کارگاه آموزشی عمومی؛ پنجشنبه 1396/10/14
جمعه 15 دی 1396 ساعت 19:17 | نوشته ‌شده به دست مجید C60 | ( نظرات )
پنجشنبه چهاردهم دی ماه جلسه ششم از دوره سی و چهارم کارگاه های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره 60؛نمایندگی سلمان فارسی به استادی کمک راهنمامسافر محمدرضا؛ نگهبانی کمک راهنمامسافر مجید و دبیری کمک راهنمامسافر مجتبی با دستور جلسه: "کمک کنگره به من و کمک من به کنگره" و "جشن یکمین سالروز رهایی مسافر محمد" رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


آقای مهندس این دستور جلسه را برای این گذاشته است که گاهی به خودمان تلنگری بزنیم که در چه جایگاهی بوده ایم و الان در چه جایگاهی قرار داریم آیا وقتی سبد پول را جلو ما می آورند حاضر به حمایت سبد هستیم ؟بعضی اوقات اینگونه نیست در صورتی که در دوران سوء مصرف برای تهیه مواد از حق خانواده خود میزدیم و با جان و دل پول را برای تهیه مواد میدادیم و الان که برای درمان  میخواهیم بدهیم خیلی سخت است...

خلاصه سخنان استاد:

همه ما می دانیم کمکی که کنگره به ما کرده است رهائی از اعتیاد است .قبل از کنگره سال های زیادی به دنبال روشی برای ترک اعتیاد بود م و این اتفاق امکان پذیر نبود .

در طول زندگی مسائلی برای ما پیش می آمد و برای ما مشکلاتی ایجاد می کرد و ما گاهی قادر به حل آنها نبودیم ،جهان بینی که در کنگره به ما آموزش داده می شود به ما کمک می کند که مشکلات را حل کنیم .

در مورد قسمت دوم دستور جلسه کمک من به کنگره نمی توانم بگویم که کمکی به کنگره کرده ام چون هر خدمتی که در کنگره داشتم چندین برابرش را به خود من برگرداند و اگر بگوئیم به کنگره خدمت کرده ایم نا سپاسی است .

آقای مهندس این دستور جلسه را برای این گذاشته است که گاهی به خودمان تلنگری بزنیم که در چه جایگاهی بوده ایم و الان در چه جایگاهی قرار داریم آیا وقتی سبد پول را جلو ما می آورند حاضر به حمایت سبد هستیم ؟بعضی اوقات اینگونه نیست در صورتی که در دوران سوء مصرف برای تهیه مواد از حق خانواده خود می زدیم و با جان و دل پول را برای تهیه مواد می دادیم و الان که برای درمان  می خواهیم بدهیم خیلی سخت است.

یکی از مشکلاتی که قبلا داشتم این بود که بد بودن را دوست داشتم می خواستم هر کجا اسم من می آید همه وحشت کنند و روی این موضوع بسیار تلاش می کردم .وقتی به کنگره آمدم اوایل برایم سخت بود که چند نفر کمک می کنند تا من درمان برسم و باید با بدی جواب شان  را بدهم  و همیشه سر دو راهی بودم ولی خوشبختانه با گوش دادن به سی دی های استاد امین این مشکل را برطرف کردم .

و اما دستور جلسه دوم تولد یکمین سالروز رهایی آقای محمد:

محمد جزء اولین کسانی بود که وارد لژیون شد و اولین رهجویی بود که در لژیون رهایی گرفت خیلی زود خودش را پیدا کرد و درمانش را شروع کرد ،در ورزش به صورت منظم شرکت می کرد صبح های جمعه او ل وقت در پارک حضور داشت و همین ورزش در درمانش خیلی موثر بود .

هفته قبل هم مزد زحماتش را با گرفتن شال مرزبانی قسمت پارک گرفت امید وارم سال آینده شال کمک راهنمای را دریافت کند برا خودش ،همسفرش آرزوی موفقیت دارم و امید وارم در هر جایگاهی سر بلند و موفق باشد همچنین از آقای مهندس و راهنمای همسفر شان تشکر می کنم و این روز را تبریک می گویم .

اعلام سفر مسافر محمد:

آنتی ایکس تریاک ،هروئین و شیشه روش درمان DSTداروی درمانOT مدت سفر چهارده ماه و چهار روز رهائی پانزده ماه و هفت روز رشته ورزشی بدمینتون.

آرزوی مسافر محمد :

به امید جهانی شدن کنگره  که تمام انسانها برای بهتر زندگی کردن به کنگره بیایند و آموزش بگیرند

آرزوی همسفر خانم صدیقه :

آرزو میکنم همه مصرف کنند گان مواد مخدر با کنگره آشنا شوند.

خلاصه سخنان مسافر محمد:

تشکر میکنم از همه شما عزیزان که در این جشن شرکت کردید .

کمک کنگره به من یعنی همین که یک روزی  هیچ کسی به من اعتماد نداشت و از من راضی نبود خانواده ،همسایه ها، همکاران ولی الان به جایگاهی رسیده ام که این تغیر جایگاه را مدیون آقای مهندس و راهنمایی عزیزم هستم و امید  وارم  بتوانم جبران کنم.

دلیل اینکه مصرف کننده مواد مخدر شدم نا آگاهی و جهل بود که وقتی وارد کنگره شدم دلیلش را متوجه شدم  چون قبل از کنگره دیگران را مسئول می دانستم .

با اینکه سن کمی داشتم با مواد آشنا شدم و با دوستانم شروع به مصرف حشیش کردم و طریقه  انواع مصرف را به همدیگر آموزش میدادیم تا اینکه مصرف حشیش دائمی شد بعد از چند سال با تریاک آشنا شدم و کم ، کم هروئین ،قرص روان گردان و شیشه هم جزء مواد مصرفی شد .

قبل از کنگره تمام روش های ترک را امتحان کردم ولی نتیجه ای نداشت در آخر هم به کلینیک رفتم و شروع به متادون درمانی کردم دکتری که آنجا بود اطلاعات کمی از روش کنگره داشت و می خواست با این روش من را ترک دهد ولی بجای اینکه مصرفم را کم کنم هر روز به مصرفم اضافه می شد تا اینکه پدرم شاکی شد و پیش دکتر رفت و ایشان نا خواسته پیام کنگره را به پدرم داد .

مدتی به کنگره می آمد ولی تعطیل بود تا اینکه یک روز موفق شدم وارد کنگره شوم ،بعد از مدتی راهنما انتخاب کردم روی برنامه نبودم و همیشه قبل از جلسه نزدیک کنگره هروئین مصرف می کردم و برای لژیون وارد کنگره می شدم بخاطر همین از کنگره رفتم ولی بعد از مدتی برگشتم  .چند ماهی سفر کردم ولی اینبار با اینکه مواد مصرف نمی کردم جهان بینی نداشتم و مسیر را اشتباه میرفتم و این طلب ظلمی بود که من برای خودم می کردم باز از کنگره بیرون آمدم و دو سال بعد با تخریب شیشه وارد کنگره شدم و این تاوان عملی بود که انجام دادم چون حق الناس کردم و جای کسانی که خواسته درمان داشتند را اشغال کرده بودم  .

از بودن در کنگره به سبب اینکه دو بار برگشت داشتم لذتی نمی بردم  از طرفی از کشیدن مواد هم لذت نمی بردم چند وقتی سرگردان بودم تا اینکه سفرم را شروع کردم .

سفر اولی ها این را بدانند همانطور که می گویند کنگره مکان خوبی است اگر به حرمت ها و قوانین احترام نگذاریم و اجراء نکنیم به عمق تاریکی ها فرو می رویم .

وارد لژیون  آقای محمد رضا شدم و اولین ره جوی ایشان بود ام بسیار از ایشان آموزش گرفتم و از تجربیات شان برای بهتر سفر کردن استفاده کردم .

کسانی که می خواهند به درمان برسند باید حضوری بی ریا و خدمت صادقانه را مد نظر داشته باشند و وقتی به این آگاهی رسیدند که در کنگره هر کاری انجام می دهیم برای خودمان است از خدمت کردن لذت میبریم .

از آقای مهندس و خانواده محترم شان ، از کمک راهنمای محترم آقای محمد رضا ، از کمک راهنمای همسفرم  ،از همسفرم مادر عزیزم ،از همه خدمت گذاران کنگره و همه شما عزیزان کمال تشکر را دارم .

خلاصه سخنان راهنمای همسفر سر کار خانم فاطمه:

                    مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد                  نقش هر نغمه که زد راه بجای دارد

خداوند بزرگ را سپاس گذارم که توفیق پیدا کردم بار دیگر در این جایگاه قرار بگیرم اولین سال رهایی آقای محمد را خدمت آقای مهندس تبریک می گویم که اگر حرکت عظیم ایشان نبود هیچ کدام از ما اینجا حضور نداشتیم و این آموزش های ناب را نمی گرفتیم. و همچنین به راهنمای محترم شان آقای محمد رضا و همسفر صبور شان خانم صدیقه تبریک می گویم .

کنگره به من یاد داد که زندگی یک گذر است و در این گذر باید کاشت، داشت و برداشت و صبوری و تلاش کرد . یک تصویری را به من نشان داد که بروم ، برسم و بسازم مانند کانون گرم خانواده. در قبال این همه آرامش و عشقی که کنگره به ما داده چه وظیفه ای داریم ؟ اول اینکه آنچه را که کنگره به ما یاد داده است را کاربردی کنیم و هیچ موجی نتواند ما را بهم بریزد و بتوانیم کاربردی در زندگیمان اجراء کنیم  و بعد تا می توانیم این عمل را انتقال دهیم و خدمت کنیم که این خدمت به خود ما بر میگردد مانند خدمتی که آقای محمد در کنگره انجام می دهد و خودشان این برکت را می بینند .

امیدوار هستم خانم صدیقه هم یکی از خدمت گذاران کنگره بشوند .

عشقی که در وجود یک مادر است می تواند خیلی به مسافرش کمک کند می تواند آن را به نقطه پایان سفر اول برساند خانم صدیقه شخص بسیار صبور و متین هستند و آرزو میکنم زندگیشان مملو از حال خوش و آرامش و برکت باشد .

خلاصه سخنان همسفر خانم صدیقه :

خصلتی که یک مادر دارد این است که بدی های فرزندش را نمی بیند فقط خوبی های آن را می بیند .

اگر مسافر من چند بار برگشت کرد و در جا زد بخاطر این است که همسفرش با آن همگام نبود بعضی اوقات گریه می کردم بخاطر اینکه نمیتوانم با ایشان همگام شوم و پا به پایش قدم بردارم و اگر می توانستم شاید برگشت نمیکرد و زودتر به رهایی می رسید و این توسعه من به همسفران کنگره است .

این سفر سفری واقعا سخت است ولی باید صبور باشید و با نادیده گرفتن بعضی از مسائل و همگام بودن با مسافر بهتر می توانید به نتیجه برسید .

همانطور که آقا محمد گفت برای درمانش نزد یک دکتر رفتیم ولی ایشان به فکر کاسبی بودند و راه کاری برای کاهش متادون نداشتند .

مصاحبه آقای مهندس را در تلویزیون دیدم و بعد از تحقیق با پدر آقا محمد برای یافتن کنگره به ارغوانیه آمدیم و این مکان را پیدا کردیم وقتی چهره افرادی که رها شده بودند را دیدم چنان آرامشی به من داد که هیچ کجا به من نداده بود .

باید بدانیم این آرامش و آرامشی که در رهایی می چشید و سختی های که در این راه مقابل شما است قابل وصف نیست ولی اگر می خواهید به آرامش بعد از سختی ها برسید باید صبوری کنید و همگام با مسافر باشید .

همگام بودن یعنی درک کردن یعنی نادیده گرفتن پاره ای از مسائل  روزی که محمد برگشت کرد با آموزش های که گرفته بودم امید داشتم که اگر به کنگره برگردد قطعا درمان خواهد شد .

از آقای مهندس خانواده محترم شان ،راهنمای مسافرم، راهنمای خوب خودم سرکار خانم فاطمه و همه شما عزیزانی که در کنگره خدمت می کنید تشکر و قدر دانی میکنم .


نگارش:مسافر محید لژیون هفتم

عکس:مسافر اصغر لژیون پانزدهم


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی ، آرشیو تصاویر، گزارش تولدها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفرمریم شنبه 16 دی 1396 19:45
جشن زیبایی بود تبریک خدمت آقای محمد وهمسفر عزیزشون
همسفر بهار از لژیون دوم نمایندگی صالحی شنبه 16 دی 1396 15:18
خداقوت تا باد چنین باد مبارک باشد
مسافر مصطفی لژیون 11 شنبه 16 دی 1396 09:06
جشن خیلی زیبا و قشنگی بود من از حرفهای مسافر محمد خیلی آموزش گرفتم خیلی پر انرژی بود انشاالله که این رهائی گوارای وجود مسافر محمد باشه...شکر...شکر...شکر
مسافر جابر شنبه 16 دی 1396 00:00
به به چه جشن با شکوهی بود محمد جان تبریک تبریک تبریک.انشاالله که در تمام مراحل زندگیت پیروز و سر بلند باشی.تبریک به راهنماهای گرامیتان برای انجام این عمل عظیم شکر شکر شکر.سپاسگذارم از بچه های سایت شعبه.
مسافر رحیم (شعبه امین گلی) جمعه 15 دی 1396 20:59
خداقوت...

تبریک خدمت محمد عزیز و خداقوت خدمت کمک راهنمای محترم آقا رضا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: