نوشتار کامل سی دی های آموزشی ؛ سی دی رادیو
شنبه 4 شهریور 1396 ساعت 16:13 | نوشته ‌شده به دست فرزاد c60 | ( نظرات )

نوشتار کامل سی دی های آموزشی ؛ رادیو

مصاحبه با مهندس دژاکام در مورد تاریخچه و عملکرد کنگره 60

نتیجه تصویری برای متن سی دی رادیو

مجری :روی خط تلفن،جناب آقای مهندس حسین دژاکام هستند،ایشان درواقع پایه‌گذار طرح کنگره 60 در ایران بودند و همچنان در این حوزه فعالیت می‌کنند به‌ عنوان بنیان‌گذار و تئوریسین جمعیت احیای انسانی کنگره 60.

آقای دژاکام سلام و روزتون بخیر؛

سپاسگذار و ممنونم که دعوت ما را پذیرفتید و روی خط تلفن با ما هستید.

من همیشه در مورد شما این را گفتم که خیلی شجاعت می‌خواهد که ‌این همه روشن و شفاف در مورد این موضوع بتوانیم با یک نفر صحبت بکنیم. شما تمام گذشته ی خودتان را در یک فضای شیشه‌ای گذاشتید به تماشای مردم و هیچ ابایی نداشتید از این مسئله. هیچ‌وقت نترسیدید و این خودش خیلی اتفاق بزرگی بود.

متولد 25 آبان سال 1328 هست حسین دژاکام. اهل کرمان، سال 1356 از دانشگاه علم و صنعت ایران در رشته مهندسی الکتروتکنیک فارغ تحصیل شد، یکی از محققان در زمینهٔ تولید چشم‌های الکترونیک هستند آقای دژاکام؛

یادم هست چند سال پیش که باهم گفتگو می‌کردیم شما از اوضاع ‌و احوال مالی خیلی خیلی خوب خودتان در آن روزگار می‌گفتید.

اگر موافق باشید برگردیم به گذشته، برگردیم به سال 1356، چهل سال پیش.

مهندس دژاکام: من در خدمتتان هستم، سال 56 که من فارغ التحصیل شدم،از سال‌های 47 که در دانشگاه بودم، هم کارمی کردم و به‌ هرحال در شرکت‌های متعدد کار می‌کردم و در آن رشته کاری‌ام فرد موفقی بودم. تا اینکه انقلاب اسلامی عزیز پیش آمد و همچنان درزمینهٔ الکترونیک و مخابرات کار می‌کردم که به‌هرحال موفق شدم که چشم‌های الکترونیک را درست کنم، که با نور و الکترونیک هست و حفاظت می‌کرد در ماشین‌آلات صنعتی و روی پرس های صنعتی، برای حفاظت جان کارگران؛ در همانجا بود که اواخر، ذره‌ذره وارد مرحله ی فضای اعتیاد شدیم.

مجری: این ذره‌ذره‌ای که می‌گویید، چه شکلی اتفاق افتاد؟ می‌شود یک مقداری بیشتر توضیح بدهید در موردش؟

مهندس دژاکام: ببینید هیچ‌کس پا نمی‌شود صبح بگوید من از امروز می‌خواهم مصرف‌کننده مواد مخدر بشوم یا از امروز می‌خواهم معتاد بشوم، هیچ‌کس این باور را ندارد و هیچ‌کس با این نیت دست به مواد مخدر نمی‌زند؛ همیشه انسان می‌گوید که نه،من تفریحی و تفننی مصرف می‌کنم، هر وقت دلم خواست مصرف می‌کنم، هر وقت دلم نخواست مصرف نمی‌کنم؛ من با بقیه فرق دارم، من تحصیل‌کرده هستم، من ورزش‌کار هستم، امکان ندارد که من مصرف‌کننده بشوم و این دقیقاً آن نقطه ورودی هست که انسان وارد مرحله اعتیاد می‌شود. این‌قدر مطمئن هست که معتاد نمی‌شود که حدوحصر ندارد. در حقیقت این مرحله را به آن می‌گوییم: "نامزدی اعتیاد"

حالا نامزدی معمولی ممکن است به هم بخورد، ولی اعتیاد امکان ندارد به هم بخورد مگر اینکه تصادفی بشود، اتفاق دیگری بیافتد. من هم از این قضیه مستثنا نبودم. با اطمینان کامل می‌دانستم که من معتاد نخواهم شد و هر وقت خواستم مصرف می‌کنم و بر همه‌چیز مسلط هستم. ولی شوخی شوخی مصرف‌کننده مواد مخدر شدم که مصرف من تریاک بود و البته مقدار کمی هم الکل بود و حشیش.

مجری: این اتفاق‌ها افتاد و شما گرفتار شدید، گرفتاری هم گرفتاری آسانی نبود.

مهندس دژاکام: اولش خب یک مرحله‌ای هست که آن مرحله نامزدی هست. همان قدری که نامزدی معمولی برای انسان خیلی دوران خوبی هست یا بانشاط هست، نامزدی اعتیاد هم همین‌طور هست. تا اینکه یواش‌یواش به ‌اصطلاح مواد مخدر ،جایگزین مواد مخدرهای درونی بدن می‌شود.

اول "مخدرهای بیرون" مثل تریاک، هروئین، شیشه را انسان مصرف می‌کند می‌آید.بدن خود انسان هم مواد مخدر تولید می‌کند،آن مواد مخدر بیرون می‌آید به ‌اضافه ی مواد"مخدر درونی"می‌شود.انسان خیلی سرخوش و سرحال و به انرژی است،تا اینکه به ‌مرور زمان هر چه از مواد مخدر بیرون ما استفاده بیشتر می‌کنیم مواد مخدر درونی ما ذره‌ذره از کار می‌افتد و به تعطیلی می‌کشد؛به مرحله‌ای می‌رسیم که مواد مخدر درونی بدن تقریباً می‌رسد به نزدیک صفر و ما ناگزیر هستیم برای خواب، برای مسائل خانوادگی،برای راه رفتن،برای غذا خوردن،برای حرکت کردن،برای همه‌چیز،ناگزیر می‌شویم از مواد مخدر بیرون استفاده کنیم بجای مواد مخدر درونی‌مان.

البته این موضوع را کمتر کسی می‌داند که این جایگزینی انجام می‌شود، همین‌جا می‌توانیم بگوییم اعتیاد یعنی جایگزینی مواد مخدر بیرون،بجای مواد مخدر درونی؛این اتفاق وقتی بیافتد آنجا دیگر معتاد می‌شود. بقول بزرگان می‌گفتند اگر فیل باشید،عاجت را می‌شکند و اگر دیو باشید شاخت را می‌شکند.

مجری:کار چی شد؟فعالیت‌ها به کجا رسید؟چشم الکترونیک تکلیفش چه شد؟

مهندس دژاکام:این‌ها همه ذره‌ذره ذره رو به تحلیل رفت.دیگر آینه یواش‌یواش دیگر انسان به یک، نه اینکه بگویم پولی که انسان درمی‌آورد همه را صرف مواد مخدر می‌کند،پول مصرف مواد مخدر خیلی مهم است ولی خیلی زیاد مهم نیست؛مثلاً میگویند فلانی هفت پارچه آبادی را مثلاً فرض کن مصرف کرد به خاطر اعتیاد؛پول مواد نیست. وقتی انسان مصرف می‌کند،وقتی مردم بیدارند، انسان خوابیده،وقتی همه خوابند،انسان بیدار است؛ همه دارند یک جنسی را می‌فروشند، انسان می‌رود می‌خرد، همه دارند می‌خرند،انسان می‌رود می‌فروشد. همیشه معکوس عمل می‌کند. به همین دلیل تفکر و تعقل کاملی پشت‌کار نیست.انسان در حال تعادل روحی و روانی کامل قرار ندارد.بنابراین با تصمیمات غلطی که می‌گیرد و سرکار نمی‌تواند حاضر بشود،یواش‌یواش هر چه سرمایه دارد و هرچه دارد ممکن است به مرحله نابودی و نیستی بکشد و آن‌ها را ذره‌ذره از دست بدهد که برای من این مرحله انجام شد. دیگر در استفاده این‌ها، یکی‌یکی از دست رفت و رسید به صفر و از صفر هم گذشت و رسید به زیر صفر.

مجری: خانواده شما خب یک خانواده ی خیلی قابل‌توجهی است. پدر شما موسیقی‌دان بودند. در 8.45 ... فعالیت می‌کردند کشتی‌گیر بودند، دومیدانی کار می‌کردند،دوچرخه‌سوار زبردستی بودند و همین خودش(فکر می‌کنم اصالتاً هم بیرجندی بودند)و حالا در یک همچنین خانواده‌ای که موسیقی بلد هست در واقع فکر می‌کنم به همه شما موسیقی هم یاد دادند،حالا در یک همچنین شرایطی چه اتفاقی برای حسین دژاکام می‌افتد که می‌رود به سمت اعتیاد؟

مهندس دژاکام: به‌هرحال عرض کردم من زمانی که دانشجو بودم در تهران خب من چون از شهرستان آمده بودم یا بهتر در یک‌خانه‌ای زندگی می‌کردم که دانشجویی بود، در آن زمان بچه‌ها همه مصرف می‌کردند تریاک و من مسخره‌شان می‌کردم و می‌گفتم این چه چیزی هست که شما مصرف می‌کنید.4 سال 5 سال به همین منوال گذشت.تازه می‌گفتم می‌روم بینم چه‌کار می‌کنند.این چه چیزی هست که مصرف می‌کنند.این‌ها چه اثری دارد.این هست که من هم همین‌طوری که ببینم چه اثری دارد،خب من هم به طرفش کشیده شدم.

اعتیاد همه را با یک چشم میبیند، کاری ندارد که ببیند پدر تو چه کسی هست مادر تو چه کسی هست از کدام خانواده هستی از کدام خاندان هستی،تحصیلاتت چقدر است آیا ورزش‌کاری آیا قهرمان ملی هستی آیا قهرمان جهان هستی آیا فوق‌لیسانس داری آیا دکترا دارید،هیچ فرقی نمی‌کند. ما الآن افرادی داریم که خانواده‌ها اصلاً هفت نسلشان سیگار نمی‌کشیدند ولی فرزندانشان وارد اعتیاد شدند.این هست که هیچ‌کس در اعتیاد عقیم نیست و مستثنا نیست و حسین دژاکام هم برای خودش ورزش می‌کرد، بااینکه تحصیل‌کرده بود و این‌ها همه را می‌دانست ولی خب آن‌هم درگیر شد و مصرف‌کننده شد.

 مجری: این مصرف خب یک شرایط آزار دهنده‌ای را هم به وجود می‌آورد.

مهندس دژاکام: بله قطعاً؛ قطعاً وضعیت بدی به وجود آمد که حتی چند بار منجر به بازداشت من به خاطر همین مسئله اعتیاد شد و این چیزها پیش آمد چندین بار؛ چون یعنی آن قیافه و آن اندام و آن هیکل یواش‌یواش تکیده می‌شود و از آن دور هم داد میزند،انسان تابلو هست که مصرف می‌کند.

متأسفانه اعتیاد هم جوری هست که آخرین کسی که می‌فهمد اعتیاد دارد خود تو هستی.همیشه خیال می‌کند هیچ‌کس خبر ندارد که تو معتاد هستی درصورتی‌که همه می‌دانند و فقط مثل‌اینکه خودت خبر نداری.یک موقع به‌هرحال خودت هم خبردار می‌شوی.

مجری: و این وسط این اتفاق، اتفاقی هست که خیلی مبارک نیست،خیلی میمون نیست،چی شد که گفتید بی‌خیالش شویم و تمام شود این ماجرا؟

مهندس دژاکام: خب وقتی من متوجه شدم، ببینید تمام کسانی که مصرف‌کننده مواد مخدر هستند (معتاد هستند) 99% آنان که اعتیاد پیدا کردند با تمام وجودشان می‌خواهند از دنیای اعتیاد خارج شوند یعنی این‌طور نیست که هر معتادی دلش می‌خواهد برای خوش‌گذرانی یا لذت‌جویی مواد مخدر مصرف کند؛ می‌گویم که مثل حالت فیزیولوژی،مواد مخدر بیرونی جایگزین مواد مخدر درونی‌اش می‌شود.من هم به همین شکل به همین‌طور نتوانستم هیچ حرکتی بکنم، من 12 سال می‌خواستم از جهان اعتیاد خارج بشوم نمی‌توانستم، من 12 سال با تمام توانم با تمام فکرم چندین بار دست به ترک اعتیاد زدم تا قطع مصرف شدم.حتی چندین بار پشت دست‌هایم را با آتش سوزاندم که دیگر مواد مخدر مصرف نکنم ولی باز دوباره کشیده شدم.چون راه‌هایی را که الآن به اعتقاد شخص من،البته راه‌هایی را که برای درمان اعتیاد در سطح جهانی دارد مورد استفاده قرار می‌گیرد،من آن‌ها را به چالش کشیده‌ام و به اعتقاد من آن‌ها کارساز نیست.نتیجه خوبی نداده.به همین دلیل هر معتادی شما نگاه می‌کنید، می‌بینید دوازده بار سیزده بار ترک کرده.فکر نمی‌کنم کسی باشد معتاد باشد و دوست داشته باشد که به اعتیادش ادامه بدهد همه از اعتیاد می‌خواهند بیایند بیرون ولی راه پیدا نمی‌کنند.اگر راه مشخص شود،به آنان بتوانند بدهند،خب قضیه خیلی خیلی فرق می‌کند.

مجری: این راه را شما چه شکلی پیدا کردید؟

 مهندس دژاکام: والا راهش خیلی جالب بود،من هم قصد پیدا کردن راه را نداشتم.می‌خواهم در موردش صحبت کنم ولی نمی‌توانم صحبت کنم.

مجری: ببخشید شمارا هم برآشفته کردیم.

مهندس دژاکام: ماه رمضان بود، خب کسی که مواد مصرف می‌کند، اعتیاد مثل غول هست و ماه رمضان هم مثل بسم‌الله؛ انسان نمی‌تواند روزه بگیرد.چون با آن مصرف موادی که دارد با آن مصرف سیگاری که دارد، با آن تشکیلات من هم مستثنا نبودم. ولی خب تصمیم گرفتم این دفعه این کار را انجام بدهم و روزه را بگیرم، از بعضی از بزرگان و علما شنیده بودم که اگر یک مصرف‌کننده تریاک در حد ..  از تریاک استفاده کند می‌تواند روزه هم بگیرد. من هم همین قضیه را گرفتم. تقریبا 10 روز مانده بود که ماه مبارک تمام بشود.

مجری: این قصه مال چه سالی است؟

مهندس دژاکام: مال سال 75 است.

من هم شروع کردم این 10 روز آخر را شروع کردم با توجه به اینکه روزه‌بگیرم و مواد هم مصرف کنم، تریاک به‌صورت خوراکی.خب طبیعتاً یکی سحر می‌خوردم،یکی هم افطار مصرف می‌کردم،در هنگام روز هم طبق 7، 8، 10 بار در حالت معمولی مصرف می‌کردم مواد را، آمدم ساعت 10 صبح مثلاً یک مقدار تریاک خوردم،ساعت 3 بعدازظهر هم یک مقدار آن،موقع افطار ساعت 5 و نیم تا 6 افطار می‌شد ،دو بار هم در هنگام روز مصرف می‌کردم اصولاً به‌صورت خوراکی، بالاخره همین‌جور گفتم خداوند قبول کند، این 10 روز گذشت. بعد از 10 روز که گذشت من مصرف موادم منظم شد، من تا آن زمان نمی‌فهمیدم که باید چقدر مصرف کنم (روزی 10 بار روزی 5 بار) یا 20 بار مشخص نبود.

این ماه مبارک رمضان به من آموخت که تو مصرف‌کننده هستی چقدر باید مصرف کنی؟ چه ساعتی مصرف کنی؟ این وضع را به من آموخت. بعد گفتم انگار که من یک مریض هستم یک بیمار هستم و یک دارویی باید مصرف کنم این دارو را سر ساعت مصرف کنم و در یک اندازه مشخص مصرف کنم. این مسئله باعث کشف متد "دی اس تی" شد که همان جوری که ذره‌ذره مواد مخدر رفته بالا، سیستم ایکس ... یا سیستم عصبی از کنترل خارج‌شده، باید فرآیند معکوس شود.

 من شروع کردم.دیگر 5 وعده مواد را مصرف می‌کردم، بعد از 53 روز گفتم اگر 4 وعده بشود مگر طوری می‌شود؟ 4 وعده‌اش کردم و یک پنج مواد کم شد.هیچ اتفاقی نیافتاد، به همین ترتیب 2 هفته 2 هفته، 3 هفته 3 هفته این مقدار مواد را 20% آن را کاهش می‌دادم تا بعد از 11 ماه رسید به صفر. خوشبختانه وقتی‌که رسید به صفر هیچ‌کدام از مشکلاتی را که تمام معتادین جهان بعد  از ترک اعتیاد دارند، هیچ‌کدام را نداشتم.نه یک‌ذره خوابم بهم ‌ریخته شده بود،نه معذرت می‌خواهم بیرون‌روی پیداکرده بودم، نه استخوان‌درد گرفته بودم، نه اتساع داشتم، نه سرفه داشتم، نه بی‌خوابی و هیچ‌کدام اتفاق نیافتاد و بعد متوجه شدم که تمام سیستم درونی من، سیستم مخدرهای درونی من در طول مدت 11 ماه به حالت تعادل برسد. چطور مگر وقتی مثلاً 200 ... خون از بدن بگیریم،خود بدن آن را جبران نمی‌کند؟! آن مقداری که من از مواد مخدرم کم می‌کردم،سیستم بدنم آن را جبران می‌کرد.تا اینکه رسید به نقطه صفر و باکمال تعجب من فهمیدم که یک مشکل بزرگ بشر که همان اعتیاد هست، راه‌ حلش این‌جور است،راه‌حلش طولانی‌مدت است،راه‌حلش مثل حاملگی می‌ماند که کمتر از 10 ماه نمی‌شود، کمتر از حدود 9 ماه؛ این هم یک فیزیولوژی هست،فرآیند سلولی است،حتماً باید زیر 10 ماه نباشد،آنجا موفق شدم کتاب "عبور از منطقه 60 زیر صفر "را نوشتم.

مجری: عدد 60 از کجا پیدا شد؟

مهندس دژاکام: در زبان فارسی یک عدد کبیره است، مثال آن موقعی که به کسی می‌گوییم: 60 بار بهت تلفن کردم، 60 بار بهت گفتم یا 60 بار آمدم درب منزلتان یا انگشت 60 یا 60 تیر و 60 درجه زیر صفر یعنی یک نقطه انجماد بالا است که اعتیاد را به سرما تشبیه کردم که در سرما بدن انسان دچار یخ‌زدگی می‌شود و هیچ‌یک از اعضای بدن حتی با خواست شخص قابل حرکت نیست.در اعتیاد هم همین‌طور، شخص می‌خواهد از جهان اعتیاد بیرون بیاید ولی بدن از آن فرمان نمی‌گیرد.اینجا بود که کتاب را نوشتم و تاکنون 27 بار چاپ‌شده. هر چاپ هم حدود 5 هزار عدد و به زبان انگلیسی هم منتشرشده است و آن تمام نقاط کور درمان اعتیاد در کتاب 60 درجه است و برای خانواده‌ها، متخصصین، مصرف‌کنندگان مواد مخدر، مسئولین، پزشکان و برای همه نوشتم که صورت‌مسئله اعتیاد را ریختم روی دایره و تمان تجربه اعتیاد را که خودم داشتم و مواد را کم کردم جزءبه‌جزء و ذره به ذره نوشتم و نتیجه‌گیری کردم و نقاط کور درمان اعتیاد را مشخص و مسیر آن را مثل یک اتوبان نشانه‌گذاری کردم که از این مسیر هر کس برود به نتیجه خواهد رسید.

زمانی که کتاب منتشر شد هنوز جمعیت احیای انسانی بر پا نشده بود و من 75 شروع کردم و 76 موفق شدم به درمان و 77 کتاب هم چاپ شد و در سال 78 کنگره 60 شروع بکار کرد.

مجری: ایده کنگره از کجا آمد؟

مهندس دژاکام: من به ستاد مبارزه با مواد مخدر رفتم که الحق با من خیلی همکاری و کمک‌های شایانی کرد برای تأسیس... برای جا.آن اوایل خیلی خیلی همکاری زیادی کردند و الآن هم انجام می‌دهند، اینجا جا دارد از آن‌ها قدردانی کنم و جمعیت معتادان گمنام را به من معرفی کردند. 7 ماه از درمانم گذشته بود و بعد از درمان یک سال در کنار آن‌ها سپری کردم، آنجا بود که فهمیدم گروه ‌درمانی هم هست. بااینکه ازنظر علمی اعتقاداتمان باهم خیلی فرق داشت.یعنی در آنجا معتقد هستند اعتیاد همیشه با انسان است و هیچ‌وقت درمان ندارد.که بیماری اعتیاد یک بیماری لاعلاج،مرموز و پیشرونده است. ولی به اعتقاد من بیماری مرموز نیست و الآن شناخته‌شده است و می‌تواند پرت شونده باشد و کاملاً 100% قابل‌درمان است در دنیا و سیستم کنگره 60 را بر مبنای فرهنگ خودمان به وجود آوردم. الآن هم اعتقاد دارم که اعتیاد به هرگونه مواد مخدر در کنگره 60 قابل‌درمان است.

مجری: کار شما از ابتدا با چند نفر شروع شد؟

مهندس دژاکام: اول با یکی دو سه نفر، همین‌جور به‌صورت غیررسمی شروع کردیم.به‌صورت رسمی سه چهار نفر را از دوستانی که مصرف‌کننده بودند را که قطع کرده بودند یا در حال مصرف بودند با این‌ها شروع کردم کار را به‌صورت غیررسمی و ذره‌ذره پیش رفت و الآن از آن افراد هیچ‌کدامشان نماندند دیگر و پیش رفتم تا چندین سال طول کشید تا امروز 50 شعبه در کشور که در 21 استان کنگره 60 را داریم.

مجری: هزینه‌ها از کجا تأمین می‌شد؟

مهندس دژاکام: قدیم که ما بچه بودیم این معرکه‌گیرها، نقاله خوانی یا پرده‌خوانی بودند یا پهلوانی بود که دور آن جمع می‌شدند که به قول قدیمی‌ها کارهای محیر العقول انجام می‌داد، یک کلاه یا کاسه‌ای بود، دور می‌چرخید که هر کس از مردم می‌خواست یک‌ چیزی درون آن می‌انداخت.در بین گروه خود درمان هم همین مسئله رسم شد. ما هر جا جلسه داشتیم یک‌دانه کاسه یا سبد پول طبق یکی از قوانین می‌چرخاندیم و کسانی که در جلسه شرکت می‌کنند و درمان می‌شوند در این سبدی پولی هر مقداری می‌اندازد. این طبق قانون جمع می‌شود.

 مجری: همچنان هم به همین شیوه است؟

مهندس دژاکام: همچنان همین شیوه است و کنگره 60 کاملاً از زمانی که راه افتاد خودکفا است. یعنی از آن اولی که کنگره سال 78 را افتاد ما ازنظر مالی خیلی مشکل بود و حتی افطار می‌خواستیم بکنیم 7 یا 8 نفر بودیم پول نداشتیم حتی یک آش بخوریم از آن‌که بگذریم تاکنون همیشه وضع خوب بوده و دارای مشکلات به ‌هیچ‌ عنوان خداراشکر نشده‌ایم. یعنی دلیلش هم این است که چون افراد به درمان می‌رسند و وقتی به درمان می‌رسند از هیچ کوششی فروگذار نیستند برای کنگره 60.چون زندگی خود را پیدا می‌کنند به‌سلامتی می‌رسند و ازنظر مالی خودکفا هستند کمک می‌کنند و از این نظر مشکلی نداریم و نیازمند هیچ سازمان و سیستمی از داخل یا خارج هم نیستیم.

مجری: این موضوع هضم کردنش سخت است! یکسری کسانی که دچار معضل اعتیاد بودند و نمی‌دانم! چون من هیچ شناختی به آن معنای حقیقی که شما دارید را ندارم؛ دچار این معضل شدند و حالا آمدند و دارند کمک می‌کنند به بقیه، یعنی این سیکل این دایرهٔ گرفتن دست بقیه،چه شکلی است؟! چطور می‌شود یک مصرف‌کننده‌ای که شاید یک سال یا دو سال پیش دربدر مقداری پول که خرج مواد خود را تأمین کند،الان کار میکند برای بقیه؟!

مهندس دژاکام: ما تقریباً نزدیک به دو هزار نفر کمک راهنما داریم، افرادی که مصرف‌کننده بودند و الآن بلد راه هستند و دارند راه را نشان می‌دهند، هم مصرف‌کننده و هم اعضای خانواده ی خود، مثل مادرشان، خواهرشان، همسرشان یا دخترشان.انسان موجودی است که یاد می‌گیرد مثال همان‌طوری که زبان فارسی را از مادرمان یاد گرفتیم و خیلی چیزهای دیگر اگر در محیطی باشیم خوب پرورش پیدا کنیم یاد می‌گیریم لااقل همه یا 60% یا 20% یاد بگیرند کافی است، این‌ها آمدند وارد سیستم شدند. دیدند که به آنان کمک می‌کنند بدون هیچ چشم‌داشتی به‌صورت رایگان تمام خدمات را دیگران به آنان می‌کنند و راهنمایی و وقتشان را صرفشان می‌کنند تا به درمان برسند. با این‌ها می‌خندند، با این‌ها گریه می‌کنند تا این‌ها به درمان برسند. وقتی به درمان رسید می‌گوید که من الآن باید جبران کنم .دیگران به من کمک کردند من خوب شدم حالا باید من به دیگران کمک کنم. آن واقعاً دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما می‌کاریم دیگران بخورند. این صادق هست در کنگره 60.

مجری:میدانید این را از چه بابت گفتم؟ از این بابت که از دیدگاه عمومی در مورد معتادان در یک جامعه،حالا حداقل در جامعه خودمان، که کسی که دچار اعتیاد می‌شود، زندگی زالو صفتانه ای، شاید واژه‌ای این شکلی باشد، پیدا می‌کند و این‌که می‌خواهد از هرکسی چیزی بکند برای اینکه خودش را تأمین کند.سخت است تصورش که این آدم بیاید حالا برای بقیه خرج کند.

مهندس دژاکام: ما یکسری باورهایی داریم که این باورها باورهای غلط است و حتی در سطح جامعه، حتی شاید در سطح مسئولین برسد این باورهای غلط. افرادی که مصرف‌کننده مواد مخدر هستند 2% آن‌ها کارتون خواب هستند که تکدیگری می‌کنند. 98% مصرف‌کنندگان مواد مخدر اصلاً معلوم نیست که مصرف‌کننده مواد مخدر هستند! این هست که ما در تمام سطوح مواد مخدر راداریم، این نیست که خب بگوییم آنی که تکدی گری می‌کند در خیابان هست به آن شرایط به قول ما به آخر خط رسیده است. همه آخر خطی شدند، آخر خطی 2 یا 3% آخر خطی ما هست ولی انسان با تمام تفاصیل اگر آموزش ببیند واقعاً به آن خدمت بکنیم ،حاضر است داوطلبانه خدمت کند.

یک‌چیزی برای شما بگویم: بچه‌های ما در استان اصفهان می‌خواستند بروند شعبه‌ای را تأسیس بکنند، شاید 200 هزار کیلومتر از تهران رفتند برگشتند تا موقعی که در اصفهان یک نفر به رهایی رسید، تمام سرویس‌های این‌ها هم رایگان است، البته افراد دائماً 24 ساعت آنجا نیستند که بگوییم هفته 2 روز 3 روز 5 یا 6 ساعت کارشان را می‌آیند صرف و به دیگران کمک می‌کنند و این قضیه واقعی است.

در نظر داشته باشیم که همه مصرف‌کنندگان مواد مخدر کارتون خواب نیستند، همه کارتون خواب‌ها هم مصرف‌کننده مواد مخدر نیستند، توجه کردید آقای شریفی (آقای مجری) ،این هست که ما باید ببینیم این‌طوری نیست، اگر مثلاً کشور اعلام می‌کند مثلاً ما یک‌میلیون و دویست هزار نفر معتاد قطعی داریم و هشت‌صد هزار نفر هم تفریحی داریم، همه این‌ها کارتون خواب نیستند، این‌ها 2 یا 3% کارتون خواب هستند، بنابراین ما تمام برنامه‌ریزی‌مان برای آن کارتون خواب‌ها است. برنامه‌ریزی در سطح کشور می‌خواهیم بکنیم آن‌ها است، هرکجا بحث اعتیاد است آن‌ها است، خبر نداریم که ما دانشجو داریم که مصرف‌کننده مواد مخدر است، کارمند داریم که مصرف‌کننده مواد مخدر است، کسبه داریم، بازرگان داریم، تاجر داریم، آقا داریم، دخترداریم، همسر داریم که مصرف‌کننده هستند؛ آن‌ها هم باید برایشان راه‌حل‌هایی باشد که به آن‌ها هم بتوانیم کمک کنیم، البته آن‌ها هم دچار مشکل هستند، دچار ناراحتی هستند، دچار سختی هستند، آن‌ها هم‌دلشان می‌خواهد از اعتیاد خارج بشوند؛ یک خطایی بوده (مواد مخدر) که ناخواسته گیر آن افتاده‌اند.

مجری: من دارم وب‌سایت شمارا الآن می‌بینم (وب‌سایت کنگره 60) و عجیب غریب است یک مقداری برایم که انواع مواد مخدر آمده، در موردش توضیح مفصل داده‌شده که چه چیز است و چه شکل است، درواقع چه حالا چه حوزه‌های تحقیقی در موردش صورت گرفته، اکثراً هم ترجمه هستند،به نظرم خیلی درواقع به منابع داخلی اکتفا نشده؟

مهندس دژاکام: همه‌اش داخلی است.

مجری: همه‌اش داخلی است؟!

مهندس دژاکام: بله. الآن بالای 30 هزار نفر بازدید داریم، یک سایت زبان انگلیسی داریم، یکی فارسی داریم و تمام چیزها داخلی است. آنجا هم که می‌بینید منابع خارجی است آن‌ها مقالات من هست که ترجمه‌شده یا آن اساتید آمریکایی هستند که با من کار می‌کنند. اگر می‌بینید گوشه سایت هست یا عکسشان هست مکاتبات من هست با آن‌ها. آن ممکن است تصور پیش آید وگرنه تمام منابع، منابع داخلی است.

یعنی الآن ما به‌عنوان تولیدکننده علم هستیم در شاید در جهان. باکمال اطمینان می‌گویم در مقوله اعتیاد تولیدکننده علم هستیم و آن‌ها دارند مخصوصاً امریکا دارد از ما مرتب در تماس هستند با من که الگوبرداری‌های لازم را انجام بدهند که ما چگونه داریم به این نتایج مثبت خوب رسیدیم. البته نگاه کنید یک نکته جالبی می‌بینیم، مراسم افطاری را می‌بینید همه‌جا.

مجری: بله!

مهندس دژاکام: تمام کنگره 60 در ماه مبارک رمضان تمام جلسات همه افطاری می‌دهند و افطاری رایگان، هر 30 روز را.به همین پاسداشت سال 75 و این‌ها همه در سایت مشخص است.

مجری: مشخص است.شهر قدس، آزادی، پرستار، حالا سمنان، تبریز، بلوار ارتش، خیلی قابل‌توجه است.

مهندس دژاکام: تمام آشپزها هم همه خود بچه‌های کنگره هستند، یعنی از بیرون ما آشپز نداریم و هر چیز خود بچه‌ها درست می‌کنند. حالا بسته به نوعشان و هر 30 روز ماه مبارک رمضان، مراسم افطاری هست در تمام شعب کنگره 60.

به قلم  مسافر منصور ، مسافر علی عبدالهیان

نگارش : مسافر منصور

ویرایش : کمک راهنما مسافر یاسر گلی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دی های آموزشی،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر مصطفی لژیون 11 سه شنبه 7 شهریور 1396 10:46
خدا قوت به همه عزیزانی که در سایت خدمت می کنند خیلی قشنگ بود با خواندن این مطالب واقعا انرژی گرفتم انشاالله به جایگاه های بالاتری برسید. و شال کمک راهنمائی را در گردن عزیزان ببینیم
همسفرطیبه لژیون پنجم سه شنبه 7 شهریور 1396 01:08
خداقوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: