کارگاه آموزشی عمومی؛ پنجشنبه 1398/02/19
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398 ساعت 19:31 | نوشته ‌شده به دست رضا رئیسیان | ( نظرات )
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ماه 1398 جلسه یازدهم از دوره سی و هفتم کارگاه های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی به استادی « کمک راهنما مسافر اصغر » و نگهبانی »کمک راهنما مسافر سعید » و دبیری « کمک راهنما تازه وادین مسافر محمد» با دستور جلسه اول " ظرفیت و مسئولیت(قبله گم کردن) " و دستور جلسه دوم«پنجمین سال تولد و آزاد مردی مسافر جابر »رأس ساعت 17 آغاز به کار کرد.




مطمئن باشید خداوند به همه یکسان نگاه می‌کند و می‌بخشد، این ظرفیت من است که کم است و باران و نعمت خداوند بر من نمی‌بارد...




خلاصه سخنان استاد:

استاد در ابتدا ماه مبارک رمضان را تبریک گفتند و در مورد دستور جلسه ظرفیت، مسئولیت و قبله گم کردن فرمودند: تمام مشکلاتی که در زندگی ما به وجود می‌آید از ظرفیت است که برابر با مسئولیت نیست، من خودم به خاطر مسئولیتی که به دست آوردم و پولی که از این راه به دست آوردم به بیراهه کشیده شدم، ظرفیتش را نداشتم سن من کم بود و در کارخانه به یک مقامی رسیدم و طبق رأی شدم دبیر نساجی کل کشور و در مجلس هم رفت‌وآمد داشتم و در طی یک صحبت در آنجا حدود هزارنفری برایم دست زدند و به‌محض این‌که برگشتم نشستم پای منقل، من بین این دست‌ها له شدم، فکر کردم اصغر شده یک کسی و همه می‌گفتند: زنده‌باد اصغر و شروع کردند به تمجید کردن از من، چون هزارنفری به من رأی دادند و شوراها و استانداری‌ها من را قبول داشتند، همین شد نقطه سقوط من، چون ظرفیت آن مسئولیت را نداشتم و حتی تخصصی در آن کار نداشتم و این باعث شد که من از بین بروم.خداوند درون من را می‌بیند و می‌داند که من ظرفیت فلان کار را ندارم و ظرفیت من هنوز پر از کینه یا حسادت و یا ضد ارزش‌های دیگر است تا ظرفم را خالی نکنم خداوند هم نمی‌دهد، آن سخن راهنما یکسان است برای همه پس چرا بعضی‌ها یاد می‌گیرند و بعضی‌ها یاد نمی‌گیرند چون ظرف‌هایشان پر است و حواسشان جای دیگر است مسئولیت در کنگره دلبخواهی نیست باید زحمت کشید و خوشحال باشی که به شما مسئولیت ندهند تا ظرفیتش را پیدا کنید وگرنه وای به حالمان من چهل سال عمرم را به خاطر بی‌ظرفیتی از بین بردم.مطمئن باشید خداوند به همه یکسان نگاه می‌کند و می‌بخشد، این ظرفیت من است که کم است و باران و نعمت خداوند بر من نمی‌بارد.




دستور جلسه‌ای دوم پنجمین سال رهایی و آزادمردی مسافر جابر:

روز اولی که مسافر جابر به کنگره آمد و با من صحبت کرد، خیلی ناراحت بود چون؛ تازه عقد کرده بود و همسرش از اعتیاد او خبر نداشت و من به او پیشنهاد دادم که همسفرت را بیاور تا با او صحبت کنم و بعدازاینکه همسرش متوجه اعتیاد وی شد، راحت می‌توانست بگذارد و برود و همسفر او دانا بود و ناامید نشد و مثل یک مرد ایستادگی کرد و خود جابر هم تلاش کرد و به رهایی رسید والان شکر خدا در این جایگاه قرارگرفته است.جابر باآن‌همه تخریب توانست برگردد و این همان خداوندی است که؛ غیرممکن‌ها را ممکن می‌سازد. خیلی به آقا جابر تبریک می‌گویم، همچنین به همسفرش تبریک می‌گویم، به پدر و مادر جابر عزیز هم که اکنون در جلسه تشریف دارند، تبریک می‌گویم.




اعلام سفر مسافر جابر:

سلام دوستان جابر هستم، یک مسافر، آنتی ایکس مصرفی شیره و تریاک، مدت تخریب ده سال، ۱۵ ماه و ۲۰ روز، سفر کردم به راهنمایی استاد عزیزم آقای اصغر منصوری به روش درمان DST همراه با داروی OT، رهائی پنج سال و یک ماه و ۱۳ روز و در ادامه ۱۵ سال تخریب سیگار داشتم روزانه ۲۰ تا ۳۰ نخ سیگار وینستون به روش درمان DST همراه با داروی نیکوتین خوراکی، مدت ۱۰ ماه و ۲۶ روز سفر کردم با راهنمایی استاد عزیزم آقای مجید اعتباریان، رهایی از دام سیگار ۳ سال.




آرزوی مسافر جابر:

آرزو می‌کنم، اول این‌که سایه اصغر آقا کمک راهنمای عزیزم و پدر و مادرم مهربانم بالای سرم باشد و آرزوی دومم اینکه، خداوند یک اولاد صالح به من عطا کند.




آرزوی همسفر خانم مریم:

هر که با امید از این در وارد می‌شود انشا الله ناامید خارج نشود.

 


سخنان مسافر جابر:

من هم از سوم دبستان سیگار کشیدن را شروع کردم و به‌مرورزمان با مشروبات الکلی آشنا شدم و بزرگ شدن را درکشیدن سیگار و مشروب مصرف کردن می‌دیدم.خیلی زود از نوجوانی، شب‌نشینی‌های دوستانه را شروع کردم، تا اینکه؛ با مواد مخدر آشنا شدم، به خدمت سربازی رفتم و در آن مدت هم مصرف می‌کردم و به نصیحت دیگران گوش نمی‌دادم بعد از خدمت یک مصرف‌کننده حرفه‌ای شده بودم تا اینکه یک‌شب شخصی برای ترک اعتیاد پیشنهاد مصرف شیشه را به من داد و گفت: اگر شیشه مصرف کنی، مرفین را از بدن خارج می‌کند و همین‌طور هم بود، مورفین را از بدنم خارج کرد، ولی؛ معتاد به شیشه شدم و خدا را شکر می‌کنم که دو ماه بیشتر ادامه نداشت تا اینکه؛ قرار شد خواستگاری همسرم بروم و برای اینکه متوجه اعتیاد من نشوند، مجبور شدم چهار روزبه مشهد سفر کنم و تمام این چهار روز را زیر دوش آب سرد می‌رفتم و بعد از برگشتن از مشهد با پدر و مادرم بعد از ۱۴ روزبه خواستگاری رفتیم و خلاصه جواب بله را گرفتیم و اما چند روز بعد با دوستانم و بچه‌های فامیل یک مسافرت مجردی به چادگان رفتیم و دوباره روز از نو، روزی از نو و شروع به مصرف مواد کردم. خدا را شکر می‌کنم که الآن چند نفر از این دوستان در کنگره به رهایی رسیدند و من هم به کنگره آمدم. آرزوی قلبی من این است که؛ بتوانم راهنما بشوم تا حداقل حتی یک نفر را هم که شده به درمان برسانم.از خداوند شاکر و سپاسگزارم و از آقای مهندس و اساتید ایشان تشکر می‌کنم وهمینطور از خانم آنی و آقای امین، از راهنمای بسیار عزیزم آقای منصوری، از ایجنت شعبه و مرزبانان و تمام اعضای شعبه سلمان فارسی و تشکر می‌کنم، همچنین از پدر و مادر عزیزم، خواهرم، عمو و زن‌عموی عزیزم از همسفرم و راهنمای همسفرم، خانم ولی خانی و خانم الهه و همچنین آقای ولی خانی تشکر می‌کنم.




سخنان کمک راهنمای محترم خانم فاطمه:

پنجمین سال رهایی و آزادمردی آقا جابر را به بزرگ پرچم دار این حرکت عظیم جناب آقای مهندس دژاکام و خانواده ی محترمشون تبریک می گویم، خدمت خود آقا جابر و راهنمای محترمشون آقای منصوری تبریک میگویم، خدمت همسفرای عزیزشون خانوم مریم عزیز و  خانم زهرای عزیز تبریک می‌گویم، تبریک و خداقوت دارم خدمت  همکار عزیزم خانم الهه و برای همه ی این عزیزان آرزوی موفقیت می کنم.

مریم از رهجویان بسیار خوب و فعال و پر انرژی بودند، هم در شعبه و هم در ورزش بسیار خوب آموزشها را دریافت کردند و در مسیر یادگیری قرار گرفتند، بسیار فعال بودند، وقتی که رهجویی وارد کنگره می شود و خودش را پیدا می کند چیزی ارزشمند تر از این نیست که؛ به درجه کمک راهنمایی برسد و خدمت گذار باشد، خدارو شکر مدتی بعد، هم، مرزبان شدند و هم، در حین مرزبانی کمک راهنما شدند و خدارو شکر، لژیون موفقی برپا کردند. پارامترهایی همیشه سرلوحه ی راهشون بود، که؛ ادب، نظم و احترام بود و من فکر می‌کنم؛ پیامی که این تولد برای ما دارد این است که؛ مسافر و همسفر باید پشتیبان همدیگر باشند و اگر حامی هم دیگر باشند و همدیگر رو باور داشته باشند و به هم دیگه اعتماد کنند قطعاً می‌توانند سریعتر و بهتر رشد کنند و به آرامش بهتری برسند.

به قول یکی از اساتید کنگره:( انسان های بزرگ بناهای مستحکمی می سازند)، انسان هایی هستند که، یکسری بناهایی می‌سازند که تا هستی هست اثرش باقی می ماند و همیشه جاودان است.




سخنان کمک راهنمای محترم خانم مریم همسفر جابر:

وقتی که وارد کنگره شدم، با آموزش های کنگره و صحبت های آقای منصوری و خانم فاطمه ی عزیزم متوجه شدم  که جنس این آموزش ها و محبت ها در کنگره خلیی با جاهای دیگر فرق دارد، همسفر یعنی؛ همراه و همدل، اگر یک مسافر و همسفر همانطوری که خانم فاطمه فرمودند: همدل و همراه باشند، مسیر زندگی با آرامش و انرژی پیش می رود. خداوند را بسیار سپاسگزارم که؛ وارد کنگره و این مکان مقدس و امن شده‌ام و با دوستانی آشنا شدم که جنسشان از جنس طلای ناب است،محبت،عشق،امیدواری،لبخندوآغوش  گرمشون برای من بهترین آموزش ها است، از راهنمای گرامی و عزیزم سپاسگزارم، از وقتی وارد کنگره شده‌ام از ایشون  آموزش گرفتم، از کمک راهنمای مسافرم جناب آقای منصوری تشکر می کنم و من افتخار داشتم که یک دوره مرزبانی در کنار آقای منصوری باشم،آن موقع ایجنت بودند و من از آموزش های نابشون استفاده کردم.

این تولد را به آقای مهندس دژاکام  و خانواده ای محترمشون تبریک میگویم از مسافرم دوباره تشکر می کنم که با آمدنش به کنگره و مسافر شدنش من را همراه خودش کرد. از جناب آقای حسین ایوبی عزیز، همسفر مهربانشون خانم آسیه تشکر و سپاسگزاری می کنم، به خاطر اینکه؛ پیام کنگره را به مسافر من دادند، از رهجویانم تشکر می کنم که بیشترین آموزش را از آنها گرفته‌ام. ازخانواده مسافرم تشکر و سپاسگذاری می کنم که همیشه همراه ما بودند و ما را حمایت کردند، ازکسانی که از شعبه های دیگر تشریف آوردند. از کمک راهنمای  محترم، سرکار خانم زهرای عزیز تشکر می کنم، که بسیاراز ایشون آموزش گرفتم، تبریک و خداقوت می گویم به کمک راهنمای محترم سرکار خانم الهه ی عزیز که از ایشون انرژی و آموزش های زیادی گرفتم و به سرکار خانم فاطمه ی عزیز کمک راهنمای گرامیم که هرچه دارم از آموزش های ناب ایشان است افتخار می کنم، از ایجنت محترم و مرزبانان و اسیستانت محترم و همه ی عزیزانی که در جشن ما حضور داشتند بسیار سپاسگزارم.




نگارش: مسافر کریم

تایپ: مسافر حسین

ویرایش: مسافر رضا

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی ، گزارش تولدها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر جابروهمسفرمریم یکشنبه 22 اردیبهشت 1398 11:29
سپاس وتشکرفراوان ازحس خوبی که باحضوردرجشنمان به ما دادید انشاالله بتوانیم خدمتگذارخوبی برای کنگره ۶۰باشیم
مسافر بشیر شنبه 21 اردیبهشت 1398 20:59
تبریک به آقا جابر عزیز بابت پنجمین سال رهایی و آزاد مردیتون انشاله شال کمک راهنمایی رو گردنتون ببینیم و در تمامی مراحل زندگی موفق و سربلند باشید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات