مصاحبه با ایجنت سابق شعبه آقای قاسم فخاری(بخش دوم)
سه شنبه 15 مرداد 1398 ساعت 05:07 | نوشته ‌شده به دست رضا رئیسیان | ( نظرات )
بخش دوم مصاحبه پیرامون دو دوره خدمت ایجنتی آقای قاسم فخاری 


معتقدم انسان ارزش بسیار بالایی دارد و ما همه از یک جنس می‌باشیم. فرقی نمی‌کند تازه وارد باشد، راهنما باشد ...


از نظر اینکه جایگاه خدمت ایجنتی یک جایگاه نظارتی- مدیریتی می‌باشد تجربه‌ای که این مدیریت در زندگی‌تان داشت را بفرمایید؟
من یکسری چیزها را حس کردم، یکسری را با دو چشمم می‌بینم در اول صحبتم گفتم که جایگاه به افراد نیاز ندارد، بلکه افراد به آن جایگاه نیاز دارند و اگر یک جایگاه مدیریتی به من داده شده حتماً نیاز من قاسم بوده است چرا که از نظر رفتاری، گفتاری و پیشنهادی؛ در محل کارم، در کنگره و حتی در فامیل و اجتماع خیلی تغییر داشته‌ام و آموخته‌ام طوری صحبت کنم که سلاح اصلی محبت باشد، محبتی آمیخته در مدیریت؛ به نظر من خیلی راحت می‌توان حس مدیریت بدون محبت داشت ولی کوتاه مدت و یک‌طرفه خواهد بود و در آن صورت اگر احترامی باشد از روی اجبار است. ولی من در کنگره سعی کردم این جایگاه را طوری تجربه کنم که هر کس به من احترام گذاشت از روی محبت باشد و اگر حکمی بود طبق قوانین کنگره سعی کردم اجرا کردنش را با محبت انجام دهم حتی در زندگی شخصی و کار و اجتماعی هم همین رویه را ادامه دادم و باعث می شد افراد به بهترین شکل خواسته مرا برآورده کنند و این یکی از بهترین تجربه های من می باشد. در محل کارم عضو کوچکی از آن مجموعه بودم ولی در این اواخر توانستم محل کارم را گسترش بدهم و خودم به تنهایی شعبه دوم شغلم را افتتاح کنم و تمام اینها به نظرم مدیریتی بود که در این جایگاه آموختم که بتوانم در این دو ماه اخیر، بیشترین پیشرفت را در شغلم نسبت به تمام سال‌های گذشته داشته باشم و همه را مدیون کنگره و آموزش های کنگره هستم، چون برای تاسیس شعبه جدید قصدم این بود شعبه جدید را با جهان‌بینی کنگره احداث کنم و این جهان بینی و آموزش ها بسیار کمکم کرد و موفق بودم، چون وقتی کلام حق را بگویی روی کسی که می‌خواهد از تو خرید کند تاثیر گذار می‌باشد و می تواند بهترین راندمان را داشته باشد.

با توجه به اینکه فرمودید، صلاح کنگره محبت و عشق می‌باشد و جایگاه ایجنت مدیریتی می‌باشد و در مدیریت به نظر می‌آید که نیاز به یک برخوردهای خشک و قاطع است، این دو پارادوکس یعنی محبت و عشق در مقابل برخورد خشک و قاطع را چگونه انجام می‌دادید؟
به نظرم تاثیر کلام در ظاهر نیست، بلکه در صور پنهان است، اگر برخوردی است، اگر تنشی بسته به آن ضوابط و قوانین است، فقط کافیست درون انسان هیچ کینه‌ای نباشد و وقتی از درون محبت باشد حتی آن برخورد به ظاهر خشن و قاطع، اثر عکس می‌گذارد یعنی با آن برخورد شاید طرف در لحظه برایش خوش نباشد، ولی در مدت کوتاه همان شخص می‌آید و از من عذرخواهی می‌کند، چون در ادامه آن شخص به این موضوع می‌رسد که هر چیزی که گفته شده برای خودش می‌باشد.

آقای فخاری من هم یک عذرخواهی به شما بدهکارم، یادم می‌آید زمانی که کمیته انضباطی شدم خیلی از شما ناراحت بودم و خاطرم هست فرمودید: احسان اگر دفعه‌ی بعد مصرف کنی، شاید دیگر نتوانی به کنگره بیایی یا مجبور می‌شوی شعبه خودت را عوض کنی و فرمودید فکر نکن هر موقع بخواهی می‌توانی برگردی، شاید بروی و حتی بخواهی برگردی ولی دیگر درب ورود را پیدا نمی‌کنی. در آن روز خیلی برایم سنگین بود که فرمودید در مکانی که یکی از اهدافش درمان اعتیاد است دفعه بعد جایی برای من نیست و اجازه ورود به من نخواهند داد، و قطعاً یکی از دلایلی که باعث شد من از آن به بعد سفرم را به نظر خودم درست انجام دهم، همین برخورد قاطع در کنار صحبت‌هایتان بود و الان با توجه به این صحبت‌هایی که فرمودید مطمئن شدم، چون عمل شما یک عمل سالم بود و کلامتان حق بود، توانست در من هم اثر بسیار خوبی بگذارد، واقعا شما را خیلی دوست دارم و احترام زیادی برای‌تان قائل هستم.
خدا را شکر، من در طول چند سالی که در کنگره هستم همیشه سعی‌ام این بوده که هر موقع کسی را می‌بینم، به احترام او بلند شوم، مگر اینکه در موقعیتی بودم که نمی‌توانستم، چون معتقدم انسان ارزش بسیار بالایی دارد و ما همه از یک جنس می‌باشیم. فرقی نمی‌کند تازه وارد باشد، راهنما باشد، سفر اولی باشد، سفر دومی باشد، من در هر صورت کار خودم را انجام می‌دادم و جلویشان بلند می‌شدم، علی الخصوص در جلوی تازه واردین چون به دلیل نا آشنا بودن با محیط، تمام حرکات را زیر نظر می‌گیرند و همچنین برخورد اول برایشان خیلی مهم است.
خودم دو جلسه است که می‌خواهم با شال سبز تازه واردین بروم سر لژیون تازه واردین و فقط دارم فکر می‌کنم چگونه باید ارتباط با تازه واردین برقرار کنم، که به دلشان بنشیند؛ اول از خدا می‌خواهم که این ارتباط را در کلامم برقرار کند، دوم به خودم می‌گویم قاسم فکر کن روز اول است که به کنگره می‌آیی و حال جسمی و روحی خوبی هم نداری، دوست داری چگونه با تو برخورد کنند؟ دوست داری چه چیزی ببینی؟
هدفم این است بهترین برخورد را با این عزیزان داشته باشم، کلام خودش می‌آید ولی حالت برخورد هم بسیار مهم است ولی باز هم معتقد هستم که وقتی از درون محبت باشد، در نهایت آن چیزی که باید اتفاق بیفتد به انجام می‌رسد.

با توجه به این که شما کمک راهنمای تازه واردین هم می‌باشید در این مورد خدمتی چه نظری دارید؟
ما سه دسته تازه وارد داریم:
1. گروهی که خواسته درمان دارند و به کنگره می‌آیند.
2. گروهی که می‌بینند اینجا شلوغ است و می‌آیند ببینند چه خبر است.
3. گروه دیگر هم برای دور زدن خانواده، به کنگره می‌آیند.
به نظرم هنر کمک راهنمای تازه واردین و مرزبانان و ایجنت این می‌باشد که بتوانند با برخورد و کلام سالم، حتی نظر گروه سوم را عوض کنند، چون این افراد، یک اتفاق باعث شده به کنگره بیایند، پس از درمان خودشان جز خدمتگزاران کنگره می‌شوند و باید در هر جایگاهی که قرار دارید ابتدا هدف خودتان را بشناسید و بدانید برای چه در آن جایگاه هستید؟ می‌خواهید خدمت کنید؟ ارتقا پیدا کنید؟ دیده شوید؟ هدف چیست؟ 
حتی شما که در سایت کار می‌کنید، اگر واقعاً در ذهنتان این باشد که یک نفر بابت کارتان رها می‌شود؛ همین نوع نگاه، قدرتش هزار برابر بیشتر از آن است که بخواهی کمک دست ایجنت یا هر خدمت به ظاهر بالایی باشید، گفتم اگر در ذهنتان این باشد که من سایتی اگر نباشم ممکن است یک نفر به رهایی نرسد و اگر من باشم ممکن است بتواند به رهایی برسد، قدرتش بسیار بالاتر می باشد و این قدرت می‌تواند تاثیر روی همان گروه سوم که گفتم می‌خواهند خانواده را دور بزنند، بگذارد.
من در کنگره دو هدف دارم: ۱. ورودی کنگره       ۲. خروجی کنگره       
برای این دو خیلی ارزش قائل هستم و برای این دو حاضرم هر کاری انجام دهم. یکی تازه واردین و یکی افرادی که رها می‌شوند.

با توجه به اتمام دوره خدمت ایجنتی خود، از این پس با چه دیدی در کنگره حضور پیدا می‌کنید؟
 تا دیروز فکر می‌کردم اگر من درست خدمت کرده باشم، باید یک جایگاه ارتقا پیدا کنم و منتظر بودم تا خدمت دیگری به من پیشنهاد بشود ولی امروز که شال سبز کمک راهنمای تازه واردین را انداختم، حس کردم چقدر این شال سنگینی می‌کند، این شال اگر نباشد و تازه واردین جذب و پذیرش نشوند، اصلاً نیازی به سایر خدمتگزاران نمی‌باشد، چون دیگر کسی نیست و امروز به این نتیجه رسیدم که آن ارتقا، برایم کمک راهنمای تازه واردین می‌باشد و دقیقا ارتقا برایم اتفاق افتاد؛ آقای مهندس می‌فرمایند: رنگ‌شال، رنگ هاله شخص می‌باشد، هاله من الان سبز روشن است.
 رشد و توسعه کنگره ۶۰ در این شال می‌باشد، هر کدام از خدمت‌ها در کنگره یک پله برای رشد محسوب می‌شوند و همان‌طور که این پله ها برای رسیدن به نور مهم می‌باشند، همان قدر هم خطرناک هستند، چون هر پله را بالاتر بروید اگر سقوط کنید بدتر خرد و له می‌شوید.
نردبام این جهان، ما و منیست
عاقبت این نردبام افتادنیست
لاجرم هر کس که بالاتر نشست
استخوانش سخت‌تر خواهد شکست
آقای مهندس می‌فرمایند: کسانی که در اطراف گردباد قرار می‌گیرند، پرت می‌شود و می‌روند می‌کشند، اتفاق خاصی برایشان نمی‌افتد، ولی اگر رفتند و در وسط گردباد قرار گرفتند و سپس بخواهند از گردباد بیرون آیند، خرد و له می‌شوند و آن کسی است که در کنگره خدمت کرده است، آگاهی اش به حدی بوده و خوب عمل کرده، که آن جایگاه به او پیشکش داده شده است، پس هرچه بالاتر باشد اگر خراب کند، بدتر می‌شود، له می‌شود و دیگر نمی‌تواند ادامه دهد و برعکسش نیز صادق است، اگر درست برود، پیش می‌رود تا برسد به خود نور.

شرط اینکه در هر جایگاهی هستیم، برگشت نخوریم یا سقوط نداشته باشیم چیست؟
ما، هم می‌توانیم توقف داشته باشیم و هم برگشتن، هر دو یکی است در واقع ابتدا توقف صورت می گیرد و در ادامه بر گشت.
کنگره این گونه است که یک دربی باز شده و من وارد شده‌ام و رو به جلو می‌روم، درب بعدی را باید بگردم و پیدا کنم همین‌طور درب‌های بعدی و هر چه جلوتر می‌روم روشن تر و با کلاس تر می‌شود، هر چه جلوتر می‌روم پیدا کردن درب سخت‌تر می‌شود؛ همین‌طور جلو می‌روم و تا ایمان دارم دربی هست، می گردم و پیدا می کنم، ولی وقتی می گویم دیگر دربی نیست یا تا همین جا که آمده‌ام خدا را شکر و دیگر بس است، آن‌گاه توقف می کنم و چون در توقف خوراک ندارم از تشنگی و گرسنگی می میرم و یا برمی‌گردم، آن‌گاه دربی که در برگشت برایم باز می‌شود، رو به پرتگاه خواهد بود؛ ولی آن کسی که روبه جلو می‌رود مانند خود جناب مهندس، دیده بانان و تمام کسانی که در حال حرکت هستیم و رو به جلو می رویم، به نور خواهیم رسید. در واقع همگی حرکتمان یکی است، مثال همان راهی که آقای سلامی می‌رود ما هم داریم می رویم، فقط ایشان چند اتاق از ما جلوتر هستند پس ما هم می‌توانیم به آن جا برسیم و شاید از نظر خصوصیات مانند ایشان شویم، چون انسان‌ها همگی خواسته دارند و الگو پذیر هستند و الگو گرفتن، یعنی باید شبیه همان فرد شویم.

ادامه دارد ...
عکس: مسافر منصور
تهیه گزارش و تایپ: مسافر احسان
انتشار: مسافر رضا لژیون 21
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی ، مصاحبه ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر وجیهه لژیون 16 پنجشنبه 17 مرداد 1398 14:45
وتشکر سلام خدا قوت خدمت ایجنت محترم تشکر وسپاس بابت تمام
زحماتی که در دوره برای شعبه کشیدید ممنون انشالله در جایگاههای بلاتر ببینمتون
پنجشنبه 17 مرداد 1398 10:55
باتشکرازخدمات آقای فخاری و موفقیت در این جایگاه جدید شما با تجربه ای که کسب کرده اید، دراین جایگاه حتما موفق خواهید شد وباانرژی بالا می توانید انسانهای ناامید رابه زندگی وحال خوش برسانید.ازآقااحسان بابت مصاحبه عالی که داشتند تشکرمیکنم انشاءلله در جایگاه کمک راهنمایی خدمت کنید .
همسفر چهارشنبه 16 مرداد 1398 16:24
بسیار عالی و آموزنده بود، از خدمات شما در دو دوره جایگاه ایجنتی سپاسگزارم.
تشکر از آقای احسان و خدمتگزاران سایت
جلال چهارشنبه 16 مرداد 1398 01:00
سخنی که از دل برایدلاجرم بردل نشیند و قول اقا قاسم ما به کنگره می اییم تا اموزش ببینیم و امیدوارم این امدن تداوم داشته باشد با ارزوی فوفقیت روز افزون برای تمام خدمتگذاران کنگره۶۰
Hussein سه شنبه 15 مرداد 1398 11:40
سلام خدمت عزیزان زحمت کش سایت و سلام خدمت آقای فخاری بسیار زیبا و آموزنده بیان فرمودید و لذت بردم ممنون از آموزشهای شما.
مسافر رضا لژیون21 سه شنبه 15 مرداد 1398 09:28
هر سخن که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند
آقای قاسم فخاری عزیز از صحبتهای آموزنده شما بسیار استفاده کردم
آرزوی بهترین ها و موفقیت روزافزون برای شما دارم
امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق و پیروز باشید
مسافر مصطفی لژیون ۱۱ سه شنبه 15 مرداد 1398 08:53
تشکر از آقای قاسم فخاری واقعا صحبت های ایشان دلنشین و زیبا است من در طول سفر از ایشان خیلی آموزش گرفتم و برای من یک الگوی کامل بودند ،سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند،
مرضیه همسفرسعیدمحسن سه شنبه 15 مرداد 1398 08:40
مجدداً خدمت آقای قاسم فخاری خدا قوت عرض میکنم واقعا نشستن در جایگاه راهنمای تازه واردین بسیار حساس و مهم است و شما با تجربه های زیادی که کسب کردین در این جایگاه حتماً موفق خواهید بود
با امید موفقیت برای شما در تمام مراتب زندگی و تشکر از آقایان منصور ، احسان ورضا برای تهیه گزارش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو