خلاصه سی دی های آموزشی؛ چرخش
سه شنبه 15 اسفند 1396 ساعت 15:30 | نوشته ‌شده به دست منصور c60 | ( نظرات )
خلاصه سی دی "چرخش" از مهندس حسین دژاکام


پس تغییرات یکی از مسائل عمده و ضروری ما هست و بدون تغییر هیچ اتفاقی رخ نمی‌دهد اگر کسی می‌خواهد تبدیل به یک فرد خوب و صالح و متین بشود باید تغییر کند و اگر بعدازاین که درمان شد بازهم بخواهد همان کارهای که در قبل و در دوران مصرف انجام می‌داد را، انجام بدهد و تغییر نکند هیچ پیشرفتی نکرده و تمام تلاش‌های او بی‌فایده بوده و هیچ تبدیلی انجام نگرفته.

استاد: همه حال از خلقت تا خلق دیگری در گردش و چرخش هستیم و چیزی که هست، تبدیل است که انجام می‌پذیرد هر تبدیلی برای خود مراحلی دارد که ما تابع آن هستیم یا می‌شویم و باز ادامه دارد.

یک خلقتی آغازشده یک شروعی دارد و یک‌پایانی که اول خلق برای ما روز الست می‌باشد و آخر خلق قیامت است و نابودی تمام سماوات؛ یعنی از اول بوده‌ایم و تا آخر هستیم از این آغاز تا این پایان چیزی که وجود دارد تبدیل است. اگر به هستی نگاه کنیم یک کارخانه عظیم است که دائماً در آن تبدیل انجام می‌گیرد. مثلاً یکسری به دنیا می‌آیند و می‌میرند و یا از هستی تبدیل به نیستی می‌شوند یا درختان، کوچک هستند و تبدیل به درختان بزرگ می‌شوند یا انسان‌ها کوچک هستند بزرگ می‌شوند؛ بنابراین در همه‌چیز تغییرات و تبدیلات انجام می‌گیرد؛ که البته این تغییرات به جهت آگاهی و صلح حرکت می‌کنند. اگر در زندگی خود به هر موردی نگاه کنیم این تغییرات را متوجه می‌شویم دنیا در حال پیشرفت است هر تغییری، تبدیلی دارد. در زمان قدیم وسیله نقلیه نبود و مردم برای جابجا شدن از حیوانات استفاده می‌کردند و بعد تبدیل به دُرشکه، ارابه، ماشین، هواپیما و کشتی شد که این‌ها روزبه‌روز پیشرفته‌تر شد و یا یک موبایل که یک‌چیز کوچکی هست اندازه پاکت سیگار، ولی بیشتر کارهای روزمره ما با آن انجام می‌پذیرد و ما این تبدیل‌ها را روزانه به چشم خود می‌بینیم.

یک فرد معتاد وقتی می‌خواهد درمان شود و تبدیل به یک آدم سالم بشود این تبدیل برای خودش مراحلی دارد و همین‌طور امکان‌پذیر نیست. یا یک فرد سیگاری می‌خواهد تبدیل به یک فرد غیر سیگاری بشود این هم برای خودش مراحلی دارد که نمی‌توان این مراحل را نادیده گرفت. یک زمین خالی هست می‌خواهیم آن را تبدیل به یک ساختمان دوطبقه کنیم این برای خودش یک قوانینی دارد و همین‌طور امکان‌پذیر نیست. برای هر تبدیل ما یک مراحلی برای خودش داریم و تا آن مراحل طی نشود تبدیل انجام نمی‌پذیرد. ما گندم را داخل زمین می‌کاریم، یک بوته سبز می‌شود و بعد این می‌خواهد تبدیل به گندم شود و آن علف یا بوته سبز می‌خواهد تبدیل به گندم شود این برای خودش مراحلی دارد ما نمی‌توانیم این مراحل را نادیده بگیریم.

در صور آشکار یا صور جسمی ما این را خوب قبول داریم حس و درکش می‌کنیم و موقعیت هم به آن می‌دهیم، ولی برای خودمان، برای تغییرمان، برای رفتارمان و کردارمان این را در نظر نمی‌گیریم؛ بنابراین به خاطر همین هست که در مسئله و مقوله اعتیاد همه می‌خواهند یک‌شبه از یک انسان معتاد یک انسان سالم و پاک بسازند که این امکان‌پذیر نیست. مسئله‌ای که مهم است برای هر تبدیل ما یک مبدأ، یک مقصد و یک هدف‌داریم، یعنی در کل خلقت نگاه کنیم این تغییر و تبدیل که در خلق هست این‌یک سری مبدأیی دارد که از یک نقطه آغازشده و یک مقصدی هست که اولش را بگوییم بینگ بنگ و آخرش را بگوییم انهدام جهان.

از دیدگاه دیگر اول بگیریم الست و بعد بگویم قیامت، فرقی نمی‌کند، مبدأ و مقصدش و یک هدف را دنبال می‌کند همیشه در تبدیل یک هدف دنبال می‌شود، ما هم در تغییر و تبدیل خودمان یک هدف‌داریم و تبدیل یک مراحلی دارد و این مراحل تبدیل باید حتماً انجام بگیرد، مراحل چیست؟ اول‌ازهمه نقشه می‌خواهد که از کجا می‌خواهد شروع کند و به کجا می‌خواهد برسد و بدون نقشه راه تبدیل و تغییر انجام نمی‌گیرد، اگر شما بخواهید سیب را تبدیل به سرکه کنید باید 14 مرحله را طی کنید و این 14 مرحله را نقشه راه میگویند و تمام هستی برای تبدیل‌شدن یک نقشه راه دارند که خداوند برای همه قرار داده و همه دارای نقشه راه هستند و دوم زمان است، یعنی تغییر و تبدیل بدون زمان هیچ‌وقت انجام نمی‌گیرد، درآن‌واحد اگر بخواهید تبدیل انجام بگیرد تخریب‌های بسیار وحشتناکی انجام می‌پذیرد، مثلاً در یک‌لحظه زلزله می‌شود و تمام شهر تبدیل به ویرانه می‌گردد و یا یک مواد منفجره داخل یک ساختمان باعث تخریب آن می‌شود و تبدیل آنی یک شوک بسیار عظیم وارد می‌کند، پس اگر ما بخواهیم یک انسان به‌هم‌ریخته و معتاد را در یک‌لحظه تبدیل به یک انسان صالح کنیم تخریب‌های زیادی صورت می‌پذیرد، مرحله بعدی تغییر است که مهم‌ترین مسئله تغییر است و به‌صورت عملیاتی، باید تغییر انجام بگیرد اگر تغییر انجام نگیرد تبدیل اصلاً انجام نگرفته و برای تبدیل‌شدن، تغییرات از الزامات است.

فردی که وارد کنگره می‌شود و بخواهد اعتیادش را درمان کند ولی هیچ تغییری نخواهد بکند، همان شازده‌ای که بوده همان شازده خواهد بود و این است که به درمان نمی‌رسد چون تبدیل نمی‌شود، چون تبدیل بدون تغییر امکان‌پذیر نیست، هم در مقوله اعتیاد و هم در مقوله زندگی، دو نفر هستند همیشه باهم دعوا دارند و یا دو زوج بسیار به‌هم‌ریخته هستند و یا دو خواهر و برادر و یا...دائماً باهم درگیری دارند این‌ها هیچ‌وقت تبدیل به یک موجود صالح نمی‌شوند، منظورم این است که باهم درگیری نداشته باشند، حتی با دعای خیر هم انجام نمی‌پذیرد دعای خیر برای کسی صورت می‌گیرد که خودش هم یک‌قدمی بردارد و خودش بخواهد و عملیاتی اقدام کند و دعای خیر هم کمکش می‌کند وگرنه اثری ندارد؛ بنابراین اگر بخواهند آن‌ها ارتباطشان باهم خوب شود، باید تغییر کنند و تبدیل‌شدن چیز بسیار مهم و بارزش است و اگر انسانی بتواند تبدیل بشود باید حتماً نقشه راه داشته باشد و زمان را هم در نظر بگیرد چون بدون نقشه راه و زمان میسر نمی‌شود و اگر کسی یکی از این مقوله را نداشته باشد تبدیل‌شدن امکان‌پذیر نیست.

پس تغییرات یکی از مسائل عمده و ضروری ما هست و بدون تغییر هیچ اتفاقی رخ نمی‌دهد اگر کسی می‌خواهد تبدیل به یک فرد خوب و صالح و متین بشود باید تغییر کند و اگر بعدازاین که درمان شد بازهم بخواهد همان کارهای که در قبل و در دوران مصرف انجام می‌داد را، انجام بدهد و تغییر نکند هیچ پیشرفتی نکرده و تمام تلاش‌های او بی‌فایده بوده و هیچ تبدیلی انجام نگرفته.

چیزی که دائم در مراحل نقش کلی دارد چیست؟ شاگرد می‌گوید چیست؟ همین است که بین من و تو و بین کسانی که دوستشان داریم در جریان است، شاگرد می‌گوید منظورت محبت است؟ استاد می‌گوید آری. (جدا از صحبت‌های بالا چیزی که می‌تواند یک انسان کاملاً به‌هم‌ریخته و آشفته را آرم کند محبت است). آری اگر این امواج متبوع الهی نبود، ما به هم مطلبی نداشتیم که بگوییم و یا پیامی ارسال کنیم، یعنی دوتا آدمی که همدیگر را دوست دارند اگر محبت نبود مطلبی نداشتند که به هم بگویند، از اینکه بخواهیم ببینیم و لمس کنیم و این‌قدر اندیشه‌هایمان به هم نزدیک باشد (چیزی که انسان‌ها را به هم متصل می‌کند و پیوندهارو نگه می‌دارد همان محبت است و اِلا خشم و کینه و نفرت که باعث جدایی انسان‌ها می‌شود) وقتی محبت می‌کنی یعنی فرد هم به خود محبت می‌کند و هم به دیگری و اگر انتقام می‌خواهی بگیری باید دوتا قبر بکنی، یکی برای خود و دیگری برای دشمنت و اگر غیبت می‌کنی دوتا مشکل درست می‌کنی هم برای خودت هست و هم برای دیگری،

فکر نمی‌کنی که چقدر این موضوع اهمیت دارد، آیا اگر در درون سینه تو و من چنین چیزی نبود چگونه می‌توانستیم آنچه که تو می‌کنی و آنچه که من می‌خواستم بر دل‌ها نوشته شود؟

اگر در سینه من و تو محبتی وجود نداشت چگونه می‌توانستیم این را به دیگران منتقل کنیم، انسان چیزی را می‌تواند بدهد که مالکش باشد اگر مالکش نباشد که نمی‌تواند بدهد، شما محبت را موقعی می‌توانی بدهی که محبت را داشته باشی اگر نداشته باشی نمی‌توانی بدهی، دوست داشتن را باید داشته باشی اگر نداشته باشی نمی‌توانی بدهی، مقداری پول باید داشته باشی که به کسی بدهی اگر نداشته باشی که نمی‌توانی بدهی، اگر راهنما علمی نداشته باشد که نمی‌تواند به رهجو بدهد اگر عشقی نداشته باشد که نمی‌تواند به رهجو بدهد.

چه می‌شد پس دل من هم برای تو تنگ می‌شود و این از مهر است. امروز و هرلحظه‌ای که می‌گذرد آن تفکر من و تو، وتو شکل دیگری که حکایت واقعی دارد پیدا می‌کند و این مهم و باارزش است و آنکه زبان‌ها یکی می‌شود همه دیدن‌ها یکی می‌شوند و یاد آن‌ها دلمان را هم تنگ و هم نزدیک می‌کند و بارها گفتیم که پایه محبت آگاهی و دانایی است از معرفت در جهت خیر محبت پدیدار می‌شود (آدم جاهل نمی‌تواند محبت داشته باشد کسی می‌تواند محبت داشته باشد که به دانایی رسیده باشد. بحث باسواد شدن نیست ممکن است کسی باسواد باشد ولی به دانایی نرسیده باشد، تفکر آموزش و تجربه، پس محبت ریشه‌اش دانایی و تجربه است باید به آن مرحله از دانایی برسید تا تبدیل بشوی به ابدال و تبدیل به محبت شوی وقتی به محبت رسیدان موقع زبان‌ها یکی می‌شود در بین انسان‌ها، بعضی از انسان‌ها با یک‌زبان صحبت می‌کنند ولی حرف همدیگر را نمی‌فهمند)

 

استاد می‌گوید می دانی که من را دوستان محبت از تنهایی رها نمودند، من تنها بودم و با افکار خود که فکر می‌کردم اما فرمان صادرشده بود که از این یگانگی خود بیرون بیایم می دانید تو را که در جمع هستی البته نه به‌تنهایی من، اما یاران در رهند و تو را درمی‌یابند، شمارا می‌فهمند ولی خواهند آمد و من فکر می‌کنم بیشتر از این موضوع رنجت دهد و دلت بیشتر برای ما تنگ می‌شود اما این‌چنین نخواهد ماند برای اینکه توکار می‌کنی و به مسائل رسیدگی می‌نمایی، فرامین‌ را طبق گفته‌های قبلی یک‌به‌یک اجرا می‌کنی و یا درصدد عمل آن هستی این وقت تو را خوب پر می‌کند زیرا اکنون و حالا به این مطالب نیاز داری کوشش تو، راه را برای آنان که درراه هستند هموار می‌نماید. برای اینکه توکار می‌کنی و به مسائل رسیدگی می‌نمایی، فرامین‌ها (دستورات الهی یا قوانین کنگره یا قوانین کشور و...) را طبق گفته‌های قبلی یک‌به‌یک اجرا می‌کنیم و یا درصدد عمل آن هستیم، جهان مملو از مطالبی هست که قابل وصف نیست، اگر به درون سفر کنی درخواهی یافت که بیرون آنچه دیده می‌شود و می‌بینی در مقابل درون گویی توپی بیش نیست تو درون انسان‌ها را به خودشان آدرس و نشانی می‌دهی و یافتن نشان خودشان بسیار تا بسیار در دگرگونی آن‌ها مؤثر است، امری است خدادادی یا طبیعی.

انسان خودش باید خودش را تغییر دهد و اما حسین عزیز یا شاگرد عزیز مذکر یا مؤنث بودن هیچ مفهومی ندارد، در بعد تکامل لازمه احیاء جسم و ابعاد دیگر مثلث است که بقای اصل محسوب می‌شود. اصل تکامل در خلقت، وجود است نه مذکر و نه مؤنث و هر نوعی مثل آب‌وآتش و آنچه بین و تلفیقات آن است. حیات بدون مسائلی که خلق‌شده امکان ندارد.

 

نوشته و نگارش: مسافر سعید لژیون 15

ویرایش: مسافر منصور

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دی های آموزشی،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر مصطفی لژیون 11 چهارشنبه 16 اسفند 1396 08:59
خدا قوت به عزیزلن در سایت کنگره که صادقانه زحمت می کشند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: