کارگاه آموزشی خصوصی همسفران؛ یکشنبه 1394/09/22
دوشنبه 23 آذر 1394 ساعت 18:27 | نوشته ‌شده به دست شهرزاد c60 | ( نظرات )
یکشنبه 22 آذر ماه 1394 جلسه دهم از دور بیست و ششم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره 60 شعبه سلمان فارسی اصفهان به نگهبانی خانم ریحانه ، دبیری خانم زهره و استادی خانم نفیسه با دستور جلسه: "وادی چهارم و تأثیر آن روی من" رأس ساعت 15 آغاز به کار نمود.



استاد محترم فرمودند:
در کنگره برای اینکه پروسه  درمان را طی کنیم باید سه ضلع جسم، روان و جهان بینی به تعادل برسد. ما به کنگره آمدیم؛ به حرفهای راهنما گوش کردیم و آرام آرام متوجه شدیم که تنها مسافرانمان نیستند که آسیب دیده‌اند بلکه خود ما آسیب دیده‌تر از آنها هستیم! راهنما گفت: برای درمان، اول از همه خودتان باید درمان شوید. ما هم حجم آسیبهایی را که بر ما وارد شده بود اندازه گیری کردیم و تازه فهمیدیم حال خودمان خراب‌تر از این حرفهاست! ...

در کنگره باید چهارده وادی را طی کنیم؛ وادی‌هایی که دست ما را می‌گیرند و ما را همراهی می‌کنند. چهار وادی اول موسوم به وادی‌های تفکر هستند و مبانی فکری ما را با اصلی‌ترین قوانین زندگی وفق می‌دهند. به ما می گویند که این دنیا بازیچه نیست قانون دارد همانطور که بازی قانون دارد. اگر از آن قوانین پیروی کنیم؛ می‌توانیم از این بازی پیروز بیرون بیاییم.

وادی اول به ما می‌گوید: فکر کن ببین چرا اینجا نشسته ایی؟ خواسته‌ات چیست؟ آیا فقط درمان مسافرت را می‌خواهی؟ یا نه می گویی می‌خواهم مسافرم درمان شود ولی دنبال یک چیزهای دیگری هستی! ... مثلاً برای برادرت می‌آیی ولی می‌خواهی فقط فشارهای روانی که از طرف او به تو وارد می‌شود حل شود! ... مسافرت همسرت است؛ می‌خواهی او درمان شود ولی در عین حال از او انتنظار داری تمام و کمال، انتظارات تو را برآورده کند! ... حال که فهمیدم خواسته‌ام چیست؛ آیا می‌توانم به آنچه می‌خواهم برسم؟ می‌توانم مشکلم را حل کنم؟ می‌توانم قوانین اینجا را رعایت کنم؟ ... می‌بینم که در گنکره افراد بسیاری رها شده‌اند پس دیگر ناامید نیستم؛ حداقل دیگر آن ترس و وحشت را ندارم. آن ناامیدی که باعث اختلال در حرکت من شده بود با وادی دوم از من گرفته می‌شود. خوب، برای حرکت کردن هم من راهنما دارم هم مسافرم؛ پس باید یک کمکی به ما بشود تا مشکلمان حل شود؛ چرا کسی کمک نمی‌کند؟! ... وادی سوم می‌گوید: بار زندگی مرا کسی به دوش نمی‌کشد این خود تو هستی که باید به فکر خودت باشی و مسئو لیت زندگی خودت را بپذیری. وقتی یک کشتی در طوفان گیر می‌کند ذهن ما منحرف می‌شود؛ یک حقه ایی ایجاد می‌شود و می گوییم خدا که هست  مگرخدا به من کمک نکرد ...، مگر خدا ... دقیقاً همین جا وادی چهارم آورده شده که می‌گوید از این خیالهای خام نکنید. هیچ کس بار مسئولیت کسی را نمی‌تواند بر عهده بگیرد خدا هم که ما را به این جهان آورده، قوانینی را گذاشته و مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن است.

در تیتر وادی چهارم با چند لغت آشنا می‌شویم؛ حیات به معنی زندگی و مسائل حیاتی یعنی کلیه مسائلی که ما در این فضای زندگی با آن روبرو هستیم. وقتی ما از مادر متولد می‌شویم با اولین گریه ایی که انجام می‌دهیم به صورت غریزی اولین مسئولیت خودمان را در قبال خودمان بر عهده می‌گیریم و نفس می‌کشیم و حیات ما شروع می‌شود. بعد انواع نقشها به ما واگذار می‌شود. من در وهله اول مسئولیت فرزندی دارم؛ باید بدانم مسئولیت فرزند چیست؟ دانش آموز می‌شوم، دانشجو می‌شوم، همسر می‌شوم، مادر می‌شوم ... به واسطه این فعالیتها که من در این دنیا انجام می‌دهم یک سری مسائلی بر عهده من قرار می‌گیرد که به این‌ها می‌شود گفت مسائل زندگی. مسئولیت از ریشه سئل می‌آید یعنی مورد سؤال واقع شدن. چه موقعی فرد مورد سؤال قرار می‌گیرد؟ وقتی که نقشی به او واگذار می‌شود. آنچه مهم است این است که مسئولیت یک طرفه نیست مثلاً وقتی که من بچه دار می‌شوم و مسئولیت مادری را قبول می‌کنم اول من در قبال آن بچه مسئولیت دارم باید او را تر و خشک کنم و ... جایی می‌رسد که اگر من مسئولیتم را خوب انجام داده باشم او هم پاسخگو می‌شود و مسئولیتهایش را در قبال من خوب انجام می‌دهد. البته این به رشد فکری افرادهم بستگی دارد. ما در قبال طبیعت، گیاهانی که در خانه نگهداری می‌کنیم و ... مسئول هستیم.

حال چطور ممکن است خدایی که ما را آفریده در قبال ما مسئولیت پذیر نباشد! ... اینجا یک گریزگاه ایجاد می‌شود؛ گاهی می‌خواهیم از خدا سوءاستفاده کنیم! گاه خودمان را توجیه می‌کنیم و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کنیم! ... خداوند هر آنچه را که ما در این بُعد زمان برای زندگی لازم داشتیم در یک کوله پشی گذاشت و به ما داد. گفت: این راه خیر و این راه شر. اگر از راه خیر بروی دوباره پیش من برمی گردی منتها پخته‌تر، خودت تلاش کرده ایی و این لذت بخش تر است. اگر از راه شر بروی راهت را گم می‌کنی ... خداوند به ما اختیار داد و تمام چیزهایی که برای ادامه حیات لازم است را در این کوله پشتی گذاشت و گفت: فکر کن و با قوانین رابطه برقرار کن و توسط این قوانین مرا صدا بزن ... ولی انسان معمولاً دنبال راه حل نیست! ...

حضرت موسی بیمار شدند؛ در خانه نشسته بودند و می‌گفتند: خدا مرا درمان می‌کند ... به ایشان گفتند: شما مریضی، فلان دارو، فلان گیاه شما را درمان می‌کند. گفت: نه، خدا خودش مرا درمان می‌کند. خداوند خودش گفته از من یاری بخواهید؛ من شما را همراهی می‌کنم. چند روزی گذشت و بهبودی نیافت ؛ گفت: خدایا چرا من درمان نمی‌شوم؟! ... خداوند فرمود: در این دنیا برای هر چیزی وسیله ایی هست. درمان در مورد تو وقتی جاری می‌شود که تو این دارو را استفاده کنی و به وسیله آن دارو اراده من کارگر می‌شود و تو درمان می‌شوی. اگر هزار سال هم اینجا بنشینی من نمی‌آیم قوانینی را که برای این دنیا گذاشته‌ام به خاطر تو و یا فلان شخص  زیر پا بگذارم و از راههای غیر از این تو را درمان کنم. 

 حال چرا ما با چنین معضلی روبرو هستیم و می‌خواهیم از زیر بار مسئولیتهایمان فرار کنیم؟! ... مشکل ما این است که خدای خود را نمی‌شناسیم. اول باید خدای خود را بشناسیم، روش‌ها و قوانین او را بشناسیم، ببینیم او از ما چه می‌خواهد و ما پاسخگو باشیم؛ آن وقت خداوند هم به ما پاسخگوست. مَن عَرَفَ نَفسَ  عَرَفَ رَبَّ. اول خودت را بشناس تا خدای خودت را بشناسی. حال من که هستم؟ ... آیا من همین نفیسه ایی هستم که می‌روم جلوی آئینه و خودم را نگاه می‌کنم ... نه، این در واقع یک جسمی است؛ یک ماشینی است که خداوند به من داده است و گفته سوار این ماشین شو، به عالم دنیا برو  و زندگی کن ... آیا این ماشینی که به دست من داده فقط همین جسم خاکی است؟ نه، یک چیز دیگری هم در وجود من هست؛ یک صور آشکار دارم و یک صور پنهان. صور آشکار من همین جسمی است که در حضور شماست و صور پنهان، همان است که دارد این ماشین را هدایت می‌کند. به دست من می‌گوید برو بالا یا ...، با این چشمها ببین و ... آن فهم را چشم من ندارد آن چیزی که در وجود من هست و سوار بر این ماشین هست آن فهم را دارد. صور پنهان شامل نفس، روح، حواس هفتگانه، آرشیو، ذهن، عقل و حسهای خارج از جسم است.

این‌ها در باطن من وجود دارند اما کدامیک اصلی است؟ آقای مهندس می گویند: نفس، اصلی است. نفس آن چیزی است که تعیین موجودیّت می‌کند در ظاهر و باطن و خواسته دارد. خواسته است؛ که بیاید اینجا بنشیند؛ جسم تو نخواسته، آن که اختیار در دست دارد خواسته که بیاید و اینجا بنشیند و ... خداوند به ما کتاب آسمانی عطا کرده، صد و چهل و چهار هزار پیغمبر داده ... گفته از راههایی که پیش رویتان گذاشتم یاد بگیرید که چگونه با جسم خود کار کنید؟ کجا بروید؟ چه راههایی را طی کنید؟ که دوباره به من برسید ...

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی خصوصی همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر نفیسه پنجشنبه 26 آذر 1394 21:40
ضمن خداقوت به خانم ریحانه و خانم زهره عزیز
از تمامی عزیزانی که به سبب محبت خودشان با درج نظر من را مورد لطف قرار دادند کمال سپاس و تشکر را دارم و از خانم شهرزاد بابت نگارش مطالب بسیار سپاسگزار و ممنونم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic