کارگاه آموزشی عمومی؛ پنجشنبه 98/03/23
شنبه 25 خرداد 1398 ساعت 06:34 | نوشته ‌شده به دست رضا رئیسیان | ( نظرات )
پنجشنبه بیست و سوم خرداد ماه 1398 جلسه دوم از دوره سی و هشتم کارگاه های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی به استادی « کمک راهنما مسافر حسین» و نگهبانی »کمک راهنما مسافر صادق » و دبیری « کمک راهنما تازه واردین مسافر اصغر» با دستور جلسه اول " وادی دهم و تاثیر آن روی من " و دستور جلسه دوم« یکمین سالروز رهائی مسافر امیر »رأس ساعت 17 آغاز به کار کرد.


در این وادی به رحمت خداوند اشاره‌شده و رحمت خداوند شامل حال ما شده که الآن در این مکان هستیم و آموزش‌های ناب کنگره را دریافت می‌کنیم و امیدوارم همه ما بتوانیم به نحو مطلوب از آموزش‌ها استفاده کنیم...





خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که امروز باز این توفیق نصیب من شد که در خدمت عزیزان باشم و درواقع از این فضا و از این موهبت الهی که در اختیار ما قرار داده‌شده استفاده کنیم. دستور جلسه این هفته وادی دهم است؛ اولین چیزی که درباره دستور جلسه اول به نظر می‌آید؛ در NGO های دیگر مثلاً شخصی ۵ یا ۱۰ ساله که مواد مصرف نمی‌کند، می‌خواهد خودش را معرفی کند، می‌گوید: سلام من یک معتاد هستم. اینکه صفت گذشته در انسان صادق نیست و جاری است یعنی اینکه؛ ما هرزمانی که تصمیم بگیریم آن را تغییر بدهیم، امکان‌پذیر است و می‌توانیم صفتمان را تغییر دهیم بنا به شرایطی که در وادی دهم توضیح داده‌شده است، در متن وادی می‌گوید: مثل یک شمشیر دو لبه است؛ یعنی حواست را جمع کن اگر در بهترین جایگاه و یا بالاترین جایگاه قرار داری ولی در مسیر صراط مستقیم نباشی و به سمت ضد ارزش‌ها بروی سقوط خواهی کرد و نمی‌توانی اولین جایگاه را حفظ کنی و همین‌طور ما که وارد کنگره شدیم و می‌خواهیم به درمان برسیم، اگر ما صفت اعتیاد و مصرف مواد مخدر را که سال‌هاست با خود حمل می‌کنیم به میزان سال‌هایی که مواد مصرف کرده، شخص صفت را با خود حمل کرده والان که در مسیر صراط مستقیم شروع به حرکت می‌کند، می‌تواند این صفات را تغییر بدهد و چه‌بسا کسانی را می‌بینیم که؛ اینجا به درمان رسیده و صفت گذشته در آن‌ها تغییر می‌کند و دیگر از آن شرایط قبل و مسائلی که در قبل بوده دیگر در این آدم مشاهده نمی‌کنیم؛ نه در ظاهر و لباس پوشیدن و نه در رفتارش دیگر مثل گذشته نیست و این یعنی؛ صفت گذشته در انسان صادق نیست و ما می‌گوییم: کسی که در کنگره به درمان می‌رسد؛ یعنی اون آدم قبلی مرده و از درونش یک فرد جدیدی متولدشده است، دیگر اثری از مواد مخدر و شرایط قبل در شخص وجود ندارد.

سه مؤلفه در این وادی به آن اشاره‌شده؛ نور، صوت و حس. نور نماد روشنایی و زیبایی است، چیزی هست که احتیاج داریم تا از تاریکی خارج شویم، زمانی که نور می‌آید تاریکی خودش می‌رود و از زمانی که ما در تاریکی اعتیاد هستیم، کافی است، برگردیم و کم‌کم از تاریکی خارج شویم و شخصی که به درمان می‌رسد درواقع از تاریکی خارج‌شده است.

مطلب بعدی صوت است؛ که ما باید به صوت نیکو اهمیت بدهیم و یکی از اتفاقات مهم که ما می‌توانیم دریافت کنیم صوتی هست که از کلام وجود دارد و می‌تواند به گوش ما برسد؛ یعنی؛ همان اطلاعات و سی‌دی‌هایی که از آقای مهندس دریافت می‌کنیم و مؤلفه آخر حس است که می‌گوید: حس مانند خداوند است و در تمامی هستی و نیستی موجود و رؤیت ناپذیر است و قابل حس است؛ یعنی اگر حس من هر جوری باشد، مثل خودش را جذب می‌کند، اگر حس من آلوده باشد، زشتی‌ها را جذب می‌کند و اگر حس من سالم باشد، می‌تواند؛ خوبی‌ها و زیبایی‌ها را دریافت کند.

در این وادی به رحمت خداوند اشاره‌شده و رحمت خداوند شامل حال ما شده که الآن در این مکان هستیم و آموزش‌های ناب کنگره را دریافت می‌کنیم و امیدوارم همه ما بتوانیم به نحو مطلوب از آموزش‌ها استفاده کنیم.




دستور جلسه دوم یکمین سالروز رهایی امیر عزیز:

امیر زمانی که وارد لژیون من شد با توجه به شرایط سختی که داشت و کارش در شهر دیگری بود، از هر سه هفته یک هفته در اصفهان بود و مشکل تردد در مسیر، کار را برای او خیلی سخت کرده بود؛ اما آن چیزی که خیلی اهمیت دارد، آن خواسته قوی امیر بود؛ که نهایت تلاش خودش را می‌کرد تا زمانی که می‌خواست پله عوض کند در لژیون حضورداشته باشد و برنامه خودش را دریافت کند و یک روز از تایم ۲۱ روز پله رد نشد و خیلی منظم سفر کرد و از مواد مخدر خودش که تریاک بود به رهایی رسید و ازنظر من خیلی خوب حرکت کرد.

امیر عزیز خیلی خوب سی‌دی‌ها را گوش می‌داد و جهان‌بینی بالایی داشت و بیشتر سی‌دی‌ها را در مسیر رفت‌وآمد کارش گوش می‌داد، خدا را شکر موفق بود و توانست به رهایی برسد و در سفر دوم هم در سایت کنگره خدمتگزار شد.

خدا را شکر می‌کنم از بابت اینکه امیر رها شد و به درمان رسید تبریک می‌گویم به خودش، هم‌سفرش و همسفر کوچکش و امیدوارم که امسال در امتحان کمک راهنمایی موفق شود و شال راهنمایی را دریافت کند و بزرگ‌ترین آرزوی من برای امیر همین است و انشا الله که امیر به این موضوع بیشتر اهمیت بدهد و موفق باشد.

از اینکه به صحبت‌هایم گوش کردید از شما سپاسگزارم.




اعلام سفر:

سلام دوستان امیر هستم یک مسافر، مدت تخریب ده سال، آخرین آنتی ایکس مصرفی OT، ۱۰ ماه سفر کردم به راهنمایی استاد عزیزم آقای حسین باقریان به روش DST همراه داروی OT، رهایی از دام اعتیاد ۱ سال و ۳ ماه و ۱۴ روز.




 آرزوی مسافر امیر:

آرزو می‌کنم بتوانم در آکادمی خدمت کنم.




آرزوی همسفر رؤیا:

آرزو می‌کنم از خدمتگزاران صدیق کنگره ۶۰ باشم.




سخنان مسافر امیر:

دوستان آمده‌ام باز، که این دفتر ممتاز کنم باز و شوم قافیه‌پرداز و سخن را کنم آغاز، به تسبیح خداوند تبارک‌وتعالی که غفور است و رحیم است و صبور است، حلیم است و نصیر است و رئوف است و کریم است، قدیر است و قدیم است. خدایی که بسی نعمت سرشار به ما آدمیان داده، گوهرهای گران داده، سروصورت و جان داده، تن و تاب‌وتوان داده، رخ و روح و روان داده، لب و گوش و دهان داده، دل و چشم و زبان داده، شکم‌داده و نان داده، ز آفات امان داده، کمالات نهان داده، هنرهای عیان داده و توفیق بیان داده و این‌ها پی آن داده که از شکر عطا و کرمش چشم نپوشیم و زهر غم نخروشیم و تکبر نفروشیم و می از ساغر توحید بنوشیم و بکوشیم که تا از دل جان شکر بگوییم؛ عنایات خداوند مبین را.

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که در این برهه زمانی و در این بُعد از زندگی به من توفیق داد تا با پا پیشگامان هم‌نشین باشم. خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که به من اذن دخول به کنگره را اعطا کرد و اذن خروج از تاریکی‌ها را اعطا نمود. من به دلیل محدودیت‌های کاری که داشتم و حالم خوب نبود، یک تصمیم اشتباهی گرفتم و بدون اینکه فکر کنم، تصمیم گرفتم سفر کنم با روش کنگره ولی باعقل ناقص خودم، روش DST را اجرا کنم و یک سفر انجام بدهم تا حالم خوب شود، آن‌هم با داروی اپیوم.

شروع به سفر کردم و یک نکته را بگویم که در تمام این سفر مثلث جهالت صدق می‌کرد، شروع که می‌خواستم بکنم؛ منیت به من گفت: تو می‌توانی و خیلی چیزها را میدانی و از خیلی‌ها سرتر هستی و راحت سفر می‌کنی حداقل برای خودت می‌توانی برنامه‌ریزی کنی و شروع کردم به سفر، یکی و دوسال دست‌وپنجه نرم می‌کردم، بالا می‌رفتم و دوباره پایین می‌آمدم تا یک گرم ۷ روز می‌رسیدم دوباره یک اتفاق کوچک می‌افتاد و بدون اینکه بخواهم و بفهمم برمی‌گشتم چند پله بالا و دوباره روز از نوروزی از نو، به چیزی که توجه نکرده بودم؛ دانایی من بالا نرفته بود و جهان‌بینی من تغییر نکرده بود، مواد را کم می‌کردم؛ ولی دوباره برگشت می‌خوردم و دوسال به این صورت گذشت.

من چون مصرف خوراکی داشتم، همیشه مشکل مزاجی داشتم و دردهایم خیلی زیاد شده بود و واقعاً اذیتم می‌کرد و هیچ راهی هم پیدا نمی‌کردم و آن منیت نمی‌گذاشت که از کسی کمک بگیرم، فقط می‌گفتم: خودم، خودم و خودم، اجازه نمی‌دادم کسی دخالت کند این چند بار رفتن پایین و نتوانستن برگشتن من باعث شد که ترس به سراغم بیاید که آیا من می‌توانم؟ و بعد که بیشتر تکرار می‌شد، ناامیدی قالب می‌شد هیچ راهی برایم نمی‌گذاشت و می‌گفت: باید تا آخر به هم این‌گونه باشی، به حدی شد که من بیمارستانی شدم و فقط با مرفین ساکتم می‌کردند، هیچ تشخیصی هم نمی‌توانستند بدهند و هر دکتری یک‌چیزی می‌گفت: تا عکس‌ها و آزمایش‌هایم که آماده شد، به من گفتند: که آندوسکوپی که انجام‌شده در معده شما زخم‌ها و خشکی‌هایی وجود دارد، خودم هم نمی‌دانستم که از چه چیزی هست و دریکی از این آزمایش‌ها گفتند: مشکل کم‌خونی شدید دارید، به‌طوری‌که در بیمارستان چند واحد خون به من تزریق کردند و حالا کم‌خونی هم اضافه‌شده بود گلبول‌های قرمز کم شده و ‌ حجمشان بزرگ‌شده و داری مشکل پیدا می‌کنی، یکی از دوستانم که پزشک هست به من گفت: که یک آزمایش سرب انجام بده، مسمومیت با سرب خیلی آرام اثر می‌کند و علائم خاصی در اوایل ندارد و بین ۱۵۰ تا ۴۰۰ میلی‌گرم میزان سرب در بدن انسان است، آزمایشی که از من گرفتند؛ سرب در بدن من بالابود و علائمی هم که داشت؛ مشکلات گوارشی، بی‌حالی، مشکلات اعصاب و تنفسی به همراه داشت و با آزمایشی که از من گرفته شد، سرب من خیلی بالابود و ازنظر پزشکی یعنی؛ مرگ. چند روزی در بیمارستان بودم و با دارو سرب بدنم را کنترل کردند و گفتند: بعد از مرخص شدنم، یکسری دارو دیگر هم باید تهیه کنی تا سرب بدنت پایین بیاید و در داخل نیست و خارجی هستند که قیمت بسیار زیادی داشت، با زحمت بسیاری پیدا کردم، بیمارستان که بودم، شربت و قرص متادون به من می‌دادند، من‌بعد از بیمارستان به متادون روی آوردم و بعد از متادون، شربت OT مصرف می‌کردم تا اینکه اذن ورود به کنگره برایم صادر شد بااینکه می‌دانستم که هیچ راهنمایی من را قبول نمی‌کند، ولی؛ حسین آقا من را قبول کردند و من تمام سعی‌ام را کردم تا سفر خوبی داشته باشم اما جهان‌بینی در من بسیار پائین بود و خدا را شکر با آموزش‌هایی که در کنگره گرفتم، توانستم جهان‌بینی را بالا ببرم و هنوز هم در تلاش هستم تا بتوانم جهان‌بینی‌ام را کامل کنم و خدا رو شکر می‌کنم که امروز در این جایگاه قرارگرفته‌ام.

از تمام مسافرها و همسفر ها تشکر می‌کنم؛ که بودنشان باعث دلگرمی است، از هم لژیون‌های عزیزم تشکر می‌کنم، از ایجنت محترم، مرزبانان و اسیستانت محترم بسیار سپاسگزارم، از نشریات،OT و بچه‌های سایت که خیلی ازشون آموزش گرفتم و هنوز در حال آموزش گرفتن هستم، بسیار سپاسگزارم، از راهنمای خوبم حسین آقا بسیار تشکر می‌کنم، از راهنمای هم‌سفرم خانم ریحانه بسیار سپاسگزارم از هم‌سفرم که در این دوران من را تحمل کردند، تشکر می‌کنم و از پسر گلم هم تشکر می‌کنم و یک تشکر ویژه هم از آقای کامران شریفیان و خانم مرجان می‌کنم که در این مدت خیلی کمکم کردند. ممنون که به صحبت‌هایم گوش دادید.




سخنان کمک راهنما همسفر ریحانه:

خدا را بسیار شاکرم که یک‌بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم. من هم به‌نوبه خودم تولد یک سال رهایی مسافر امیر را به آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک می‌گویم، به خانم رؤیای عزیز و همسفر خوبشان آرین تبریک می‌گویم و یک تبریک ویژه خدمت آقا کامران و خانم مرجان عزیز دارم.

خانم رؤیای عزیز همان‌طوری که آقای باقریان گفتند: به خاطره شرایط کاری مسافرشان نمی‌توانستند هر هفته در جلسه حضورداشته باشند؛ اما این باعث نمی‌شد که از کنگره دور بمانند و همپای لژیون حرکت می‌کردند، سی‌دی‌هایشان را می‌نوشتند و خدا را شکر امروز دارند نتیجه‌اش را می‌بینند و با آموزش‌هایی که در کنگره ۶۰ قرار گرفتند، متوجه شدند؛ اگر کنگره می‌آیند به خاطر حال خودشان می‌آیند و همین باعث شد که ذره‌ذره تغییر کنند و به‌واسطه این تغییرات خدا رو شکر به آرامش و حال خوش رسیدند به ایشان تبریک می‌گویم و امیدوارم در آینده نه‌چندان دور شال کمک راهنمایی را دریافت کنند.




سخنان همسفر رؤیا:

یاد الله در هر جا یاد خود از قطره به اقیانوس است. خداوند را بسیار شاکرم که در این جایگاه قرارگرفته‌ام و این حال خوب را تجربه می‌کنم. تبریک میگویم: خدمت مسافرم و آرین کوچولو. امیدوارم سال‌های آینده توفیق این را داشته باشیم که این مناسبت قشنگ را دورهم جشن بگیریم. از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم که این بستر را برای من و امثال من فراهم کردند؛ تا بتوانیم این حس خوب را تجربه کنیم و از دو نازنینی که نقش بسیار زیادی در من و مسافرم داشتند و همیشه یار و همراه ما بودند آقا کامران و خانم مرجان عزیز نهایت تشکر رادارم و از راهنمای خوبم خانم ریحانه که برای من زحمت بسیار زیادی کشیدند و باوجوداینکه همیشه نمی‌توانستم در جلسات شرکت کنم، کمکم می‌کردند تا از آموزش‌های کنگره عقب نمانم.

از راهنمای مسافرم آقای باقریان و راهنمای ویلیام ایشان آقای نادعلیان تشکر ویژه می‌کنم. امیدوارم من و مسافرم بتوانیم در مسیر ارزش‌ها قدم برداریم و لایق زحمت‌های این سه عزیز باشیم. از همه عزیزانی که در این راه همراه ما بودند، قدردانی می‌کنم. در ادامه هم از ایجنت محترم شعبه، مرزبانان عزیز و اسیستانت محترم خانم داوودی و همه‌کسانی که در این شعبه زحمت می‌کشند سپاسگزارم و در آخر هم از خداوند می‌خواهم تمام سفر اولی‌ها به رهایی برسند و این جایگاه را لمس کند.









عکس: مسافر منصور

نگارش: مسافر کریم

تایپ و نگارش: مسافر حسین

تایپ و ویرایش: مسافر رضا

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی ، گزارش تولدها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر بهزاد جلالی چهارشنبه 29 خرداد 1398 22:40
عرض تبریک وخدا قوت فراوان خدمت راهنمای گرامی و عزیزم آقای باقریان
همسفرمریم شنبه 25 خرداد 1398 15:54
تولدتان گوارای وجودتان، موفق باشید
همسفرزهره شنبه 25 خرداد 1398 14:55
مبارک باشه انشالله درجایگاههای بالاخدمت کنید.
مرضیه همسفرسعیدمحسن شنبه 25 خرداد 1398 14:47
خانم رؤیا عزیزم اولین سال رهایتون را تبریک عرض میکنم هیچ وقت اولین روزهایی که اومدین را فراموش نمیکنم بسیار نگران بودین اون موقع مرزبان بودم با اینکه بعضی هفته ها نمی‌تونستین بیاین اما پشت کار داشتین و خدا را شکر رها شدین و اولین سال رهایی را جشن گرفتین برای هر دو شما آرزوی شال کمک راهنمایی دارم وخدا قوت به راهنماهای گرامی این دو عزیز و کلیه خدمتگزاران
مسافر احسان لژیون ۲۱ شنبه 25 خرداد 1398 07:07
خدا قوت و تبریک به کمک راهنمای محترم آقای حسین باقریان و همچنین تبریک به آقا امیر عزیز، بسیار دلنشین و زیبا فرمودید . امیر عزیز آرزوی بهترین‌ها را برایت دارم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات