر 1396 ساعت 23:45 | نوشته ‌شده به دست شهرزاد c60 | ( نظرات )

جلسه پرسش و پاسخ در سی دی پیوند نامیمون

آقای امین دژاکام

_ مشکلاتی که در سفر دوم پیش می آید را چه کنم ؛ خانواده و ... ؟

آقای امین : این را به شما بگویم که مشکلات خانواده خیلی مهم است . اگر کسی در کنگره همه از او راضی باشند ؛ بگویند : آخر خدمتگزار است ولی خانه بیاید اذیّت و آزار بکند ، دعوا بکند ، صدای تلویزیون را زیاد کند طرف مقابلش حرف می زند و این دائماً صدا را زیادتر می کند و ... از این کارها بکند یا روی برگرداند از اعضاء خانواده یا جواب پرت و پلا بدهد یا دست به یقه شود یا بگوید : غرغر کنی دیگر ساعت نه نمی آیم  یازده می آیم و از این کارها انجام بدهد ... این خدماتش در اینجا هم به دردش نمی خورد چون همه چیز از خانواده به وجود می آید ؛ پایه و خشت اصلی ، خانواده است . اگر شما خانواده را نتوانید درست کنید ...

در پایان سی دی پیوند نامیمون ؛ جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد .

_ در وادی ششم و یا سایر نوشته ها آمده که باید به فرمان عقل برسیم ؛ چرا می گوید فرمان عقل و نمی گوید به عقل برسیم یعنی ما هیچگاه به عقل کل نمی رسیم ؟

آقای امین : این یک قابلیت است ؛ رسیدن به عقل یعنی چه ؟ مثلاً ما بگوییم رسیدم به عقل ... برای مثال ؛ ما بگوییم رسیدیم به تهران ، فرض کنید تهران یک شهری است با ویژگی هایی ، وقتی ما می گوییم رسیدیم به تهران یعنی وارد شهر تهران شدیم ولی اینجا هیچ اتفاق خاصی نیفتاده است اما موقعی که می گوییم ما رسیدیم به فرهنگ حاکم بر تهران ، رسیدیم به مثلاً نحوه عمران شهر تهران ، وقتی صفتی را اینجا به کار می بریم  اینجا فرمان عقل مطرح شده ، رسیدن به فرمان عقل یعنی یک ویژگی از عقل است . خوب ؛ عقل ویژگی هی مختلفی دارد سنجش هست ، میزان هست ، تفکر هست ، تعقل هست ، دانایی هست ؛ چیزهای مختلفی هست و این بخش خاصی از عقل را دارد می گوید که یک قابلیت بخصوصی دارد و آن هم فرمان دادن عقل است ؛ آن وقت معنی پیدا می کند که صدور فرمان یا اجرای حکم است ؛ همان مثال تهران  مثال خوبی است ،  رسیدیم به فرهنگ حاکم بر تهران یعنی که ما توانستیم فرهنگی را که بر تهران جاری هست ؛ درک بکنیم و بشناسیم  ، ولی وقتی می گوییم رسیدیم به تهران ، هیچ معنای خاصی ندارد یعنی اتوبوس سوار شدیم رفتیم وارد تهران شدیم .

_ فرّ ایزدی چیست ؟

آقای امین : فر ، از کلمه پر آمده است . فر ، همان پر است ؛ در واقع پرّ ایزدی می گویند . چند سال پیش در کنگره یک مسابقه پرتاب پر گذاشتیم ؛ صد نفر شرکت کردند . هر کس مسابقه می داد پرت می کرد ، شوت می کرد ، فوت می کرد و ... خیلی از پرها می رفت پشت خط و امتیاز ؛ منفی می شد . من هم رندی کردم و قبلاً می دانستم چه جوری باید این پر را ولش کنم ؛ به طرف یک زاویه ولش کردم  یکی دو متری رفت و اول شدم . نباید جایزه می گرفتم ؛ داور بودم پارتی بازی کردم و جایزه را گرفتم ولی نکته مهم این بود که خاصیت پر این بود که ؛ پر را هر کارش بکنی فوتش کنی ، شوتش کنی و ... یعنی هر چقدر زور می زنی نتیجه معکوس می بینی ! تنها حالتی که بهترین جواب را به شما می دهد این است که رهایش کنید  وقتی پر را رها می کنید می رود و ممکن است بیشترین مسافت را طی کند . حالا کسی که به فرّ ایزدی یا پرّ ایزدی دست پیدا می کند انسانی است که  ویژگی ایی دارد که زور زدن و تقلا کردن ؛ دیگر در او نیست یعنی از اینها رد شده ، به این نقطه رسیده که سبک است و بدون هیچ تقلایی حرکت می کند و  یک توانایی و ویژگی خیلی خاصی باید در او باشد تا بتواند این کار را بکند دیگر هماهنگ می شود . فر؛ به معنی شکوه هم هست یعنی این سبک بودن و رها بودن مثل محبت و عشق می ماند که تقلا و زور زدن در آن مفهومی ندارد . انسانی که به این ویژگی می رسد مثل عشق ، بدون تقلا می شود و سبک و شکوهمند است . برای بعضی از انسان ها این ویژگی حاصل می شود ولی پدرشان درمی آید تا این ویژگی به آنها داده شود یعنی مفتی و مجانی نیست .

_ چگونه می توان نقاط تحمل افراد را شناخت و چگونه می شود آستانه آشوب را شناخت ؟

آقای امین : شما به تجربه متوجه می شوید ؛ از حس انسان ها می توانید متوجه بشوید که الان به نقطه تحمل است یا الان به آشوب است یا نه ، این با هوشیاری اتفاق می افتد . اگر انسان ؛ هوشیاری داشته باشد و همیشه در دنیای خودش نباشد ؛ آدمی که همیشه دنبال مسائل خودش است و فقط به خودش فکر می کند نسبت به دیگران نمی تواند زیاد شناختی داشته باشد . باید درجه حساسیت روح برود بالا تا شما بتوانید نقاط تحمل و حساسیت دیگران را ببینید .

_ انسان دارای نقاط تحمل مختلفی است ؛ چرا ؟

آقای امین : به خاطر اینکه انسان ؛ چند بُعدی است و ویژگی های مختلفی دارد . ما به تعداد صفت هایی که می توانیم برای انسان قائل شویم ؛ به تعداد اسماءالله می توانیم نقطه تحمل هم داشته باشیم . تازه حالت های جزئی تر هم وجود دارد پس در واقع نقطه تحمل بر اساس صفات یا اسماءالله معنی پیدا می کند .

_ شخصی که اعتیاد دارد ؛ می آید و اعتیاد خود را در کنگره درمان می کند متعاقباً اعتیاد یک چیزهایی را با خود می آورد و یک چیزهایی را هم با خود می برد وقتی کسی رها می شود ؛ ولی ما که همسفر هستیم یک ضدارزشی وارد زندگی مان می شود و ترک کردن آن سخت است این یک سوال و سوال دیگر این است که شما موسیقی کار می کنید و من هم در این زمینه فعالیت دارم ؛ وقتی از کنگره انرژی می گیرم و از اینجا می روم  ممکن است بروم خانه و یک نُت غمگینی کار کنم و در ادامه ؛ ممکن است حال من گرفته شود ! چرا ؟

_ آقای امین : کلاً صوت یا موسیقی یک قدرتی دارد . شما یک صوتی را اگر صوت خوبی باشد چه کلام باشد ، چه صوت انسان باشد یا آواز باشد یا اصوات موسیقی باشد ؛ می تواند به انسان توانایی بدهد ، به او آرامش بدهد ، به او قدرت بدهد ، می تواند توانایی و آرامش را از او بگیرد . موسیقی ها هم همین طور هستند . موسیقی ها به انسان می توانند قدرت بدهند ، آرامش بدهند ، حس خوب بدهند و می توانند از انسان انرژی بگیرند بستگی دارد که چه ساختاری داشته باشند پس هر صوتی خوب نیست . حالا به تجربه ، آدم متوجه می شود که از چه صوتی استفاده کند ، از چه صوتی استفاده نکند . اگر یک صوتی را استفاده می کند یا آهنگی یا موسیقی ایی که دائماً دارد انرژی ات را می گیرد و خسته ات می کند ، ممکن است لذت هم بدهد یعنی شما لذت می بری ولی خسته هم می شوی ؛ این یک نشانه است دیگر ، باید این روند را تغییر بدهی . ممکن است یک دفعه نتوانی این کار را بکنی . بعضی آهنگ ها ممکن است حزن انگیز باشند ولی مسکن و آرامش بخش هم باشند اما بعضی آهنگ ها ممکن است حزن انگیز باشند ولی جنبه شفادهی و درمانی نداشته باشند . هیچ کس مثل خود آدم نمی تواند اثرات آن را متوجه شود البته بدون تعصب ، چون یک موقع شما نسبت به یک خواننده ایی ، نسبت به یک آهنگ سازی ، نسبت به یک شخصی تعصب داری و می گویند : آقا این را گوش نکن . می گویی : نه ، برای چه گوش نکنم ! عکس العمل تندی نشان می دهی . اگر بخواهی به نقطه تشخیص برسی باید اینها را بگذاری کنار ، آن وقت متوجه می شوی که این برای شما خوب است یا خوب نیست .

_ چرا نسبت به کسی که دوستش داری حس حسادت می کنی یا شروع به قضاوت و قیاس می کنی و این موضوع به شدت رنجت می دهد ؟

آقای امین : این خیلی مسأله مهمی است چون در خیلی جاها ممکن است اتفاق بیفتد ؛ در مسائل زناشویی ، در کسانی که می خواهند زندگی تشکیل بدهند ، در روابط خانوادگی اتفاق ممکن است بیفتد . اصولاً توجه کردن به افکاری که القاء منفی هستند برای انسان جز تخریب ، رنج و اندوه ثمره ایی ندارد . به کلمات کسانی که برای  شما پیام آور بدی هستند ، پیام آور رنج هستند ، ذهن شما را نسبت به دیگران کدر می کنند گوش فرا ندهید چون کسانی که دوستان واقعی شما هستند هیچ وقت از این در وارد نمی شوند مثلاً من نمی خواهم تو را ناراحت کنم ولی دختری را که دوست داری ؛ همیشه دارد با تلفن حرف می زند ! خوب ؛ تو می خواهی ناراحت نکنی ؟ ! ... تو داری پدر طرف را درمی آوری . خوب ؛ چه جور فکری ممکن است بکند ؟ این که همیشه دارد با تلفن حرف می زند یعنی چه ؟ ... فلانی بود که در فلان مدرسه بود ؛ می گفت : انگار با فلانی هم دوست بودند ؛ حالا نمی دانم چقدر دوست بودند ولی در هر صورت ... اینها آدم هایی نیستند که بخواهند شما را خوشحال کنند . اینها می خواهند یک ککی بیندازند توی شلوار آدم که دیگر  آرامش و امنیّت و کلاً همه اینها برود ، هدفشان همین است . پس نه به آدم هایی که این کار را می کنند گوش بدهید و نه به افکار شخصی ؛ که به ذهن خود آدم می آید . با حسش آدم باید دنبال کند ، شما کسی را دوست داری ، کنارش هستی حس تو را خوب می کند ؛ همین کافی است . اگر با او هستی ؛ حس تو را ، حال تو را بد می کند خوب ؛ تجدید نظر کن . به آن چیزی که شما مستقیماً دریافت می کنی توجه باید بکنی ، نه به آن چیزی که افکار می گوید ؛ مثلاً آدم می رود در لژیون یک راهنما می نشیند حالش خوب می شود ؛ خیلی ها هم ممکن است راجع به آن شخص قضاوت بدی بکنند ؛ بگویند :  فلانی که به درد نمی خورد و ... مهم این است که تو می روی توی لژیون می نشینی ؛ حال تو خوب می شود . این مهم است که حال آدم را خوب می کند حالا اگر همه دنیا می گویند : به درد نمی خورد ؛ بگذار برای خودشان بگویند . حتی نگذارید وارد شود چون همان که وارد شود کار خودش را انجام می دهد مثل ویروس کامپیوتری است که وقتی وارد شود باید دیگر ویندوز سیستم تان را عوض کنید .

_ چطور می شود که یک شعبه اگر بیست نفر رهایی دارد حتی یک نفر برگشت ندارد ولی در شعبه دیگر از چهار نفر ، سه نفر برگشت می خورند ؟

آقای امین : بگویید کدام شعبه است تا در آن شعبه را ببندیم . شعبه ها با همدیگر فرق می کنند ولی این قدر تفاوت را نمی دانم . همیشه یک درصدی برای برگشت وجود دارد ؛ البته در روش DST برگشتی وجود ندارد . کسی که راه را نرفته ، به جواب نمی رسد اصولاً راهی نرفته که برگردد ؛ راه را نصف کاره رفته است .

_ در مورد مصرف مواد و کارهای ضدارزشی   یک ابهامی در من وجود دارد ؛ آیا قدرت تحمل من پایین بوده و یا بالا بوده ؟ لطفاً توضیح بدهید .

آقای امین : اصلاً نباید به اینها از این زاویه نگاه کرد ؛ اصلاً اینکه چه شد که من معتاد شدم ؟ آخر این سوال به چه درد می خورد ؟ واقعاً این سوال چه خاصیتی دارد ؟ چه کار کنم بیرون بیایم ، این مهم است . یک سری سوال ها هستند ؛ مثلث شخصیت را سی دی اش را گوش می کنید که هدف آن سوالی که آدم خودش از خودش می پرسد این است که احساس گناه بکند و این احساس گناه کردن ، محکومیّت به وجود می آورد و این احساس محکومیّت پیدا کردن ، حکم رهایی شما را پاره می کند تمام شد و رفت . هیچ دلیلی وجود ندارد ، اینکه من چرا معتاد شدم ؟ چه اعتیاد و چه ... این اشکال را انسان بعد از اینکه از اعتیاد خارج شد متوجه می شود . خیلی از نقاط ضعف و ناتوانی تا موقعی که شخص در درون اعتیاد است قابل رویت نیست موقعی که از داخل جنگل بیرون آمد آن وقت جنگل را می بیند . داستانش این است ؛ شما تا داخل جنگل هستی درختان نمی گذارند جنگل را ببینی ، باید بیایی از جنگل بیرون وقتی از جنگل آمدی بیرون ، آن وقت می توانی جنگل را ببینی . از جنگل اعتیاد باید بیایی بیرون .

_ تصمیمی که گرفته می شود ؛ چطور می شود بهتر آن را به عمل درآورد ؟

آقای امین : برای اینکه تصمیمات به عمل درآید باید از کوچکترین موارد استفاده کنید این یکی ، در آن واحد نباید چندین تصمیم گرفته شود . برای کسی که تازه می خواهد راه برود ؛ بچه ایی که می خواهد تازه راه برود اگر یک پارچ آب هم بدهید یک دستش ، یک توپ هم بدهید به دست دیگرش ، بعد هم او را بگذارید روی سرسره و بگویی سرسره را بیا بالا ، خوب ؛ نمی تواند دیگر  همان اول می خورد زمین . برای  کسی که تازه می خواهد از جای خودش بلند شود ؛ از آن بیماری قدرتمند اعتیاد می خواهد بیاید و حرکت را انجام بدهد بهترین کار این است که از ساده ترین کارها که همان شب مسواک زدن و صبح به موقع بلند شدن ، سر ساعت جیره خوردن و ... شروع بکند که خیلی مهم هستند . اینها چیزهای مسخره ایی نیستند که شما فکر کنید این هم شد تصمیم مثلاً ، مسواک زدن ، به موقع جیره خوردن ... اینها خیلی مهم هستند از همین ها باید شروع کنیم ؛ از چیزهای کوچک تا بعد برسیم به تصمیمات بزرگ تر و مهم تر و محکم تر . اگر هم همسفر هستید فرقی نمی کند از کوچکترین خواسته ها شروع کنید .

_ قانون جذب و جاذبه یعنی چه ؟

آقای امین : این قانون جذب و جاذبه در سی دی راز هست که شما هر چیزی را که می خواهید باید به آن فکر کنید ، تصویرسازی کنید و جذب می کنید . مغناطیس شما می رود بالا و آن اتفاق می افتد ؛ این نه که غلط باشد این یک قانون است . قانون جذب این را می گوید : همه چیز بر اساس جاذبه به وجود می آید شما می خواهید یک فکر و یک اتفاق را به خودت بکشی باید آن خواسته را در درون خودت پرورش بدهی ، به آن فکر کنی ، تمرکز کنی ، حرکت کنی در جهتش ؛ در واقع این طوری می شود . می خواهی این را جذب کنی باید همنام این شوی و مغناطیس این را در خودت به وجود بیاوری ؛ وقتی مغناطیس به قدر کافی بزرگ شد این را جذب می کنی به سمت خودت . خوب حالا این یک طرف سکه است این حرف درست است ولی یک وقت هایی هم قرار نیست آدم چیزی را جذب کند ؛ هر چه بنشینی تصویرسازی کنی و زور بزنی اتفاقی نمی افتد چون برای هر چیزی که انجام بشود باید فرمانش صادر شود اگر فرمانش صادر نشود ، زمانش نباشد هر چقدر هم تمرکز کنی ، مراقبه کنی ، متمرکز شوی  اتفاقی نمی افتد . ما دقیقاً در زندگی مثل آهن ربا هستیم باید خیلی دقت کنیم که هر چیزی را جذب نکنیم چون جذب کردن ؛ چه آسان ، ولی رها شدن ؛ چه مشکل ! مثلاً یک پسری در خیابان تمرکز می کند که یک دختری را جذب کند . خوب ؛ حالا جذبش کرد می خواهد چه کار کند ؟ بر فرض محال  عاشقتم شد ؛ حالا می خواهی چه کار کنی ؟ جوابش را می خواهی چه بدهی ؟ می خواهی بگویی شوخی کردم ، می خواستم ببینم همین جوری چه می شود ؟ ! دیگر ول نمی کند که ، در هندوستان اگر شما به دختری یک بار بگویی دوستت دارم ؛ دیگر شما را ول نمی کند تا ازدواج نکنی شما را ول نمی کند .

_ آیا انسان همیشه انرژی می دهد و یا امکان دارد که در حال انرژی دادن ... ؟

بله این طور نیست که شما ، این یک خیابان یک طرفه نیست که یا انرژی بدهی بعد از آن طرف ، چراغ را قرمز کنند حالا از آن طرف انرژی بدهید بیاید ! اینها همیشه دو طرفه است . شما همیشه هم انرژی می دهید هم می گیرید ، اگر درست ، کار انجام شود این یک تبادل است یک چرخه است . اتفاقاً این خیابان هایی که درست هستند همه آنها دو طرفه هستند . همه خیابان های درست و حسابی دو طرفه هستند و همزمان اتفاق می افتد .

_ مشکلاتی که در سفر دوم پیش می آید را چه کنم ؛ خانواده و ... ؟

آقای امین : این را به شما بگویم که مشکلات خانواده خیلی مهم است . اگر کسی در کنگره همه از او راضی باشند ؛ بگویند : آخر خدمتگزار است ولی خانه بیاید اذیّت و آزار بکند ، دعوا بکند ، صدای تلویزیون را زیاد کند طرف مقابلش حرف می زند و این دائماً صدا را زیادتر می کند و ... از این کارها بکند یا روی برگرداند از اعضاء خانواده یا جواب پرت و پّلا بدهد یا دست به یقه شود یا بگوید : غرغر کنی دیگر ساعت نه نمی آیم  یازده می آیم و از این کارها انجام بدهد ... این خدماتش در اینجا هم به دردش نمی خورد چون همه چیز از خانواده به وجود می آید ؛ پایه و خشت اصلی ، خانواده است . اگر شما خانواده را نتوانید درست کنید ؛ بعضی ها به هر حال ممکن است مشکلاتی داشته باشند ولی انسان اگر به تعادلی برسد حتماً در خانواده اش هم مشکلاتی را حل خواهد کرد آن موقع قضیه درست می شود . پس اگر برای کسی این اتفاقات می افتد در خانواده ، باید برود کار را درست کند باید برود اشکالش را حل کند . برای مردها این زمان ؛ بیشتر چه موقع  اتفاق می افتد ؟ آقایان اگر بیکار بمانند در خانه دیوانه می شوند این خصلت مردهاست . مردی که صبح تا شب در خانه می ماند مجنون می شود یعنی باید دو هفته ایی زنگ بزنند و او را ببرند تیمارستان ، خاصیتش این است . حالا خانم ها می نشینند سبزی پاک می کنند ، صحبت می کنند ، یک برنامه های خاصی دارند برای خودشان ؛ آن قدر آسیب نمی بینند ولی آقایان خیلی آسیب می بینند اگر بیکار باشند  پس اگر هم کار ندارید یا نیازی به کار ندارید ؛ همیشه کنگره نباشید یک کاری درست کنید که غیر از کنگره هم بتوانید کار کنید . یک کاری درست کنید که در خانواده هم بتوانید کمک کنید ؛ چه اشکالی دارد یک وقت هایی شما آشپزی کنید . ما کارمان افراط و تفریط است  یا مرد باید در خانه ، پادشاه باشد یا باید برده باشد ! انگار که وسط این دو تا هیچ فاصله ایی وجود ندارد در صورتی که خیلی وجود دارد ؛ می تواند در خانه کار کند ، می تواند کمک کند  نه کارهایی مثل رختشویی و ... می تواند رنگ بزند ، کمد را درست کند ، خرابی خانه را بگیرد و این جور کارهای فنی را انجام بدهد . در هر صورت اگر کسی نتواند رابطه اش را با خانواده اش درست کند حتی اگر خیلی هم در کنگره خدمت کند این یک جا چپ می شود ! خلاصه گفتم به شما ، حالا امروز نشد ؛ فردا این اتفاق برایش می افتد .

_ رها کردن چگونه می باشد ؟

آقای امین : رها کردن با بخشش اتفاق می افتد ؛ باید راجع به آن سی دی بخشش و احترام را گوش کنید تا متوجه بشوید . رها کردن یک چیزی که خیلی دوست داری ؛ خیلی برایت مهم است ؛ خیلی برایت اهمیت دارد ولی از آن چشم برمی داری . کار بسیار سختی است .

_ چرا و چگونه نگرش ما عوض می شود ؟

آقای امین : این چه سوالی است می پرسید ؟ ! این همه کار کردیم روی جهان بینی ؛ نفهمیدیم جواب این سوال را ؟ ! ... چیزی که دیدگاه انسان را واقعاً عوض می کند تزکیه و پالایش است و انسان تا تزکیه و پالایش را از خودش شروع نکند ، بدی هایش را پیدا نکند ، آن بدی ها را درمان نکند ، آنها را کم نکند آنها عین یک صفحات سیاهی هستند ؛ پرده هایی که جلوی چشمان شما را گرفته اند . این پرده ها بدی های وجود خود انسان هستند تا این پرده ها را کنار نزند و یا پاکشان نکند نگرش ؛ عوض نخواهد شد چون بعضی ها را کثیف هستند باید پاک کنی ، بعضی ها را کلاً باید بِکنی بیندازی دور ، جلوی دید و نگرش شما باز خواهد شد . حالا اگر هر کاری هم انجام بدهد ؛ تمام کلاس ها را برود ، مراقبه و ... تا آن پرده ها را نزند کنار ، نگرش و دید عوض نمی شود این هم یعنی پالایش .

_ برخورد همسفر در مقابل لغزش ها و گریزهای مسافر چگونه باید باشد ؟

آقای امین : بی خیال باید باشد .

_ همسفر : آیا صبر ما نشانه بی تفاوتی ما در نظر مسافر نمی تواند باشد ؟

آقای امین : خوب ؛ قدر مسلم ناراحت می شود همسفری که مسافرش برنامه سفرش را خراب می کند ولی باید حسش را کنترل کند ، خیلی با مسافر درگیر نشود ، خیلی مبارزه نکند ، خیلی مشاجره و بحث نکند ؛ بهترین حالتش این است . در کلاس های خانواده ( همسفران ) همه این ها را آموزش می دهند .

_ وقتی در محیط کار ، دیگران متوجه می شوند که من بچه کنگره ایی همستم ( آقای امین : نمی دانم ! یک سری با اصطلاح بچه کنگره ایی خیلی حال می کنند !... ) و در حال درمان و این مورد توسط یکی از اعضای کنگره به آنها انتقال داده شده ، پس باید چه راهی را پیش رو قرار دهیم ؟

آقای امین : اگر برای او مشکل یا خطری ایجاد کرده ، خوب ؛ این خودش یک داستانی دارد ولی اگر مشکل اخراجی و خطر و ... را ندارد باید بی خیال باشد زیاد مهم نیست ؛ چون عملکرد انسان و آن چیزی که در درون او هست تعیین می کند که دیگران به او احترام بگذارند یا به او توهین کنند . اگر رفتارش خوب باشد و حسش خوب باشد هیچ اهمیتی ندارد .

_ چگونه می توان حس هایی را که در ما به فوران می رسد به نقطه تعادل رساند ؟

_ آقای امین : این سوال خیلی خوبی است . بعد از درمان تدریجی ، در حدود شش ماه تا یک سال ، حس های شما در یک زمینه هایی خیلی زیادی ، زیاد می شود . اگراز قبل برای  آن حس ها برنامه ریزی نکنید ؛ آن وقت آن حس ها برای شما برنامه ریزی می کنند و راهش هم این است که باید انسان ، ابعاد مختلف وجود خودش را که شامل فیزیک ، ذهنش و حسش هست ؛ تفکرش هست ؛ برای آنها خوراک تهیه بکند . اگر انسان ، خوراک تهیه بکند برای بخش های وجود خودش که شامل آموختن علم ، یادگیری هنر ، فعالیت فیزیکی یا ورزش های مختلف ، مطالعه و کارهایی که در دست اجرا دارد و ادامه دادن آنها ، برنامه تغذیه ، بیدار شدنش و ... اگر این ها روی روال درستی باشد آن موقع ؛ آن اتفاق که می افتد این است که انرژی هایش متعادل می شود وگرنه مثل یک آبی می ماند که یخ ها آب شده اند ؛ یک رودخانه عظیم است که جلوی آن ؛ نه سد است ، نه تأسیسات ، نه کانال کشاورزی است ، نه سد تصفیه آب شهری است ! این همین طوری می آید و می رود و در مسیرش هر چه باشد خراب می کند . از حالا باید روی آن کار کنید .

_ من مدتی است در یک مسأله ضدارزشی وارد شده ام که قبلاً اصلاً ذره ایی هم به این مسأله فکر نمی کردم الان تمام ذهن من درگیر شده که این حس های منفی چرا در من شکل گرفته است ؟

_ آقای امین : ببینید این حس های منفی صرفاً شکل نگرفته است . با بیداری حس ، یک چیزهایی در انسان ظاهر می شود که قبلاً هم وجود داشته منتهی قبلاً خواب رفته بوده ، خفته بوده ، الان آنها بیدار شده اند . بیاید پیش من تا با او صحبت کنم .

خیلی ممنون عزیزان ، از اینکه در خدمتتان بودم واقعاً خوشحال شدم و بهترین خواسته ها را برای شما دارم . انشاالله که این شعبه هم ( نمایندگی سمنان ) روز به روز همین پیشرفت و تحولی که دارد تداوم داشته باشد و مردم بیایند اینجا حالشان روز به روز بهتر شود و شفا پیدا کنند و به درمان برسند . خدا پشت و پناهتان باشد .

نگارش : همسفر شهرزاد

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دی های آموزشی،


لینک های مرتبط: سی دی های آموزشی،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر مونس سه شنبه 3 مرداد 1396 14:01
عالی قابل حل مشکلات خیلی ها بود.نهایت سپاس.ازشما شهرزاد عزیزهم بخاطر زحمات بی وقفه تون نهایت تشکررادارم
همسفری از شعبه شیخ بهایی جمعه 30 تیر 1396 08:21
خدا قوت خدمت خانم شهرزاد بسیار عالی بود
همسفرلیلا.ازشعبه سلمان فارسی پنجشنبه 29 تیر 1396 20:33
سلام،چقدر آموزنده بود،خیلی ازسوالهامون به جواب رسید،خسته نباشید شهرزادعزیز،بهترینها رابرایت آرزومندم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو