کارگاه آموزشی عمومی؛ پنجشنبه 98/03/30
جمعه 31 خرداد 1398 ساعت 22:45 | نوشته ‌شده به دست رضا رئیسیان | ( نظرات )
پنجشنبه سی خرداد ماه 1398 جلسه سوم از دوره سی و هشتم کارگاه های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی به استادی « کمک راهنما مسافر پژمان» و نگهبانی »کمک راهنما مسافر صادق » و دبیری « کمک راهنما تازه واردین مسافر اصغر» با دستور جلسه اول "در کنگره 60چگونه قدردانی می کنیم؟" و دستور جلسه دوم« پنجمین سالروز رهائی مسافر مهرداد »رأس ساعت 17 آغاز به کار کرد.


موقعی که سپاسگزاری می‌کنیم، اولین انرژی آن به خود ما برمی‌گردد و قدردانی برای جایگاه‌های مختلف فرق می‌کند...




خلاصه سخنان استاد:

تبریک می‌گویم: به کسانی که در امتحان کمک راهنمایی شرکت کردند.

دستور جلسه اول چگونه در کنگره قدردانی کنیم؟

هیچ‌کس در این دنیا به‌اندازه خودمان از گذشته یا تخریب خودمان خبر ندارد. ما در زمان تخریب از جسم و روح خودمان گذشتیم و کنگره این را تشبیه می‌کند به راننده‌ای که در حالت مستی پشت فرمان ماشین می‌نشیند و یک انسان هوشیار هم در کنارش و با آخرین سرعت شروع می‌کند به حرکت کردن و بعدازاین که مسافتی را طی می‌کند و به مقصدی می‌رسند، تکلیف این نوع کار مشخص است یکی عرق‌ریزان و دیگری نفس‌زنان و خودشان از اتفاقاتی که توی راه برایشان افتاده خبردارند، اما؛ هیچ‌کس مثل خود ما از اتفاقات که برایمان با گوشت و پوست‌واستخوان درک کردیم، خبر ندارد.

هر کس در هر شرایطی که بوده، وقتی وارد کنگره شده رو به نور درحرکت است و رفته‌رفته این حرکت در پرتو آموزش‌های کنگره شکل خودش را می‌گیرد و قدم‌ها محکم‌تر می‌شود و روزنه نور بیشتر می‌شود. من خودم را میگویم وقتی وارد کنگره شدم تا چند سال هیچ از گذشته یادم نمی‌آمد و آرام‌آرام و بعد از ۵ سال یک‌چیزهایی دارد یادم می‌آید و هم‌سفران هم‌دست کمی از ما ندارند، آن‌ها اگر بدتر از ما نبودند بهتر از ما هم نبودند و به حمدالله یکجایی فرمانش رسید که می‌توانم، سفر را شروع کنم و بستری فراهم‌شده یک کار خوب یکجایی برای کسی کرده بودیم؛ که کنگره سر راهمان قرار گرفت.

کنگره آمدم کم‌کم حس‌های ما و بعدازآن چشممان باز شد، توانستیم تصمیمات بهتری در زندگی بگیریم و در این مسیر، کنگره به ما یاد داده که باید قدردان باشیم و از هرکسی که به‌نوعی به تو خدمت کرده و اگر سرسوزنی حالت بهتر شده است، اگر مصرف‌کننده شیشه بودیم، اگر مصرف‌کننده هروئین بودیم یا هر نوع ماده مخدر دیگر و شاید ازنظر مالی هم وضع ما بد نبود، ولی؛ هیچ‌کس روی حرف ما حساب نمی‌کرد و یک زندگی باری‌به‌هرجهت داشتیم و موقعی که سپاسگزاری می‌کنیم، اولین انرژی آن به خود ما برمی‌گردد و قدردانی برای جایگاه‌های مختلف فرق می‌کند. من اگر می‌خواستم قدردان نعمت‌های خداوند باشم با پاکت دادن نمی‌توانم چنین کاری بکنم یا مراسم بگیرم و خرج بدهم این‌ها در جای خودش خوب است، ذره‌ای از گناهانم را کم نمی‌کند. خداوند از من می‌خواهد در راستای قوانین الهی حرکت کنم و تنها تشکری که از خداوند می‌توانم داشته باشم همین است و کنگره در راستای قوانین الهی حرکت می‌کند و از من هم می‌خواهد در راستای قوانین کنگره حرکت نمایم، چیز زیاد از من نمی‌خواهد، قدردانی در سفر اول مطیع امر راهنما بودن است و در سفر دوم خدمتگزار بودن است.

به دستور جناب مهندس هرکسی در حد توان خودش می‌تواند با پاکت از شخص موردنظر قدردانی کند. در راستای جایگاه آن شخص، هفته‌ای که در پیش داریم، هفته دیده‌بان است و هر کس در حد توان خودش و شأن این عزیزان قدردانی می‌کند، یک اتفاق میمون و دیگر که درراه داریم، برگزاری همایش روز یکشنبه است و این هم یک نوع وظیفه است و سپاسگزاری در کنگره، با حضور حداکثری انشا الله بتوانیم پیام کنگره را به دیگران برسانیم.




دستور جلسه دوم:

تولد پنجمین سال رهایی مسافر مهرداد عزیز می‌باشد. مهرداد برادر لژیونی و همچنین دوست عزیز و برادر عزیز من است و همیشه جایگاهش برای من عزیز و بزرگ بوده و به خاطر اینکه در سفر دوم در لژیون من بود، این سعادت نصیب من شد، در جایگاه کمک راهنمایی در خدمت شما باشم. اگر سختی داشته و اگر مهرداد حال خرابی داشته همه این‌ها مثل خود من متوجه راهنمای بزرگوار آقای مهدی زارع بوده که از همین‌جا سلام و درود می‌فرستم به ایشان و انشا الله در شعبه میبد سالم و سعادتمند باشند.

مهرداد بعد از من سفر را شروع کرد، چند ماه بعد از من به رهایی رسید. حالش از من خیلی بهتر بود و این سعادتی بود که من در سفر دوم بتوانم در خدمتش باشم و دوش‌به‌دوش من در لژیون دارد، حرکت می‌کند. ورزش لژیون را به سروسامان خوبی رساند و در کنگره مشغول خدمت در قسمت OT شد. همیشه و در همه‌جا حضور دارد برای ایشان آرزوی سلامتی می‌کنم.

امیدوارم به جایگاه بالاتر و کمک راهنمایی دست پیدا کند برای خودش و همسفران محترمش آرزوی سلامتی دارم به کمک راهنمای محترم همسفر ایشان هم تبریک عرض می‌کنم.




اعلام سفر مسافر مهرداد:

سلام دوستان مهرداد هستم یک مسافر، آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک، شیره، حشیش، هروئین، شیشه مدت تخریب بیش از ۱۸ سال، مدت ۱۲ ماه و ۲۰ روز به راهنمایی استاد عزیزم آقای پژمان اصلحی سفر کردم به روش DST همراه با داروی شفابخش OT و در حال حاضر پنج سال و ۴ روز است که به دستان پرتوان آقای مهندس حسین دژاکام آزاد و رها هستم و در ادامه بیست سال تخریب سیگار داشتم به راهنمایی استاد عزیزم آقای منصور ولیخانی سفر کردم، به روش DST، همراه با نیکوتین خوراکی و رهایی از نیکوتین سه سال و یازده ماه، رشته ورزشی فوتسال.




آرزوی مسافر مهرداد:

آرزو می‌کنم؛ تمام سفر اولی‌ها این جایگاه را لمس کنند.




سخنان مسافر مهرداد:

خدا را شکر و سپاس که بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم. چند روزی است که با خودم می‌گویم: که وقتی اینجا آمدم چه بگویم و باکمی فکر کردن گفتم: که زندگینامه اعتیادم را برای سفر اولی‌ها بگویم، ممکن است به دردشان بخورد.

من در سن دوسالگی براثر سانحه آتش‌سوزی پدرم را از دست دادم و مادرم هم دچار سوختگی شدید شد و سه سال در بیمارستان سوانح سوختگی تحت درمان بود و خدا رو شکر می‌کنم که سایه‌اش بر بالای سر ما هست و با هر زحمتی که بود ما را بزرگ کرد. در سال ۷۲ به خدمت سربازی رفتم و همان‌جا بود که مصرف سیگار، حشیش و تریاک را شروع کردم. در اوایل تفننی و تفریحی مصرف می‌کردم و هیچ‌وقت هم‌فکر نمی‌کردم که اعتیاد پیدا کنم؛ اما بعد از خدمت سربازی واقعاً یک مصرف‌کننده قهار شده بودم وقتی‌که از خواب بیدار می‌شدم، مقدار زیادی تریاک می‌خوردم و هیچ‌وقت هم در خانه مصرف نمی‌کردم، چون نمی‌خواستم کسی متوجه اعتیادم بشود، مادرم می‌دانست اما در طول این ۱۸ سالی که مصرف مواد مخدر داشتم، نگذاشتم کسی مواد را در دستم ببینند و به‌قدری مصرف زیاد شده بود؛ که هرروز ۲۰ نخ سیگار را خالی می‌کردم و با حشیش پر می‌کردم و می‌کشیدم و متوجه این قضیه شده بودند و می‌خواستند من را به‌اصطلاح ترک دهند. حدود بیست پرونده در بیمارستان خورشید برای ترک اعتیاد با متادون دارم و بعد از متادون هم سم‌زدایی ولی دو هفته بعد دوباره شروع به مصرف مواد مخدر می‌کردم و هر دفعه موادم بیشتر می‌شد.

دوستانم گفتند: هروئین بهتر از تریاک است، من هم شروع به مصرف هروئین کردم؛ طوری که در خانه نمی‌توانستم بمانم و با دوستم مقدار زیادی هروئین برداشتیم و با موتورسیکلت به سمت مشهد مقدس حرکت کردیم. من آدم هیچ حرفی نزدم و حدود یک ماه خانواده من هیچ خبری از من نداشتند و به دنبال من می‌گشتند، بعد از یک ماه که برگشتم حالم بسیار خراب بود. دوباره ترکم دادند. تریاک می‌خوردم، مشکل معده پیدا کردم، دکتر که رفتم گفت: معده‌ات اندازه یک بادکنک شده و اگر تریاک بخوری، می‌میری. با چند تا مصرف‌کننده مشورت کردم و آن‌ها به من گفتند: برو شیشه بکش، خیلی بهتر از تریاک است. من هم رو به مصرف شیشه آوردم. شب‌ها مادرم درب اتاقش را قفل می‌کرد تا من به او آسیبی نرسانم. تا این کمک راهنمای محترم خانم نگین که دخترخاله هم هستند پیام کنگره به من دادند و من همیشه قدردان زحمات ایشان هستم و خواهم بود به لژیون آقای طاهری رفتم و جا دارد؛ که از ایشان هم سپاسگزاری کنم و بعد به لژیون آقای زارعی آمدم و دوباره سفرم را شروع کردم اما این بار تصمیم جدی گرفتم تا درمان شوم و قدردان زحمات آقای زارع هستم و جای ایشان در اینجا بسیار خالی است. خدا را شکر می‌کنم که به درمان قطعی رسیدم.

اما دوستانی که در سفر اول هستید، کنگره ۶۰ بهترین جا برای درمان اعتیاد است. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم؛ که این بستر را برای ما فراهم کرده‌اند، از دیده‌بانان و مرزبانان عزیز و ایجنت محترم سپاسگزارم، از همسرم بسیار تشکر می‌کنم و خدا را شاکرم که زندگی خوبی دارم، امیدوارم بتوانم یک روزی این زحمات عزیزان را جبران کنم و اینجا یک تشکر ویژه از خواهرم می‌کنم، در هیچ‌کدام از جشن‌های من نبودند، ایران نیستند و من از ایشان سپاسگزارم، برای من خیلی زحمت کشیدن دنبال کار من و پشتیبان من بودند و خیلی به من کمک کردند. از همه‌ اعضای کنگره ۶۰ که امروز در جشن حضور داشتند و همین‌طور برادر لژیونی‌های عزیزم تشکر می‌کنم. از آقا پژمان عزیز بسیار سپاس گذارم.

از اینکه به صحبت‌هایم گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.

عکس: مسافر منصور

نگارش: مسافر کریم و مسافر احسان

تایپ: مسافر حسین و مسافر احسان

ویرایش: مسافر رضا لژیون 21


 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی ، گزارش تولدها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
محسن ق سه شنبه 4 تیر 1398 01:20
تبریک و شادباش خدمت جناب اصلحی و مهرداد عزیز
مسافر احسان لژیون ۲۱ یکشنبه 2 تیر 1398 05:15
عرض تبریک به اقا مهرداد و کمک راهنمای محترم آقای پژمان اصلحی
همسفر سارا شنبه 1 تیر 1398 12:48
سپاس از استاد گرامی جناب اصلحی و عرض تبریک خدمت ایشان و همچنین آقای مهرداد. تاباد چنین بادا
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic