کارگاه آموزشی عمومی؛ پنجشنبه 15/ 1397/06
جمعه 16 شهریور 1397 ساعت 17:18 | نوشته ‌شده به دست مجید C60 | ( نظرات )
پنجشنبه پانزدهم شهریور ماه جلسه هشتم از دوره سی و ششم کارگاه های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره 60؛نمایندگی سلمان فارسی به استادی کمک راهنمای محترم مسافر پژمان؛ نگهبانی کمک راهنمامسافرامیر و دبیری  کمک راهنمامسافر صادق با دستور جلسه : "هفته ایجنت،مرزبانی و اسیستانت" رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
کنگره ۶۰ یک تشکیلات مردم نهاد است که کاملا رایگان خدمات می دهد و هزینه های جاریه را با سبدی که بین اعضاء می چرخاند و هرکس بسته به توان مالی خودش مبلغی را در سبد می اندازند پرداخت می کند.

خلاصه سخنان استاد :

خداوند را شکر به جهت اینکه یک بار دیگر توفیق  داد در این جایگاه خدمت کنم .

حدود بیست سال پیش آقای مهندس به کمک تعداد کمی از دوستان شروع به کار کردند، کسانی که با آقای مهندس بودند به جهت اینکه سقوط آزاد بودند از حال خوبی بر خوردار نبودند و آقای مهندس به تنهای سکان را به دست گرفتند و با نوشتن یک قانون و چارت بسیار قوی کنگره را به این جایگاه رساندند .

سال های اول، مرزبانی وجود نداشت و نگهبان با دیده بانان ها هماهنگ می شد و جلسات را می گذراندند تا اینکه در سال ۱۳۸۱جایگاه مرزبانی به چارت سازمانی کنگره۶۰ اضافه می شود و از همان موقع کار خودش را شروع می کند .

در آن زمان مرزبان ها با یک دیده بان در ارتباط بودند که دیده بان رابط شهرستان بود کار مرزبان ها را زیر نظر داشت تا اینکه در چند سال اخیر آقای مهندس جایگاه ایجنتی را طراحی کردند و برای برسی به دیده بان ها ارئه دادند.

ایجنت به عنوان رابط نمایندگی خودش با دیده بانها و راهنمای مرزبان ها شروع به کار است و معمولا در امور اجرای کنگره دخل و تصرفی ندارد .

مرزبان ها پاسدار حرمت های کنگره هستند که هر کدام در یک قسمت تلاش میکنند خدمات در نمایندگی خودشان به نحو احسنت ارائه شود در اداره نمایندگی معمولا مستقل عمل میکنند و همگی پیرو شعبه مرکزی هستند .در ادامه که ایجنت ها شروع به کار کردند برای اینکه همسفر ها بتوانند محکمتر عمل کنند جایگاه اسیستانت را طراحی شد که همان جایگاه ایجنت را دارد ولی برای همسفر های خانم .همگی دست به دست هم تلاش میکنند که یک نفر به درمان و رهایی برسد .

کنگره ۶۰ یک تشکیلات مردم نهاد است که کاملا رایگان خدمات می دهد و هزینه های جاریه را با سبدی که بین اعضاء می چرخاند و هرکس بسته به توان مالی خودش مبلغی را در سبد می اندازند پرداخت می کند.اگر در کنگره صرفا ما  مبلغی را می پردازیم به دلیل سپاس گذاری و قدر دانی است ما قبلا  بلد نبودیم حتی از همسر و خانواده قدر دانی و تشکر کنیم و یکی از آموزش های کنگره همین قدر دانی کردن است و این نکته بسیارمهمی است چون قبلا هزینه کردیم که مصرف کننده شدیم و الانم هم برای درمان باید هزینه و قدر دانی کنیم از کسانی که شب و روز به ما خدمت میکنند .

دل نوشته پژمان

اینجا سرزمین اعجاز است تمامی قوانین فیزیک نقض می‌گردد، در اینجا خارج از جغرافیای حیرت‌انگیز این سرزمین انرژی‌ات تبدیل به کار می‌شود اما اینجا هر کاری که انجام دهی دها برابر نیرو می‌گیری.

چشمانش خسته است امانگاهش سرشار از نیروی آمیخته به مهر. اغلب اوقات چندین نفر دوروبرش ایستاده‌اند هر یک راجع به موضوعی صحبت می‌کنند و او با لبخندی که هیچ از اقتدارش نمی‌کاهد، صبورانه پاسخ‌گوست، مرزبان را می‌گویم گویی هنوز شعف شیرینی لحظه نخست اعتماد را فرفره می‌کند که بااین‌همه مشغله همچنان شیرین است.

شال زردرنگ که بر دوشش نشست سنگین مسئولیت را احساس کرد اما پیش‌تر گفتم اینجا با همه جای دنیا فرق دارد. سنگینی بار مسئولیت سبک‌بارت می‌کند اگر بدانی و در کش کنی زودتر از همه می‌آید و آخرین فردیست که می‌رود و در میان این آمدورفت تمام بودنش را می‌گذارد.

شوخی نیست تا چندی پیش یا خمار بود یا نشئه، امروز مرزبان مسافران است تا چندی پیش مرعوب خماری عزیزش بود یا غموم نشئگی او، امروز مرزبان هم‌سفران است، ناتوانی آن روز متأثر از اعجاز این اقلیم تبدیل شد به توانی که او را قادر به قبول چنین مسئولیتی ساخته ازاین‌روست که با تمام وجود معجزه می‌کند. آری معجزه است که آن آدم سرگشته دیروز، امروز مسئولیت چند صد نفر را بر عهده دارد و به‌خوبی از پس آن برآمده، در ازدحام پر همهمه سالن، برخی گوشه نشسته و آرام اشک می‌ریزند عده زیادی در حال صحبت کردن‌اند و بعضی می‌خندند همه آمده‌اند تا یاسشان را به امید مبدل کنند. آمده‌اند تا درمان شوند آمده‌اند تا بدبختی را به نیکبختی بدل سازند.

اینجا همه جور آدمی پیدامی شود از طبقات مختلف جامعه بافرهنگ‌ها و شخصیت‌های متضاد اما چیزی که بین همه مشترک است آن است که آمده‌اند تا حال بدشان خوب شود، شبیه مطب هیچ طبیبی نیست، آنجا هر شخص یک درد مشخص دارد در جسم خود و نهایت ایده آلش، تسکین آن درد است اینجا اما صحبت فراتر از این‌هاست، جسم و روان و نگاه تک‌تک افراد، موضوع درمان است، پیچیدگی کار به بغرنجی پیچیدگی زندگی است در همه ابعادش آسان نیست مراقبت و هدایت جمعی چنین گسترده، اما او از عهده‌اش برمی‌آید زیرا از عشق نیرو می‌گیرد و عشق آن شکوهمندترین عنصر بودن آدمی چشمه ایست که هر چه بیشتر بنوشی جوشش اش افزون می‌گردد، بی‌شک شال زرد مقدس او را به چشمه متصل ساخته که این‌گونه عاشقانه و زیبا به‌به کارش مشغول است، خستگی برایش مفهومی ندارد وقتی از انجام هر کار لذت می‌برد.

ترس معنایی ندارد آن هنگام که مسئولیت همچون عبادتی خالصانه او را از جهان هزار رنگ بیرون جدا می‌کند، نه او آموخته که چگونه یکرنگ در شلوغی دنیای رنگارنگ مقتدرانه در مسیر درست گام بردارد و اجتماع پیرامونش را راهبر باشد، هرماه فرسنگ‌ها طی طریق می‌کند رابط شعبه است با آکادمی، در سرما و گرما می‌رود و می‌آ‌ید تا من وتو در آرامش روی صندلی‌مان آسوده بنشینیم و دغدغه‌ای جز فراگیری علم و رسیدگی به مشکلات خودمان نداشته باشیم.

برادرش کارمند اداره ایست گه گاه به مأموریتی اعزام می‌شود بابت ما موری‌اش سوای دستمزد پاداش چشمگیری دریافت می‌کند، از آغاز مأموریت هر هزینه‌ای را در دفترچه‌ای ثبت کرده تا آخرین ریال را از اداره می‌گیرد، اما نهایتاً از خستگی راه شکایت دارد.

اما خودش مسافری است که تازه از سالهای سیاهی و تباهی اعتیاد بیرون آمده هنوز دارد خسارت رخوت و بی‌خیالی آن سالها را می‌پردازد.

روزهای سفر از شهر خود تا تهران را از میان حجم زیاد مسئولیت شغلی و مسئولیت زندگی شخصی و تلاش برای امرارمعاش چنان ماهرانه بیرون می‌کشد که ازاینجا تا آکادمی جز به امورات کنگره و کاری که باید انجام دهد به هیچ‌چیز دیگر فکر نکند.

آری او ایجنت شعبه است رابط میان شاخه‌های کنگره و ریشه. روزهایی که پیامی از منبع عشق با خود دارد گویی پرواز می‌کند، فرق او با برادرش همین است برادر بابت هر مأموریت دستمزدی دریافت می‌کند از جنس دون دنیا، اما مزد او دیدار معشوق است، برادر از جیب خود سکه‌ای هزینه نمی‌کند اما او تمامی جانش را برای انجام مأموریت خالصانه توشه راه می‌کند، در این میان خرج سفر کمترین چیزی ست که اصلاً به آن فکر نمی‌کند حتی اگر به‌سختی فراهمش کرده باشد، برادر با هواپیما به مقصد می‌رسد اما او ساعت‌ها در اتوبوس حقیقتاً پرواز را تجربه می‌کند.

دستمایه برادر حق مأموریت است و جان‌مایه او عشقی ست که به تک‌تک اعضای شعبه‌اش تفویض می‌کند.

ازاین‌روست که برادرش خستگی راه را با خود به خانه می‌برد و او برکت عاشقی را.

زن است همو که برخی ضعیفه می‌نامندش همو که امنیتش در اجتماع مرد سالارانه دنیا در گروی توجه مردی است. زنی است که استخوان‌های ظریفش زیر بار اعتیاد دیگری خرد گشته‌ام امروز اقتدار قدم‌هایش خرد می‌کند تصور هر ضعفی را، نیلوفرانه پیوند می‌دهد خواهرانش در شعبه را به مادر معنوی آن‌ها در آکادمی.

او که تا دیروز سفر درون شهر برایش آزاردهنده بود امروز چنان ماهرانه پا به راه سفر می‌شود و هم مدیریت می‌کند این جمع چند صد نفرِ را که گویی از ابتدای عمرش د راین مسیر تحصیل و تجربه کسب کرده ف بی‌پرواتر از پروانه‌ای که میان گل‌ها پرواز می‌کند در شعبه راه می‌رود و حلال هر مشکلی است، هرماه ازاینجا به تهران می‌رود و می‌آید بی‌اینکه شکوه‌ای کند از سختی راه.

اسیستنت شعبه شیر زنی ست رابط هم‌سفران و خانم آنی عزیزمان، چند نفر از ما یادمان هست برای آرامش و آسایش که در این جغرافیای مقدس حاکم است، زنی هرماه زندگی‌اش را رها کرده حدود یک شبانه‌روز پای از کفش بیرون نیاورده شب درراه است و روزبه مقصد رسیده کارهای زیادی انجام می‌دهد و باز رو به‌سوی شعبه فرسنگ‌ها راه می‌پیماید؟

چند نفر از ما می‌دانیم سختی این کار چیست؟ چند نفر از ما می‌توانیم این‌گونه عاشقانه برای آسایش دیگران سختی هر کاری را با نثار جانمان آسان کنیم؟

و حالا اینجا جمع شده‌ایم که بگوییم مرزبانان عزیز و ایجنت محترم و اسیستانت گرامی ما حق‌شناس حقی که به گردنمان دارید هستیم و با شما عهدی می‌بندیم که قدر موقعیتی که شما با نثار جانتان و تحمل آن‌ همه سختی برایمان فراهم کرده‌اید را می‌دانیم و آگاهیم که خواسته شما از ما فقط یک‌ چیز است و آن تلاش برای فراگیری علمی که بهبود می‌بخشد حال و احوال زندگی‌ مان را.

افتخار می‌کنیم که در مقابل شما حق‌شناسانه و خاضعانه سر تعظیم فرود آوریم. روزگارتان سرشار باد از برکتی که سخاوتمندانه به روزگار هر یک از ما ارزانی داشته‌اید.

نگارش:مسافر حبیب و مسافر محید

عکس مسافر اصغر 



Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی ،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر مجید اعتباری دوشنبه 19 شهریور 1397 17:01
اقا پژمان دل نوشته شما بسیار زیبا و تاثیر گذاره همانند دل نوشته های قبل وتداعی کننده حال و هوای کسانی که در گذشته به این خدمت مشغول بوده اند.بسیار لذتبخش است برای کسانی که بدون چشم داشت به دیگران خدمت میکنند.خدا قوت به همه شما عزیزان
مسافر اصغر یکشنبه 18 شهریور 1397 09:46
باسلام خدمت خدمتگذاران عزیز سایت.بسیار از حضور در این جلسه ی پرشور لذت بردم و سخنان استاد کلیدی برای حرکت درست من بود.خداقوت آقا پژمان عزیز
مهلا یکشنبه 18 شهریور 1397 09:41
با سلام.من توفیق شرکت در جلسه را نداشتم ولی بسیار از سخنان استاد تحت تاثیر قرار گرفتم.دست مریزاد استاد گرامی
همسفرصفورا یکشنبه 18 شهریور 1397 01:13
خیلی زیبا بود
مسافر جواد گیاهچین یکشنبه 18 شهریور 1397 00:00
باعرض سلام وخداقوت خدمت اقا پژمان عزیز
دلنوشته خیلی زیبا ودلنشین این هفته راخدمت مرزبانان ایجنت واسیستانت محترم تبریک عرض میکنم
مرزبانی روی گداخته های اتش راه رفتن است
دستهایی که خدمت میکنند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا میکنند
مسعود ل(۱۶) شنبه 17 شهریور 1397 21:15
بسیار پر شور و انرژی بود دست همه درد نکنه خیلی زیبا بود
شنبه 17 شهریور 1397 19:04
با سلام خدمت شما آقا پژمان بابت دل نوشته بسیار زیبا تشکر میکنم واقعا من به نوبه خودم تحت تاثیر قرار گرفتم وبه شما خدا قوت میگم
مسافر رضا سلمان فارسی شنبه 17 شهریور 1397 17:46
بسیار جلسه ی با شکوهی بود. باتشکر از استاد اصلحی
مسافر مصطفی لژیون ۱۱ شنبه 17 شهریور 1397 15:13
خدا قوت به استاد جلسه کمک راهنمای محترم مسافر پژمان با آن مقاله زیبا که برای هفته ایجنت و اسیستانت و مرزبان به تصویر کشیده بودید.تا باد چنین بادا......
همسفر سارا شنبه 17 شهریور 1397 10:15
با سلام.مثل همیشه بسیار زیبا جامع و تاثیر گذار بود.سپاس از استاد گرامی
علی رحیمی/ل شش شنبه 17 شهریور 1397 08:40
با عرض سلام خدمت آقا پژمان عزیز ازاستادی ودل نوشته شما خاطرات زنده شد تشکر ازشما این هفته گرامی راخدمت ایجنت آقاقاسم ومرزبانان همسفر ومسافرتبریک وشادباش
احمد شنبه 17 شهریور 1397 08:28
تشکر از استاد گرامی که جلسه ی پرشور و زیبایی اداره کردند و اشک را از چشمانمان سرازیر نمودند
زهره شنبه 17 شهریور 1397 01:53
با سلام به خدمتگزاران شعبه سلمان فارسی
بنده توفیق پیدا نکردم به سخنان استاد برسم خدا قوت به آقا پژمان دل نوشته بسیار زیبایی بود پاینده و پیروز باشید.
مسافر رسول - لژیون 6 شنبه 17 شهریور 1397 00:55
خداقوت ازدل نوشته شمالذت بردیم تشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: