دلنوشته
چهارشنبه 2 خرداد 1397 ساعت 13:02 | نوشته ‌شده به دست یاسر c60 | ( نظرات )

(خاطره ای از یک شب)

 ......وظیفه ی این درختان تولید خرمالو و انار است .ما انسان ها هم خلق شده ایم تا کارهای نیک و ارزشی انجام دهیم و در مقابل این کارهای نیک نباید هیچ چشم داشتی از خالق خود  داشته باشیم که وظیفه ی هر مخلوقی انجام دادن کارهای نیک است.......

نویسنده:مسافر فضل اله

تایپ:مسافر علی

دلنوشته ای از مسافر فضل اله

(خاطره ای از یک شب)

 

چند سالی است ماهی، هفته ای یکبار بادوستان ذوق و اهل فرهنگ ،جلسه ای تشکیل می دهیم و پاراگرافی از کتابهای متنوع و گوناگون می خوانیم .تفاءلی به حافظ میزنیم و اگر حاضرین شعری سروده اند برای دیگران می خوانند.

جلسات پربار و نشاطی است .آن شب در باغ یکی از دوستان دعوت شده بودم. بعداز غروب خورشید تصمیم گرفتم درجلسه حاضر شوم .

دربین راه زمزمه کردم:

( نیمه شب بیرون زدم رفتم پی می خواریم،تا درمیخانه رفتم درپی دلداریم)( دوش دیدم در میخانه صف است از عاشقان،ای خدا ناخورده می من به شما رسیده ام)( یارب امشب برایم نم باران بنویس)

وارد باغ شدم،ایوان فرش و اطراف آب جاروب شده بود. بوی کاه گل مشام را نوازش می داد.رفته رفته دوستان همیشگی آمدند. بعد از صرف چای و شیرینی ،کتابی که از قبل تعیین شده بود راباز کردند. تعدادی کتاب را فقط به همراه داشتند و تعدادی فقط شنونده بودند.

دونکته لازم به ذکر است که در این جلسات ازسنین مختلف شرکت میکنند و در بین مافردی هست از همه مسن تر و آگاهی بیشتری دارد و حرمتش برای همگی واجب و تمام حاضرین به گفته هایش بادل جان گوش میدهند و به اصطلاح پیرماست.

بعدازمدتی پیر ما گفت:

هرنفسی که فرمیرود ممد حیات است و چون برآید مفرح ذات،پس در هرنفسی دو نعمت موجود،و بر هر نعمت شکری واجب..........

صفحه ۹۵کتاب راباز کنید و به یکی از حاضرین گفت: پاراگراف دوم این صفحه رابخوان. شروع به خواندن کرد تا رسید به اینجا که خداوند میفرماید:( مضمونش چنین بود: اگر اعمال نیک انجام ندهی و وارد ضد ارزشها شوی ،مثلا غیبت کنی، تهمت بزنی، ربا خواری کنی، دروغ بگویی، کم فروشی کنی،من سریع به حساب شما رسیدگی خواهم کرد.اما اگر وارد ارزشها شوی به دیگران کمک کنی، به محیط زیست آسیب نرسانی، جبران خسارت کنی، دست نوازش برسر ایتام بکشی و کارهای نیک دیگر،من سریع الحساب نیستم.به اینجا که رسید یکی از حاضران کتاب خود را بست و جلوی خود گذاشت.

پیر ما او را دید و گفت: چرا کتاب رابستی؟

گفت: این هم که نشد! بنظر میرسد از عدالت خداوند بدور باشد که اگر کارهای ضدارزشی و خلاف انجام دهم سریع الحساب و اگر کارهای ارزشی ونیک انجام دهم ،لاسریع الحساب!

همه ساکت شدند.بعداز مدتی پیر ما لبخندی زد و گفت:

تا درطب گوهر کانی، کانی        تادرهوس لقمه نانی، نانی

این نکته رمز اگربدانی،دانی      هر چیز که درجستن آنی،آنی

سپس رو به دوستمان کرد و پرسید:

درخت روبروی ما،درخت چیست؟

دوستمان گفت: درخت خرمالو.

پیر ما پرسید: چه میوه ای می دهد؟

دوستمان گفت:خرمالو.

پیر ما پرسید: درخت آن طرفی چه درختی است؟ چه میوه ای می دهد؟

دوستمان گفت :درخت انار ومیوه اش انار است.

پیر ما پرسید:این دو درخت چند متر با هم فاصله دارند؟

دوستمان گفت: تقریبا ۳متر.

پیر ما گفت: این دو درخت در یک خاک هستند. از یک آب، آبیاری میشوند. یکی خرمالو تولید می کند و دیگری انار.این عین عدالت است.و ادامه داد:

حال اگر شما از این درختان خرمالو و انارچیدی تامصرف کنی ،آیا هرگز از این درختان هم تشکرمی کنی؟ آیاجلوی این درختان ،سر تعظیم فرود می آوری؟

دوستمان گفت:خیر.

پیر ما گفت:چرا ازدرختان تشکرنمیکنی؟و چرا سر تعظیم فرود نمی آوری؟ چون وظیفه ی این درختان تولید خرمالو و انار است .ما انسان ها هم خلق شده ایم تا کارهای نیک و ارزشی انجام دهیم و در مقابل این کارهای نیک نباید هیچ چشم داشتی از خالق خود  داشته باشیم که وظیفه ی هر مخلوقی انجام دادن کارهای نیک است .چه رسد به ما انسانها که اشرف مخلوقات هستیم و بدان تمام آنچه توسط قدرت مطلق خلق شده ،برمبنای حساب و کتاب و عمل دانش بوده است و هیچ چیز بدون برنامه خلق نشده است .

به آنچه هست پی بردن، تمنای دل می خواهد، الهام به آن شکل می دهد، وآنگاه که تصویری گرفت، پالایش های مداوم به تراوش آنها استحکام می بخشد.دراین مرحله انسان از نظر شناخت و آگاهی به جایی میرسد که ازجهان هستی ادراک دیگری دارد.ازمرحله عشق خصوصی پا را فراتر میگذارد و به جایگاه عشق به مخلوق ،به خالق می رسد.در اینجا میگویم عاشق را حساب با عشق است،بامعشوق چه حساب دارد؟!

همگی محو سخنان او بودیم که ناگهان پیر ما سکوت کرد.بعد از چند دقیقه ای گفت:

هرکه شد محرم دل درحرم یار بماند      وان که این کار ندانست در انکار بماند

اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن     شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند

گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس    شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند

ازصدای سخن عشق ندیدم خوش تر         یادگاری که در این گنبد دوار بماند

نویسنده:مسافر فضل اله

تایپ:مسافر علی


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،

برچسب‌ها: کنگره60، ترک اعتیاد،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مجید عبدالهی شنبه 5 خرداد 1397 00:44
باسلام.به نویسنده دل نوشته و بچهای سایت بسیار زیبا آموزنده بود و جالبتر این که از کتاب عشق چنین برداشتی بشد از طرف کسی که برای اولین بار با نوشتن های 60 درجه روبرو شده.
خدا قوت به همه دوستانی که چنین با احساس زحمت می‌کشند تا یک کمی مراتب دانایی ما را بالا ببرند
همسفرلیلا پنجشنبه 3 خرداد 1397 11:49
خیلی زیبابود.احسنت برشما
پنجشنبه 3 خرداد 1397 11:15
با سلام وعرض خداقوت به نویسنده ودوستان سایت.متن بسیار زیبایی بود.واقعاآموزنده ودلنشین بود
Alireza پنجشنبه 3 خرداد 1397 03:22
خسته نباشید خیلی عالی مختصروزیبابود



بود
حج منصور چهارشنبه 2 خرداد 1397 23:37
خدا قوت بر مردان قمشه که تاریخ بزرگانی در این شهر
به خود دیده عرفا و شعرا بزرگ و این دلنوشته سرشار از
عشق بود واقعا لذت بردم این ارتباط شما و دل نوشته
حکمتی داشت که باید اهل دل باشی که متوجه شوی
هر سطر این دل نوشته پیامی داشت ....
خدا قوت به شما عزیز
همسفر مونس چهارشنبه 2 خرداد 1397 17:02
خاطره بسیار دلنشین واموزنده بود باشد که رستگارشویم به کارهای نیک وباارزش وبدون تمنای ....ازدست اندرکاران تایپ وزحماتی که برای سایت وکنگره میکشند نهایت قدردانی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: