مقاله؛ DST
سه شنبه 22 آبان 1397 ساعت 19:31 | نوشته ‌شده به دست amir c60 | ( نظرات )
مقاله ای از کمک راهنما محترم مسافر سعید لژیون دوم


خداوند در قعر ظلمات به بندگانش لطف می‌کند و لطف شامل حال من شد...

سلام دوستان سعید هستم مسافر

من از زمانی که شروع کردم و مصرف‌کننده‌ی حرفه‌ای شدم تا درمان واقعی 23سال طول کشید من هم مثل سایر مصرف کنندها با تریاک شروع کردم که بر اثر اتفاق ناگهانی مجبور شدم به‌جایی سفر کنم ،به همین دلیل باعث شد که خودم را به شیره خوردن عادت بدهم یک روز خسته شدم و خواستم ترک کنم به من پیشنهاد سم‌زدایی دادند که متد یو آر دی نام داشت و 72 ساعت طول می‌کشید 4ساعت آن در اتاق عمل و حدود 70ساعت بستری و بعد مرخص می‌شدم زمانی که من بهوش آمدم یک سری قرص به من دادند که یکی از آن‌ها لکوِئیدین بود و مقدار سرم که روزی 1000سی‌سی همراه با آمپول‌های تقویتی که به من تزریق می‌شد .

در ضمن دکتر گفته بود اگر مصرف کردی احتمال مرگ وجود دارد من این اطلاعات که می‌نویسم را در کنگره یاد گرفتم نمی‌دانستم ولی الآن میدانم که توی اتاق عمل یک سوند وصل کردند و بی‌هوش و آمپول نالوکس و نالورفین تزریق می‌کردند و کل مرفین بدن را خارج می‌کردند و به دلیل اینکه مصرف مواد به ذهن من خطور نکند قرص کلونیدین داده بود که عملیات قرص این بود که فشار را آن‌قدر پایین می‌آورد و خون به مغز نمی‌رسید که بتوانی به خاطر بیاوری که خمار هستی .

بعد از چند روز به متادون روی آوردم و متادون درمانی کردم که هرروز 80الی90سی‌سی متادون مصرف می‌کردم یک‌دفعه یک رفیق داشتم گفت که یک نوع آمپول آمده برای ترک و دفعه‌ی اول و دوم را در یک کلینیک رفتم تزریق کردم و از آن به بعد به آمپول تمجیزک و نورجیزک روی آوردم و زمانی شد که من خودم تزریق را یاد گرفتم و روزی 10الی15آمپول تزریق می‌کردم و هرروز عمل سنگین‌تر ولی نشئگی کمتر بود از طرفی درآمد من کفاف آمپول نمی‌شد و از طرفی بسیار چاق و همیشه رنگ‌زردی داشتم به همین دلیل یک روز توفیق اجباری نصیب من شد و آور دوز شدم بر اثر تزریق آمپول که فاسد شده بود و بعد از 7روز به هوش آمدم و درمجموع 15روز بیمارستان خورشید بستری شدم وقتی مرخص شدم دکتر گفت تو ادرارت منفی است و معتاد نیستی و آن روز حدوداً 15 سرم به من تزریق کرده بودند بعد از3روز شروع به کشیدن شیره کردم و صبح و ظهر را قرص متادون می‌خوردم چون وقت کشیدن نبود

و شب‌ها می‌کشیدم یک‌بار یادم نمی‌رود روز اول ماه رمضان بود قرار بود یک نفر برایم قرص متادون بیاورد ولی نیاورد وبجای آن قرص ترآمادول 100میلی داد و گفت از متادون یکم ضعیف‌تر است و من به خاطر اینکه آمدم نهار بخورم و بروم سرکار و من یک وعده 10عدد قرص متادون 5میلی خوردم آن روز هنوز قرص20و40نیامده بود یا من نمی‌دانستم و من 17قرص ترامادول خوردم و حدود5الی10دقیقه بعد خوابم گرفت و دیگر نفهمیدم چشم‌باز کردم 8روز بود در بیمارستان بستری بودم و لب و زبان خودم را جویده بودم که تا یک ماه چیز داغ نمی‌توانستم بخورم وقتی‌که مرخص شدم شروع به خوردن شربت متادون کردم که طولی نکشید که به من پیشنهاد ابوالفضل درمانی دادم و شب اول کپسول نالترکسون داخل پارچ آب می‌ریختند و به خورد من دادند تا زمانی که استفراغ کردم و بعد قرص اکستازی و شروع به عزاداری و چون جمعه‌شب بود و من باید حتماً سر کار می‌رفتم صبح ساعت7با ماشین از خانه بیرون آمدم و یک‌لحظه در خیابان نفهمیدم که چطور شد و رفتم تو تیر برق وسط خیابان و باعث شکستن زانو وزخمی شدم و اورژانس به بیمارستان بردم فردای آن روز که مرخص شدم شروع به خوردن شیره کردم طوری شد که ظرف چند ماه عمل من به‌روزی 10گرم خوراکی رسیده بود که مجدداً به فکر سم‌زدائی افتادم آن‌هم برای اینکه عمل خود را پائین بیاورم وقتی به بیمارستان جرجانی مراجعه کردم و هزینه آن را به‌حساب بیمارستان ریختم نوار قلب گرفتند و گفتند تو هوش نمی‌آیی و بعد از زدوخوردهای زیاد من رفتم اتاق عمل urod  انجام دادم که فوق‌سریع بود و پس از مرخص شدن آمدم شیره مصرف کنم که به رفیقم گفتم یک حب شیره خوردم ولی هیچ کاری با من نکرد من نمی‌دانستم که باید 72ساعت از مصرف ناترکسون بگذرد تا جسم قبول کند و آن به من پیشنهاد قرص زاناکس و گاباپنتین داد و از آن زمان شیره و قرص مصرف من شد و چون باید به خاطر کارم که اداری بود چرت نزنم شیشه اضافه شد بالاخره براثر اتفاق به زندان افتادم آنجا عمل من به مرفین و شیشه و قرص لارگاردین به‌اضافه متادوکس زندان شدم پس از آزاد شدن بجای متادوکس10گرم شیره می‌خوردم و هروئین و شیشه مرتب مصرف می‌کردم که مجدداً به زندان افتادم و همیشه یادم هست که29روز من زیرآب سرد بدونِ اینکه لحظه‌ای به خواب بروم خماری کشیدم پس آخرین بار که آزاد شدم به شیره و هروئین و شیشه ادامه دادم تا زمانی که با کنگره آشنا شدم چون نصمیم به خودکشی گرفته بودم و از همه‌جا رانده‌شده بودم اصلاً در باورم نمی‌گنجید که من خوب شوم و روزهای آخر که می‌گویند خداوند در قعر ظلمات به بندگانش لطف می‌کند و لطف شامل حال من شد وقتی‌که آمدم بعد گذشت 2ماه فهمیدم که اینجا همانی است که من سال‌های سال به دنبالش می‌گشتم و به لطف خداوند و آقای مهندس دژاکام که این روش درمان را ابداع کردند و من مرده را زنده نمود و به زندگی برگشتم من هیچ‌وقت دست از خدمت از کنگره برنمی‌دارم چون مرده بودم آمدم و براثر سعی و تلاش و کمک راهنمایم به درجه شال کمک راهنمایی رسیدم و همان روز خودم را وقف کنگره نمودم تا شاید گوشه‌ای از خسارت وارده را به خودم به خانواده‌ام و به جامعه‌ام جبران کنم انشاالله که خداوند این لطف آقای مهندس و توفیق الهی را روزبه‌روز افزایش پیدا کنم و خدمتگزار واقعی کنگره باشم والسلام

تایپ: مسافر محمدرضا لژیون هجدهم

ویرایش: مسافر سعید

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر کیوان لژیون هجدهم دوشنبه 28 آبان 1397 13:00
با تشکر از شما واقعا باز هم دوباره از تمام وجود خوشحال شدم که با چنین روش درمانی آشنا شدم و رها شدم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: