دلنوشته؛
پنجشنبه 25 مرداد 1397 ساعت 15:48 | نوشته ‌شده به دست حبیب22 c60 | ( نظرات )

   دلنوشته ای از کمک راهنمای محترم مسافر رحمان

(از رؤیا تا حقیقت (خدمت

از رؤیا تا حقیقت (خدمت)

روزگاری با کوله باری از منیت و ترس در مسیر کنگره 60 قدم گذاشتم و توانستم به خود لقب مسافر دهم و در مکتب اساتید بنشینم ولی خود را بالاتر از آن‌ها و اطرافیانم می‌دیدم و در میان انبوه جملات آن‌ها جملاتی به گوش می‌خورد از قبیل اینکه خدمت در کنگره 60 معجزه می‌کند؛ خدمت انسان را ارتقا می‌دهد؛ در کنگره با خدمت به درمان می‌رسید و از این قبیل جملات و من با منیت کامل این جملات را رؤیا، توهم، خیال و دروغ می‌پنداشتم و در ذهن خود به تمسخر می‌گرفتم و می‌گفتم خدمت و خدمت گذار یعنی از دست پایین و قشر ضعیف بودن و لا غیر؛

درگیر و داد بازی‌های منیت بودم که دیدم از گردباد سبز کنگره 60 با وجود کوله‌بار منیت نتوانسته به مرکز نزدیک شوم و در این حین  بود که در حاشیه قرار گرفتم و از گردباد سبز به بیرون پرتاب شدم به‌گونه‌ای که تمام استخوان‌های صور پنهان من که تاروپود آن‌ها منیت بود خورد شده و تمام ترس‌هایم به درس‌هایم مبدل گردید بگذریم به لطف خدا، درایت جناب مهندس دژاکام و محبت کنگره 60 بازهم مسیر هموار گردید و باری دگر توانستم پا در مسیر کنگره 60 بگذارم این بار آمده بودم خیلی متفاوت‌تر از قبل چراکه درگذشته از بالا به پایین نگاه می‌کردم و حال در سایه چتر ناامیدی مجبور بودم از پایین به بالا نگاه کنم(حسی که فقط همدردها متوجه می‌شوند)ولی با خود عهد کرده بودم که این بار فقط و فقط فرمان‌بردار باشم و حرف‌گوش‌کنم.

با طی مراحل مخصوص دیپورت شده‌ها توانستم دوباره در محضر استادی با درایت جلوس کنم و این بار متفاوت‌تر از قبل نشستم فکر می‌کنید چه شنیدم بله دوباره شنیدم خدمت در کنگره 60 معجزه می‌کند خدمت انسان را ارتقا می‌دهد و با خدمت در کنگره انسان به درمان می‌رسد اما مفاهیم متفاوت شده بود یا من متحول شده بودم هر چه بود این بار به خود گفتم خدمت گذار می‌شوم و سعی خود را کردم از ابتدا سفر در عرصه خدمت حاضر شدم ولی با یک تفاوت نسبت به بقیه همه خدمت بلاعوض می‌کردند اما من به دنبال خدمت بودم برای اینکه معجزه خدمت را ببینم غافل از اینکه هرروز معجزه صورت می‌گرفت و من به انسانی دیگر تبدیل می‌شدم اما باز در پی معجزه بودم که رخ داد چه شد بله درگیر و داد تحولات عیدانه شعبه بودیم که من برای دیدن معجزه در جمع خدمت گذاران حاضر بودم. خوب کم‌وبیش فعالیت داشتم که یک‌شب از این شب‌ها نمی‌دانم از فرط خستگی بود،به خاطر کم کردن دارو بود یا هر دلیلی من در سایه الهامات منفی قرار گرفتم که در پی رگبار این الهامات منفی نتوانستم دوام بیاورم و تسلیم نفس اماره شدم بله رفتم به دنبال تهیه مواد و حماقت. درگیر و داد مراحل آخری تهیه بودم که ناگهان تلفن همراهم زنگ خورد شماره ناشناس بود حسی می‌گفت جواب نده و حس دیگر می‌گفت سریع وصل کن. وصل کردم پشت خط یکی از خدمت گذاران صدیق کنگره 60 بود (مسافر مجید اخلاقی) گفت امشب پنجره‌های کنگره را از جا درآوردیم که پنجره جدید بگذاریم اما پنجره‌های جدید آماده نیست و امشب شعبه پنجره ندارد برای مراقبت از اموال کنگره باید امشب اینجا بخوابم اگر مایلی تو هم بیا تا تنها نباشم نمی‌دانم چه شد ولی می‌دانم  آن شب در کنار مجید شب به‌یادماندنی را سپری کردم و بااینکه خودم دست‌به‌دست نیروهای منفی داده بودم که همه‌چیز را از بین ببرم اما چیزی شبیه معجزه نگذاشت بله چیزی نه شبیه بلکه به معنای واقعی کلمه معجزه نگذاشت که من رحمان به خاطر جهالت خویش ریشه درمان خود را بخشکانم و این را معجزه حضور در عرصه خدمت در کنگره 60 می‌دانم و به پرتو آن معجزه هزاران معجزه دیگر تابه‌حال رخ‌داده و میدانم که بازهم رخ می‌دهد.

با سپاس از همه عزیزان که در پی هم روان شده‌اند تا افرادی همچون من در سایه معجزات کنگره 60 به سعادت و سلامتی و آرامش و صلح و آسایش برسند با سپاس از همراهی‌تان.

از رؤیا به معجزه خدمت تا حقیقت معجزه خدمت همین‌جا از خدای خویش و مسافر مجید هر دو سپاس گذارم که این اتفاق مهم را یاری همدیگر به انجام رساندند تا من ماندگار باشم

 نویسنده: کمک راهنمای محترم مسافر رحمان

ویرایش: مسافر سعید

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفرازشعبه سلمان شنبه 27 مرداد 1397 16:25
باسلام خدمت مسافررحمان بسیارعالی بود
امید (شیخ بهایی) جمعه 26 مرداد 1397 23:07
خدا قوت آقا رحمان عالی بود
ممنون از بچه های سایت
مسافر مصطفی لژیون ۱۱ جمعه 26 مرداد 1397 12:59
کمک راهنمای محترم مسافر آقا رحمان دلنوشته شما خیلی زیبا و قشنگ بود ،سخن کز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.تا باد چنین بادا......
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو