دل نوشته؛چهره آشنا
چهارشنبه 16 اسفند 1396 ساعت 14:37 | نوشته ‌شده به دست فرزاد c60 | ( نظرات )
چهره آشنا

به قلم کمک راهنما مسافر پژمان

بر شاخه‌های درختی نشسته‌ایم؛ که علی خدامی و همراهانش سال 1384 در پارک بهزیستی با خون‌دل آبیاری کردند و پرواز می‌کنیم در اسمان رهایی با بالی که همانان بر شانه‌هایمان رویاندند.

پاییز سال ۱۳۸۴ است.

 سرمای هوا اثر مضاعف بر جسم و جانت می‌گذارد، وقتی‌که گرمی وجودت بسته به افیون است...

مثل امروز نیست که بدانی سردی ۶۰ درجه زیر صفر یعنی چه! ترس برجانت چنگ می‌اندازد بااینکه خبر از دربسته و قفل و نگهبان نیست.

بااینکه در پارک نشسته‌ای و او با لبخندی بر لب و چشمانی خسته اما پر امید روبرویت نشسته و از مسیری حرف میزند که باورش برایت سخت است.

فرسنگ‌ها راه پیموده تا اینجا مقابلت بنشیند و از آغازی برایت بگوید که پایانی دل‌چسب به همراه دارد.

چهره‌اش آشناست، بااینکه هیچ شباهتی به آن دیگری‌ها ندارد. نه به آن پزشک که در مقابل دریافت قدری از پس‌اندازت، سم را از بدنت بیرون کرد اما نفس مسموم را نه نه به آن نگهبانی گه که تو را مهار کرد در سالن کمپ، اما آن میل نیرومند را نه.

نه او شبیه هیچ‌یک از آن قبلی‌ها نیست. آشناست چون شبیه خودتو است. آن‌همه راه پیموده تا بی چشمداشتی دستت را بگیرد و با خود به‌جایی ببرد که فکرش را نمی‌کنی.

نه دفترودستکی دارد، نه تختخوابی نه حتی یک سرم، اینجا روی نیمکت پارک نشسته و همه ابزاری که در اختیار دارد یک گاز پیک‌نیک است و یک قوری و یک کتری، تنها اوست و دلی به وسعت اقیانوس مهربانی که هر قطره‌اش مرهمی است بر زخم ناسورت

با خود می‌اندیشی این عشق از چه مایه می‌گیرد که مشقت پیمودن این مسیر طولانی را این‌چنین برایش هموار کرده، حتماً هموار کرده که نه اخمی بر ابرو دارد و نه کلامی که گویای سختی راه باشد.

یک‌بار و دو بار نیست و هر هفته می‌آید و چنان تو را در آغوش می‌گیرد که گویی دلش سخت برایت تنگ است.

علی خدامی بزرگ‌مرد بی‌ادعا است به‌حق تک‌تک حاضرین در این جشن پرشکوه سلامت و آرامش و حرکت مثبت خود را مدیون او هستیم.

دیده‌بان‌ها ستون‌های کنگره‌اند افرادی چون ایشان که هر یک برای برقراری این سازمان مردم‌نهاد خون‌دل‌ها خورده‌اند و مرارت‌ها کشیده‌اند تا ما از هر مبدأ ای که آغاز کرده‌ایم. سفری امن و آرام را تجربه کنیم تا مقصدی به ماندگاری رهایی و رهایی ماندگار

اگر امروز برای خدمت برای کنگره ۶۰ سر و دست می‌شکنیم به آن افتخار می‌کنیم قدری با خدمتی که علی خدامی به کنگره ۶۰ کرد توفیر دارد.

 امروز هریک از ما عضوی هستیم از یکی از چندین شعبه کنگره اصفهان که شعباتی در شهرهایی استان و حتی استان‌های هم‌جوار چون یزد از دل آن بیرون آمده، خدمت در سازمانی این‌چنین پرشکوه حسی بسیار زیبا دارد اما شکوه آن خدمت در وجود خود آن مرد و همراهانش مسجل بود و بس.‌‌

خدمت در شرایطی که آنان تجربه کردند چیز دیگری است شاید از جنس دیگر، امروز کنگره 60 در اصفهان درختی تناور است با شاخ و برگ‌های انبوه که برریشه‌ای نیرومند استوار گشته است.

پرواضح است وقتی مهندس ریشه باشند، قداست و قدرت. صلابت و هیبت، سلامت و صحت تنه این درخت محکم‌ترین مأمن است برای آنان که طالب امنیت و سلامت‌اند. سکوی سالمی است برای پرواز آنان که خواهان پریدن به اوج هستند.

وقتی مهندس بنایی را پی ریخته‌اند بی‌شک ستون‌ها به‌گونه‌ای انتخاب‌شده‌اند که طوفان هیچ حادثه‌ای قادر به انداختن خطی بر پیکر آن نیست.

ستون‌های این بنای مقدس دیده‌بانان خدوم و پاک‌دل‌اند امروز در این مکان مقدس گردآمده‌ایم تا بگوییم حق‌شناسان آن‌همه زحمت و پایمردی هستیم.

تا بگوییم بر شاخه‌های درختی نشسته‌ایم؛ که علی خدامی و همراهانش سال 1384 در پارک بهزیستی با خون‌دل آبیاری کردند و پرواز می‌کنیم در اسمان رهایی با بالی که همانان بر شانه‌هایمان رویاندند.

ما را ببین!

همه اینجاییم که بگوییم: گل کاشتی عزیز، برقرار باشی برادر. دست‌مریزاد مرد

نگارش : مسافر حبیب

ویرایش : مسافر فرزاد

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر طیبه جمعه 3 فروردین 1397 16:44
سپاس بابت قلمی که برای حال خوب دیگران مینویسه ممنون از این نگارش زیبا....عالی بود.
مسافر جابر شنبه 19 اسفند 1396 01:51
عرض ادب واحترام خدمت استاد بزرگوار آقا پژمان بسیار بسیار لذت بردم. سپاسگذارم از تمام بچه های سایت بابت زحماتی که میکشند.
علی نادعلیان پنجشنبه 17 اسفند 1396 19:56
بسیار مطلب اموزنده ای ود لذت بردیم
همسفر فاطمه پنجشنبه 17 اسفند 1396 16:18
اقای پژمان بسیار ممنون از متن زیبا ودلنشین تون.بقول اقای مهدی راهنمای بزرگوارتون سخن کزدل برآید لاجرم بر دل نشیند .واقعا متون ادبی شما که حتی در تولداتون هم مینویسید و می خونید بسیار زیبا ودلنشین هستن .ممنون از شما و تبریک بابت این استعدادتون
سعید طائبی پنجشنبه 17 اسفند 1396 10:13
خیلی لذت بردم از این دلنوشته. عالی بود آقا پژمان
رضا لژیون یکم پنجشنبه 17 اسفند 1396 08:53
با سلام
همانند همیشه نوشته های اثرگذارتان در تمامی جان و تن

جای گرفت و آرامشی زیبا را خلاق کرد.دستمریزاد و تشکر
از شما راهنمای خستگی‌ناپذیر و صبور.
مهلا چهارشنبه 16 اسفند 1396 18:31
بسیار زیبا و دلنشین بود استاد گرامی
مسافر مصطفی لژیون 11 چهارشنبه 16 اسفند 1396 16:34
خدا قوت به کمک راهنمای محترم مسافر پژمان عزیز خیلی زیبا و آموزنده بود خیلی انرژی و آموزش گرفتم امید است که من سفر اولی بتوانم با خدمت کردن و درست به اجرا در آوردن حرمت های کنگره سپاس و قدردان زحمات این عزیزان باشیم.برای انجام این عمل عظیم ....شکر....شکر....شکر....
مهدی زارع چهارشنبه 16 اسفند 1396 16:30
انچه از دل براید لاجرم بر دل نشیند
بسیار زیبا و دلنشین
سپاس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: