کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران مورخ 96/8/22
دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت 16:10 | نوشته ‌شده به دست nafise c60 | ( نظرات )
روز دوشنبه مورخ 15 آبان ماه 1396 جلسه دوازدهم از دور سی و دوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره 60 شعبه سلمان فارسی اصفهان به نگهبانی "همسفر خانم کبـــــری" ، استادی "همسفر خانم محبـــوبه" و  دبیری "همسفر خانم نیــــــره" با دستورجلسه   "DST و تجربه من از سایر روش ها"  رأس ساعت 15 آغاز به کار نمود.


زمانی  هم که به کمپ  می رفتند ، دلواپسی ها  و نگرانیهای خود را داشت ،گاهی یک هفته و گاهی هم بیست روز را در کمپ به سر می بردند و وقتی که بیرون می آمدند باز همان آش بود و همان کاسه و باز هم شروع به مصرف می کردند و چون ما این آگاهی و دانایی را نداشتیم تا بفهمیم که این بازگشت ها به چه علت است همواره غر می زدیم، به خصوص خود من.....

مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما                       غافل از آنکه خدا هست در اندیشه ما

استاد محترم دستور جلسه را به دو قسمت تقسیم کردند:

 ۱_ انواع ترک ها قبل از ورود به کنگره و روش هایی که تجربه کرده ایم.

۲_ ورود به کنگره و روش DST.

قبل ازورود به کنگره مسافر من روشها و ترک های گوناگونی را تجربه کرده بود و این روشها را من می توانم در اینجا به دو قسمت تقسیم کنم ، ترک هایی که انجام داده اند قبل از ازدواج و ترکهایی که انجام داده اند بعد از ازدواج که من از نزدیک شاهد آن بودم.ترکهایی که قبل از ازدواج تجربه کرده اند و خودشان برایم تعریف کرده اند  که عبارت است از روش سم زدایی _روش یو آر دی _ روش خواب درمانی _ روش آب در مانی.


از قول خودشان من تعریف می کنم که در روش خواب درمانی به ایشان دارویی تزریق کرده اند که بعد از آن به مدت ۲یا ۳ روز به خواب رفته اند از زندگی در آن دو یا سه روز، چیزی نمی فهمیدند  و یا در روش آب درمانی تعریف می کردند که همیشه مواد مورد نیاز را همراه خود به طریقی به همراه خود می بردند و بعد از این که روش انجام می گرفت و من از آب خارج می شدم همه می دید چقدر حالش خوب هست و این حال خوب را به این روش نسبت می دادند به هر حال از هیچ کدام از این روشها نتیجه ایی نگرفت.

و روش هایی که بعد از ازدواج ایشان تجربه کردند و من خودم استفاده از این روشها را به عینه مشاهده کردم و بیشتر این تجربه ها سقوط آزاد بود،که یا در خانه انجام می گرفت و یا در کمپ.

زمانی که در خانه انجام می گرفت به مدت یک هفته کار را تعطیل می کردند و در خانه می خوابیدند و همیشه ما شاهد پرش های پا و به زمین خوردن پاهایشان به زمین و شاهد درد ها و بی خوابیها ، بی تعادلها یشان بودیم  و از نظر  روحی و روانی به هم ریخته  بودند و ما شاهد همه اینها بودیم و همانطور که ایشان ذره ذره آب می شدند و لاغر می شدند ما هم مثل ایشان غصه می خوردیم و در رنج و عذاب بودیم.

زمانی  هم که به کمپ  می رفتند ، دلواپسی ها  و نگرانیهای خود را داشت گاهی یک هفته و گاهی هم بیست روز را در کمپ به سر می بردند و وقتی که بیرون می آمدند باز همان آش بود و همان کاسه و باز هم شروع به مصرف می کردند و چون ما این آگاهی و دانایی را نداشتیم تا بفهمیم که این بازگشت ها به چه علت است همواره غر می زدیم، به خصوص خود من...و بهش می گفتم :حالا همه هزینه ها به کنار،چرا به کمپ می روی و اینقدر خودت را اذیت می کنی و وقتی بر می گردی بعد از یک  هفته باز شروع به مصرف می کنی؟ و یا شاید یک چیز دیگر هم به آن اضافه شده و برمی گردی؟ و من زنگ می زدم به آن دوستانی که به اصطلاح پاکی داشتند و دوست بودند و می پرسیدیم چرا باز دوباره برگشت کرد...حالا باز دوباره به زور می بردیمشان کمپ یا خودشان دوباره به کمپ می رفتند اما بعد از بازگشت دوباره شروع به مصرف می کردند و من به خاطر می آورم آخرین باری که به کمپ رفتند و دوباره بازگشت کردند، با مسئول کمپ تماس گرفتم و گفتم: شما اینجا چه کار می کنید؟ چرا روشی که به کار می برید جواب نمی دهد؟چرا همسرم مرتبا ترک می کنند و دوباره بازگشت می کنند؟ و آن آقا به من گفتند،آیا خانواده شما در جریان هستند؟ ومن گفتم نه... من از ابتدا خانواده ام را درجریان نگذاشتم و دوست ندارم خانواده ام از این موضوع مطلع شوند.گفتند:نه شما باید این موضوع را با خانواده تان در میان گذاشته و کارهای طلاق را انجام دهید.آن روز من خیلی ناراحت و نا امید شدم من همسرم را دوست داشتم و تمایلی به جدایی نداشتم و خیلی دوست داشتم که به همسرم کمک شود و خیلی دوست داشتم سر زندگیم باشم و دوست داستم که مواد را کنار بگذارند. مسافرم بعد از آن روز دیگر به کمپ نرفت تا این که بعد از مدتی عضو انجمن معتادان گمنام شدند در جلسات به طور کامل شرکت کردند بطوری که چهار سال پاکی داشتند و به روستای خودشان رفتند و جلسات این اجمن را تشکیل دادند بطوری که   هفته ای یک روز یک ساعت  این راه را رفته و برمی گشتند تا در آنجا خدمت کنند ولی در نهایت دارای تعادل روحی و روانی نبودند و جسم و روان و جهانبینیشان که در اینجا از آن صحبت می شود هنوز به تعدل نرسیده بود و دوباره بعد از چهار  سال  و با تمام تلاشهایی که انجام داده بود برگشت کرد. من خودم در چند جلسه از جلسات این انجمن شرکت کردم ،آنجا تنها یک کتاب به اسم دوازده قدم داشتند و خانمها که می خواستند در این جلسات شرکت کنند مکان به خصوصی نداشتند و این جلسات یا در حسینیه ها و یا در مسجد ها برای جلسات عمومی برگزار می شد و زمانی هم که می خواستند با راهنما کار کنند یا در خانه راهنما جلسات برگزار می شد و یا در خانه یکی از اعضا.من تنها در چند جلسه شرکت کردم و نمی دانم چرا این جلسات باب میل من نبود و من هم دیگر به این جلسات نرفتم و مسافرم هم از این انجمن خارج شده بود و خودش روش متادون درمانی را درنظر گرفته بود و روزانه 6 عدد قرص 40 میلی می خورد و علاوه برآن مشروبات الکلی و هرازگاهی هم تریاک مصرف می کردند، با این روش حالشان خیلی بدتر از قبل شده بود و یک تجربه هم بگویم که خالی از لطف نیست در زمان متادون درمانی قرصهای همسرم روی اپن آشپزخانه بود و در آن زمان من هم قرصی مصرف می کردم  که م هم آن را روی اپن آشپزخانه می گذاشتم و نمی دانم چه شد که به جای قرص خودم از قرصهای متادون همسرم استفاده کردم و نتیجه آن این بود که حالم بسیار بد شد بطوری که تا دو روز گی و منگ بودو مسافرم من را به بیمارستان برد و آمپول ضد مرفین به من زدند تا این که حالم رو به بهبود رفت.


راه کنگره را یکی از دوستانشان پیشنهاد کردند و زمانی که به کنگره آمدند به من گفتند که جایی هست که با دارو ،شربت OT ترک می دهند من تعجب کردم چون تا آن زمان نشنیده بودم که با همان شربت تریاک کسی را ترک بدهند و تازه به من گفتند که یازده ماه هم طول می کشد ،من گفتم باشه شما که همه روشها را امتحان کردی این را هم امتحان کنید،آمدند و وارد کنگره شدند. به کنگره که آمدند باز هم گریز زدند ،نامرتب به جلسات آمدند ...من هم خودم به کنگره آمدم و جمع دوستان را که دیدم خیلی لذت بردم از این که از واژه های مسافر و همسفر استفاده می شد و برچسب معتاد برداشته شده بود هم خیلی  لذت بردم  و پا بند این شدم که کنگره بیایم...دو سال آمدم ،مسافرم می گفت که به کنگره می آید ولی من متوجه بودم که نمی آید،در این دو سال سی دی ها را گوش کردم و کتابها را خواندم ولی باز هم این به کنگره آمدن من به خاطر این بود که مسافرم درست سفر کند و اصلا به این فکر نمی کردم که خودم درست سفر کنم و کمک را هنمایم به من می گفتند که تو بید برای خودت سفر کنی ...و من این را نفهمیدم ...با این که به طور مستمر این را به من گوشزد می کردند ولی باز هم من ب خاطر مسافرم ،سفر می کردم تا این که باز راهنمایم به من حرفی زدند که هنوز هم من آن را به خاطر دارم و گفتند: محبوبه! این روزی توست که الان با یک مصرف کننده زندگی می کنی  اگر شما از مسافرت طلاق بگیری و دوباره ازدواج کنی مطمئن باش آن رد هم مصرف کننده است و این روزی تو است و از آن روز من تصمیم گرفتم که خودم برای خودم سفر کنم و خودم را تغییر بدهم و خدا را شکر بعد از آن روز که من مصمم شدم که برای خودم سفر کنم و تغییر کردم ،خدا را شکر مسافرم بعد از شش ماه دوباره به کنگر بازگشت و شروع به سفر کردن کرد و پس از ده ماه هم  به شکر خدا آزاد و رها شد.

در مورد روش DST که همه ما از آن آگاهی داریم و آقای مهندس هم در مورد آن گفته اند که من فکر نمی کردم که به درمان برسم و تنها می خواستم ، که یک تجربه و آزمایشی بکنم و پس از این که شروع کردم دیدم که می توان بدون هیچ دردی ،مواد را کنار بگذارم و بعد از آن روش DST  ابداع شد که  D  برگرفته از نام خود آقای مهندس دژاکام است و S افزایش و کاهش پله ها و T نشان دهنده زمان لازم برای درمان که همان یازده ماه است،می باشد.و درآخر هم اضافه می کنم که خوشبختی زمانی حاصل می شود که یک فرد بتواند جسم و روان و جهانبینی اش را به تعادل برساند و زمانی که اینها به تعادل رسید، پول هم خودش می آید، این را خود آقای مهندس فرمودند،چرا می گوییم پول خودش می آید،چون تفکر درست می شود و درانتها خدا را بابت کنگره 60،وجود آقای مهندس و وجود روش DST شکر می کنم.


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی خصوصی همسفران،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
شنبه 27 آبان 1396 12:40
خانم محبوبه عزیزم استادی خیلی زیبایی داشتید انشالله که هرچه زودتر درجایگاه کمک راهنمایی ببینمتون به خانم نفیسه عزیزم خداقو2893ت عرض میکنم
مرضیه(سلمان فارس) چهارشنبه 24 آبان 1396 08:54
خانم محبوبه عزیز استادی را به شماتبریک میگم انشالله که را در جایگاههای بالاتر ببینمتون وخدا قوت به نگهبان عزیزودبیر گرامی
وتشکر از خدمتگزاران سایت
همسفر نفیسه سه شنبه 23 آبان 1396 14:43
ضمن خداقوت به استاد و نگهبان محترم،
جایگاه استادی را با خانم محبوبه عزیز تبریک می گویم و امبدوارم دراین راهی که گام نهاده ایدموفقیتهاهایتان افزون باشد.
همسفر فرزانه سه شنبه 23 آبان 1396 12:37
خداقوت نفیسه عزیزم
مسافر امید سه شنبه 23 آبان 1396 11:14
سرکار خانم محبوبه همسفر گرامی,,بسیار خوشحال وخرسند شدم که شما را در این جایگاه دیدم امیدوارم همواره موفق باشی
وبابت تمام سوختن و ساختنهایت بی نهایت سپاسگذارم
از طرف مسافرت امید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: