کارگاه های آموزشی عمومی؛ پنج شنبه 1398/05/24
پنجشنبه 24 مرداد 1398 ساعت 19:05 | نوشته ‌شده به دست رضا رئیسیان | ( نظرات )
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ماه 1398 جلسه نهم از دوره سی و هشتم کارگاه های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی به استادی کمک راهنما مسافر مجید و نگهبانی کمک راهنما مسافر صادق و دبیری کمک راهنمای تازه واردین مسافر مهدی با دستور جلسه اول: کار، تحصیل، قدرت و دستور جلسه دوم: اولین سال رهائی مسافر سعید  رأس ساعت 17 آغاز به کار کرد.
حسنی که متد DST دارد این است که مسافر به‌راحتی به امورات زندگی‌اش می‌پردازد و هیچ‌گونه مشکلی در طول سفر و در طول دوره درمان برایش به وجود نمی‌آید...




خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شاکرم که یک‌بار دیگر توفیق داد تا به‌واسطه جشن تولد سعید عزیز در این جایگاه قرار بگیرم. دستور جلساتی که در کنگره ۶۰ گذاشته‌شده در طی یک سال است و هر هفته بر روی یک دستور جلسه کار می‌کنیم و به این خاطر است که با اعضای کنگره، چه از مسافران و چه از هم‌سفران محترم آن جهان‌بینی و طرز نگاهمان به خودمان و محیط پیرامون خودمان تغییر می‌کند.

این دستور جلسه کار، تحصیل، قدرت است. وقتی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که ما در زندگی با این سه موضوع سروکار داریم، وقتی یک فرد مصرف‌کننده وارد کنگره می‌شود و سفرش را شروع می‌کند، حسنی که متد DST دارد این است که مسافر به‌راحتی به امورات زندگی‌اش می‌پردازد و هیچ‌گونه مشکلی در طول سفر و در طول دوره درمان برایش به وجود نمی‌آید؛ اما ممکن است در NGO های دیگر وقتی‌که شخص وارد ترک می‌شود. قاعدتاً مشکلات زیادی برایش به وجود می‌آید و از کار وزندگی و انجام امور روزمره عاجز می‌ماند و برایش مشکل به وجود می‌آید. ولی در کنگره ۶۰ این‌گونه نیست و ره‌جو خیلی راحت به کارش ادامه می‌دهد. چون باید به کارش ادامه دهد و بیکاری باعث به‌هم‌ریختگی می‌شود چه ازنظر درونی و چه ازنظر بیرونی، ولی ره‌جو باید این را مدنظر داشته باشد که کارهایش را جوری تنظیم کند که با جلسات و ساعت کنگره و داروی OT تداخل نداشته باشد. ازنظر آموزش هم آموزشی که ما در کنگره ۶۰ می‌گیریم آموزش‌هایی است که؛ شاید یک نفر در طول چندین سال تحصیل نتواند به این آموزش‌ها دست پیدا کند و آموزشی که در کنگره هست، اگر به انجام رسانیم به یک توانایی و قدرت دست خواهیم یافت. در وادی یازدهم مطلبی است که تحت عنوان اینکه می‌گوید: هرکس توان مالی بسیار و اندیشه بسیار داشته باشد، می‌ماند و در نبود این‌ها، شکست حتمی است، این موضوع را من این‌جوری برداشت می‌کنم که من یازده ماه می‌آیم در سفر اول تا به رهایی از دام اعتیاد برسم و پرونده اعتیاد را برای همیشه ببندم، پس‌نیاز است ازنظر تفکر، ازنظر اندیشه تغییر کنم. ازنظر خدمت و حرکت تغییر کنم و مشارکت انجام بدهم، مطالعه داشته باشم تا به آن توانایی لازم برسم. نیروی بازدارنده در هر مقطعی که ما باشیم به هر شکلی خودش را نشان می‌دهد و می‌گوید: که شیطان به زیباترین شکل ممکن وارد افکار و اندیشه می‌شود، یعنی؛ موضوع بد را یک موضوع معقول نشان می‌دهد و اگر این توانایی را نداشته باشد، یعنی؛ کار و تحصیل و حرکت در کنگره هست و آن را ندارد که بتواند موضوع را تشخیص بدهد. چون نیروی بازدارنده بالباس خیلی معقولی وارد می‌شود.

انشا الله بتوانیم توانایی‌هایمان را به همین نسبت بالا ببریم. کنگره ۶۰ سازمان مردم‌نهاد است و ما می‌بینیم که امروز چقدر رشد و پیشرفت داشته است و در آینده هم ان‌شاءالله به همین‌گونه خواهد بود. ما می‌بینیم که افراد زیادی هستند که ازنظر کاری، کار می‌کنند و از کار وزندگی‌شان می‌گذرند و به کنگره می‌آیند، از آقای مهندس گرفته تا دیده‌بانان، مرزبانان و مسئولین ورزشی، مسئولین نشریات و همه دست‌به‌دست هم می‌دهند و کار انجام می‌دهند و خدمت بعضی از بچه‌ها در دید نیست، این کارها انجام می‌شود و آموزش‌ها از طرف آقای مهندس هر هفته ابلاغ می‌شود، از این آموزش‌ها استفاده می‌کنیم و می‌بینیم که کنگره امروز با توانایی و قدرت بالایی به کار خود ادامه می‌دهد تا انشا الله جهانی شود. ما باید نسبت به آموزش‌ها و حرکت‌ها ارزش قائل شویم، به خدمت‌ها اهمیت بدهیم.

یک مطلبی من از آقای مهندس خواندم، فرمودند: من‌بعد از هشت سال تازه آخرین چک بدهی‌ام را پرداخت کردم. بعضی وقت‌ها بچه‌های کنگره وقتی وارد صراط مستقیم می‌شوند، انتظار دارند که همه کارهایشان هموارتر شود و مشکلی وجود نداشته باشد و پیش خودشان این مطلب را بیان می‌کنند که من در صراط مستقیم هستم و از طرف ضد ارزش‌ها به‌طرف ارزش‌ها آمده‌ام، چرا این مشکلات برای من به وجود می‌آید و یا من بدهکار شده‌ام؟ درصورتی‌که زمانی که مصرف می‌کردم این بدهکاری‌ها و این مشکلات وجود نداشت و باید این اطلاعات و آگاهی را داشته باشیم که؛ انسان وقتی قرار است در دیگری برویش باز شود، قطعاً مورد امتحان قرار می‌گیرد، قرار است جایگاهمان را عوض کنیم و بتوانیم به جایگاه بالاتر برویم، بتوانیم در سختی‌ها استقرار داشته باشیم.

ازنظر پایه‌های مالی سعی کنیم که از طریق صراط مستقیم پایه‌های مالی را مستحکم کنیم و ازنظر علم و آموزش هم که کنگره ۶۰ در اختیارمان هست انشا الله که بتوانیم استفاده کنیم که به این توانایی‌های بیشتری دست‌یابیم.




دستور جلسه دوم:

خدا را شکر که سعید عزیز هم اولین سال تولدش را جشن می‌گیرد و من به سعید عزیز و خانواده محترمشان تبریک میگویم، به اعضای کنگره ۶۰ و در رأس به آقای مهندس و یک تبریک ویژه خدمت کمک راهنمای بسیار دوست‌داشتنی و عزیز آقا محمدرضا مرادی.

 آقا سعید در سفر اول خدمت محمدرضای عزیز بودند و در سفر دوم این توفیق شامل حال من شد که بتوانم در خدمت آقا سعید باشم.

سعید عزیز با مصرف مواد مخدر و مشکلات متعددی وارد کنگره ۶۰ شد و سفرش را آغاز و به رهایی رسید، وارد سفر دوم شد. در سفر دوم چیزی که من از آقا سعید دیدم، واقعاً مشتاق خدمت بود، در ماه مبارک رمضان خدمت‌های خوبی را انجام داد و در کنگره هم هر خدمتی که باشد، دست رد به خدمت نمی‌زند و حتماً انجام می‌داد. وقتی‌که راهنمای سعید عزیز بنا به دلایلی از کنگره ۶۰ رفتند، سعید عزیز کنگره ۶۰ را ترک نکرد، ممکن است بعضی از ره‌جوها وقتی‌که راهنمایشان نیاید چه در بخش هم‌سفران و چه در بخش مسافران، یواش‌یواش از کنگره ترد شوند. چیزی که ما در کنگره یاد می‌گیریم علاوه بر اینکه ما تمام کمک راهنمایان خودمان را دوست داریم و به ایشان احترام می‌گذاریم، باید یواش‌یواش به این نتیجه برسیم که کنگره باید برای خودمان بیاییم و ادامه‌دار باشد و بازپرداخت بدهی که به کنگره‌داریم را انجام بدهیم و آقا سعید این کار را به‌خوبی انجام داد در آزمون کمک راهنمایی شرکت کردند. انشالله آقا سعید جشن سومین سال رهایی‌اش را همراه با شال کمک راهنمایی بگیرد. از اینکه به صحبت‌هایم گوش کردید، از شما سپاسگزارم.





اعلام سفر مسافر سعید:

آنتی ایکس مصرفی؛ تریاک، مدت تخریب؛ 8 سال، مدت 10 ماه و 21 روز سفر کردم با کمک راهنمای محترم آقای مجید فروغی به روش DST و داروی شفابخش OT، در حال حاضر هم 1 سال و 3 ماه و 24 روز است که به دستان پرمهر و پرتوان آقای مهندس حسین دژاکام آزاد و رها هستم.




آرزوی مسافر سعید:

آرزو می‌کنم که سلطان عشق آقای مهندس و خانواده محترمشان هر آرزویی برای خودشان و کنگره‌دارند، برآورده شود.


خلاصه سخنان مسافر سعید:

سلام دوستان، سعید هستم مسافر، من صحبت‌های خودم را به دو بخش تقسیم می‌کنم، بخش اول زمانی که هنوز وارد کنگره نشده بودم. من در سال 1384 ازدواج کردم و قبل از ازدواج شاید انگشت‌شمار مواد مخدر مصرف کرده بودم و در اوایل همان سال که ازدواج کردم، از کار خودم کم کردم و یا حتی به‌جای خودم کارگر گذاشتم و خودم کمتر کار می‌کردم و به دلیل وقت و موقعیت مکانی که داشتم با دو نفر مصرف‌کننده آشنا شدم و من هم کم‌کم شروع به مصرف مواد مخدر کردم که البته مواد من فقط تریاک بود و حتی مصرف سیگار هم نداشتم و از سیگار خیلی بدم می‌آمد و این کار ادامه پیدا کرد تا سال 1389 که قرار بود به مکه مشرف شوم که خودم شروع به کم کردن مواد کردم و به خانه‌ی خدا مشرف شدم، ولی متأسفانه من این مدت را در آنجا بیشتر خواب بودم و بعد که از سفر برگشتم و ازنظر مکانی، موقعیت خوبی را داشتم، دومرتبه شروع به مصرف کردم و تا چند سالی هیچ‌کسی از مصرف مواد من خبر نداشت، حتی خانواده و همسرم تا این‌که با یکی دو نفر، دومرتبه آشنا شدم و با این دوستان شروع به مصرف کردیم.

ازاینجا بود که اختلاف با همسرم شروع شد و به من می‌گفتند: که تو یک مصرف‌کننده‌ای و من با منیت بالایی که داشتم، انکار می‌کردم و پس از مدتی به دلایلی پاتوق مصرفی خودم را تغییر دادم که ناگفته نماند که در این مدت دچار کمردرد سختی بودم و روزبه‌روز بدتر می‌شدم و شرایط برایم سخت‌تر می‌شد، به‌طوری‌که راه رفتن برای من مشکل شده بود و ازنظر چهره خیلی زردرنگ و پریشان‌احوال شده بودم و مصرف مواد برایم خیلی سخت شده بود و به بهانه‌های مختلف منزل را ترک می‌کردم و با دوستانم می‌رفتم و مصرف می‌کردم. که این بار وقتی وارد پاتوق دوستان شدم و در حال مصرف بودم که مأمورین مبارزه با مواد مخدر وارد پاتوق شدند و ما را دستگیر کردند، دو شب را در بازداشت به سر بردیم و حتی همسرم که تلفن کرد به او گفتم: که برای خرید به بیرون از شهر رفته‌ام و تا فردا کارم درست شد و آزاد شدم؛ و بعد با آزاد شدنم تنها کاری که کردم به پاتوق رفتم و تا چند ساعت مواد مصرف کردم و بعد از چند ساعت به منزل برگشتم.

و بخش دوم از صحبت‌هایم ازاینجا شروع می‌شود که من درجایی که مصرف می‌کردم یک نفر بود که خودش هم مصرف‌کننده بود و یک‌مرتبه هم به کنگره آمده بود و برگشت‌خورده بود، ولی ایشان به من گفتند: که اگر واقعاً خواسته‌ی درمان رادارید فقط باید به کنگره 60 بروی و رها شوی. من یکی از این افراد بودم و چون خواسته درمان داشتم، وارد کنگره شدم و این کار موقعی صورت گرفت که تمام سرمایه خودم را ازدست‌داده بودم و با دست‌خالی وارد شدم و بعد از چند جلسه تازه واردین وارد لژیون کمک راهنمای محترم آقای محمدرضا مرادی شدم و سفر خودم را شروع کردم که جای ایشان در این جشن تولد خالی است و خیلی فعالیت کردم که در تولد من حضورداشته باشند ولی ظاهراً ایشان به یک سفر زیارتی رفته‌اند. در لژیون ایشان از ابتدای سفرم شروع به مشارکت و فرمان‌برداری کردم و بعد از حدود یازده ماه رها شدم و چون می‌خواستم که در کنگره بمانم به آقای مرادی گفتم: که به من یک خدمت بدهند و بعد از رهایی حدود چهار ماه در کلینیک خدمت کردم و بعدازآن چون خودم علاقه به آشپزی داشتم در کنار آقای جواد گیاهچین در قسمت آشپزخانه مشغول خدمت و آموزش گرفتن شدم و همین خدمت‌ها باعث شد که من در کنگره بمانم و واقعاً من کنگره را خیلی دوست دارم، چون خیلی آموزش گرفتم. از خدا می‌خواهم که هم‌سفرم به کنگره بیاید و در آخر خدا را شاکر و سپاسگزارم که دعاهای من در کنگره تابه‌حال مستجاب شده است. در پایان تشکر می‌کنم از آقای مهندس حسین دژاکام و خانم آنی و استاد جهان‌بینی آقای امین و تشکر می‌کنم از همه عزیزان که در جشن من شرکت کردند، تشکر می‌کنم از کمک راهنمای خوبم آقای محمدرضا مرادی که واقعاً جای ایشان خالی است، تشکر می‌کنم از کمک راهنمای محترم آقای مجید فروغی که در سفر دوم من را پذیرفتند که وارد لژیون ایشان شوم و خیلی از آقای فروغی آموزش گرفتم از ایجنت قبل آقای قاسم فخاری و ایجنت فعلی نمایندگی آقای علیرضا هویدا تشکر می‌کنم، از لژیون مرزبانی تشکر می‌کنم، از تمام کمک راهنمایان محترم و تمامی کسانی که به هر نوعی در هر جایگاه و قسمتی خدمت می‌کنند تا یک نفر به درمان برسد، تشکر می‌کنم.

ممنون از این‌که به صحبت‌های من گوش دادید.



عکس: مسافر حبیب و مسافر حسین

نگارش و تایپ: مسافر حسین و مسافر مصطفی

ویرایش: مسافر رضا لژیون 21

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی ، دستور جلسات هفتگی، گزارش تولدها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافرمحمدبهرامی.سلمان فارسی شنبه 26 مرداد 1398 10:30
باسلام. تبریک میگم به آقا سعید و راهنمای خوب سفره اولش آقای مرادی عزیز و همچنین آقای مجید فروغی و همه اعضای کنگره ۶۰. آقای فروغی از گفته های ارزشمندتان بسیار آموزش گرفتم. از دوستان خدمتگزار سایت و عکاس عزیز بسیار متشکرم.
مسافر علیرضا جمعه 25 مرداد 1398 21:38
خدا قوت به تمامی عزیزان در قسمت سایت
مسافر مصطفی نگهبان سه شنبه ها جمعه 25 مرداد 1398 21:37
خدا قوت به کمک راهنمای محترم آقای مجید فروغی و تبریک به مناسبت یکمین سال رهایی از دام اعتیاد به مسافر آقا سعید.شکر...شکر...شکر ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: