خاطره بازی با آقای احمد حکیمی (1)
سه شنبه 6 بهمن 1394 ساعت 00:22 | نوشته ‌شده به دست علی c60 | ( نظرات )
گفت و گویی قدیمی با دیده بان گرامی؛ جناب آقای احمد حکیمی

به مناسبت تولد 14 سال رهایی ایشان ( قسمت اول )

 

چون من اطلاعات درست نداشتم که اصلاً چه چیز را قرار است ترک کنم و مثل صددرصد آدم‌هایی که مصرف می‌کنند، نمی‌دانستم این ماده‌ای که مصرف می‌کنم چه چیز است و  چه ساختاری دارد و کجا تخریب به وجود می‌آورد با گفتار این شخص راغب شدم که این کار را بکنم...


آقای احمد حکیمی متولد 1341/04/10، با مصرف ۱۱ سال تریاک، شیره و الکل، روش درمان: D.S.T  داروی درمان: اپیوم، راهنما: آقای جعفر شاملو، رهایی ۹ سال و چند ماه.

  • لطفاً از شرایط قبل از مصرف خود بگویید؟

پایه شروع مصرف مواد برای من ۱۳ سال طول کشید، چون در این مدت به صورت متناوب مصرف مواد گوناگونی داشتم، در سال ۶۱ تا ۶۳ مصرف بالای حشیش داشتم و بعد از آن دیگر مصرف حشیش نداشتم، در ۱۵ سالگی اولین مشروب را خودم رفتم و خریدم، مشروب شد پای ثابت زندگی من، حتی در دوران ورزش، در سال ۶۸ به جهت تمرین سنگین کاراته، پایم آسیب دید و پزشک برای ۲ سال ورزش و فشار یر روی پایم را منع کرد و گفت باید استراحت کنی، بعد از مدت کوتاهی با تریاک آشنا شدم البته آشنا بودم ولی آشنایی جدیدی اتفاق افتاد، تریاک مصرف کردم و دیدم درد زانویم چقدر خوب شد و راحت شدم، اوایل با یک بار مصرف چندین روز راحت بودم و با شروع درد دوباره مصرف می‌کردم، درد فقط توجیهی بود به زیباترین شکل برای ورود من به دنیای اعتیاد، اما خودم خبر نداشتم، می‌دیدم افرادی را که گرفتار مواد مخدر هستند، اما می‌گفتم به خاطر سابقه ورزش، درد پایم و اینکه سیگار نمی‌کشم قطعاً معتاد نخواهم شد، ولی بعد از ۶ ماه دیدم که دیگر نمی‌توانم مواد مصرف نکنم، درد کنار رفت و جایش را لذت گرفت و من هم لذت زیادی می‌بردم و چرا اینکه زودتر با این ماده آشنا نشدم، افراد عادی که مصرف نمی‌کنند متوجه نیستند که چه ماده جادویی در کنارشان است و لذت نمی‌برند، من ۱۱ سال در دنیای اعتیاد زندگی کردم، هرکس هم که وارد آب شود قطعاً خیس می‌شود و نمی‌تواند بگویید من وارد آب می‌شوم و خیس نمی‌شوم، ورود در این دنیا لذت بخش است ولی در کنارش تخریب‌ها آغاز می‌شود و چهره خود را نشان می‌دهد البته شخص تا زمانی که اقدام برای درمان نکند متوجه آنچه که از دست داده نمی‌شود، تخریب‌های شخصیتی عمیقی را به وجود می‌آورد و شخصیت را دستخوش تغییرات جدی و اساسی می‌کند که در باور نمی‌گنجد، ورود به دنیای اعتیاد بدون تخریب محال است و اگر تخریب بیرونی و مادی نداشته باشد که آن هم دارد، مهم‌ترین تخریب، تخریب شخصیت و از دست دادن صفات خوب یا کم رنگ شدن آن.

  • چه چیزی باعث کنار گذاشتن ورزش حرفه‌ای شما بود؟

با ورود به اعتیاد ورزش کردن کاملاً یادم فت ولی وقتی وارد درمان اعتیاد شدم دیدگاهم به کلی در مورد آن ورزش تغییر کرد، چون در سال ۵۷ سبک کیوکوشین جهت وارد کردن ضربه به شدیدترین وجه و نداشتن کنترل بر روی ضربات از موی سر تا شصت پا، این ورزش در ایران ممنوع بود و می‌گفتن این ورزش برای وحشی‌ها است، البته بعد از ورود به این سبک دیدم این گونه نیست و می‌شود خوب هم کار کرد، در سال ۵۸ تمریناتم همراه با وقفه بود در دوران خدمت و بعد از آن یه مدت ۵ سال به صورت مداوم و سنگین تمرین کردم تا اینکه وارد دنیای اعتیاد شدم، البته بعد از رهایی احساسم نسبت به آن ورزش تغییر کرد، با اینکه دوستش داشتم دیگر به عنوان یک رشته ورزشی به آن نگاه نمی‌کنم.

  • آیا در دوران مصرف به راحتی مصرف می‌کردید؟ یا پنهانی؟

از دوران نوجوانی چیزی را پنهان نمی‌کردم، نه از جهت آگاهی، از جهت غرور و منیت بسیار بالایی که داشتم برای حرف کسی ارزش قائل نبودم، یک روحیه طلب کارانه از همه داشتم و هرکس مقابله به مثل می‌کرد با آن درگیر می‌شدم، در خانواده بسیار مذهبی بزرگ شدم و در کل خانواده، به قول آنها فقط من به بیراهه رفتم و برایم هیچ ابایی نداشت که بخواهم پنهان کاری کنم و می‌گفتم مصرف می‌کنم، چون به خودم می‌گفتم اگر دروغ بگویم یعنی می‌ترسم ولی من که از کسی نمی‌ترسم، هر وقت دوست داشته باشم مصرف می‌کنم، جالب اینکه در دوران دبیرستان بی خبر به مدت یک هفته با دوستانم به شمال می‌رفتم و هیچ اطلاعی نمی‌دادم و بعد که می‌آمدم می‌گفتم شمال بودم و به آنها هیچ توجهی نداشتم، بعد از این که ازدواج کردم به جهت مصرف در قبل، این بستر را آماده کرده بودم و می‌گفتم من گاه گداری تریاک مصرف می‌کنم و خیلی لذت می‌برم در ضمن خیلی هم حواسم جمع است و آنهایی که معتاد شدند اصلاً جنبه ندارند و حواسشان جمع نیست ولی من حواسم هست، یک بار که خیلی نشئه بودم همسرم پرسید چرا حالت این گونه است؟ من هم گفتم تریاک مصرف کردم و حالم خیلی خوب است و هیچ عکس العملی ندیدم که بخواهم آن را پنهان کنم و دیگر با کنار رفتن حریم با چند بار مصرف در منزل دیگر همه چیز عادی شد و دائمی، چه در منزل خودم چه در خانه پدری مصرف می‌کردم، اخلاقم خراب بود و به جهت اعتیاد خراب‌تر هم شد و به یک انسان غیر متعادل و گریزپا  و از همه چیز فراری تبدیل شدم که برایش نه خانواده اهمیت داشت، نه کار و نه زندگی، فقط دوست داشتم تنها باشم و مصرف کنم، در همین مقطع زندگیم بهم خورد و جدا شدم، همه چیز را پای این قضایا گذاشتم و فکر می‌کردم کارم درست است و همه می‌خواهند من را اذیت کنند، من که فقط مواد مصرف می‌کردم و لذت می‌بردم، کاری نمی‌کنم، اما در تاریکی بودم و چیزی را نمی‌دیدم  ولی بعد از خروج از اعتیاد متوجه شدم که ۹۰ درصد مشکلات و از دست دادن‌هایم دلیلش خودم بودم و هیچ کسی مقصر نیست، سرزنش، نگاه‌های تحقیر آمیز، زمزمه‌هایی که معتاد شده، قابل اطمینان نیست و... البته از روزی که شروع به مصرف کردم به جهت روحیات و غرورم روی پای خودم ایستادم و کار می‌کردم و هیچ وقت دستم را برای تهیه مواد جلوی کسی دراز نکردم و دست به هیچ کار دیگری برای تهیه مواد نزدم.

  • سخت‌ترین و بدترین خاطره از دوران اعتیاد شما چیست؟

دوران اعتیاد همه خاطرات بد است، البته ابتدا بدی بود که به صورت خوبی بزک شده بود، ولی در اواخر دوران اعتیاد خیلی با خودم درگیر بودم و حتی جلوی آینه نمی‌رفتم که خود را ببینم، چون آن چیزی که شده بودم، در کنار گاز، سیخ مصرف در دستم، دود و... را با قبل که در باشگاه، کلی آدم را نرمش و تمرین می‌دادم را مقایسه می‌کردم، دچار دگرگونی می‌شدم و آن جایگاه را خوب نمی‌دانستم و می‌گفتم حق تو بالاتر از این چیزهاست، تو چرا این طوری شدی و خود را سرزنش می‌کردم و این کار خیلی برایم تخریب داشت، به صورتی که روزها به اطرافیانم زندگی می‌کردم و حتی سلام و علیک هم نمی‌کردم و با کوچک‌ترین سؤال که چرا این کار را می‌کنی یک جنجال راه می‌انداختم که آن سرش ناپیدا و شروع به درگیری لفظی و فیزیکی می‌کردم، آن روزها خوب نبود و خدا را شکر که تجربه‌ای بود که از آن بیرون آمدم.

  • آیا قبل از ورود به کنگره اقدام به ترک کرده بودید؟

در قبل از ورود به کنگره بارها برای ترک اقدام کرده بودم اما موفق نمی‌شدم و پذیرفته بودم که اعتیاد راه درمانی ندارد و تا آخر عمر با من است ۳ ماه قبل از ورود به کنگره برای بیماری که مادرم داشت به پزشک مراجعه کردیم، که پزشک از من پرسید زیاد سیگار می‌کشی؟ گفتم نه من اصلاً سیگار نمی‌کشم، گفت پس تو یک چیزی مصرف می‌کنی و من گفتم که شیره و تریاک مصرف می‌کنم، گفت هر وقت که خواستی ترک کنی بیا پیش من ترکت می‌دهم، پرسیدم چه جوری، گفت:U.R.D  ، من بیش از هزار نفر را تا به حال ترک داده‌ام و الان در حال زندگی عادی و درست هستند، این مثل آدمی است که در تاریکی، یک جسمی را به او می‌دهند و می گویند این همچین جسمی است و چون تا به حال آنرا لمس نکرده تصور می‌کند درست است و چون من اطلاعات درست نداشتم که اصلاً چه چیز را قرار است ترک کنم و مثل صددرصد آدم‌هایی که مصرف می‌کنند، نمی‌دانستم این ماده‌ای که مصرف می‌کنم چه چیز است و  چه ساختاری دارد و کجا تخریب به وجود می‌آورد با گفتار این شخص راغب شدم که این کار را بکنم، در اصل چون جلوی مادرم این حرف را زد گفتم، به خاطر خوشحال شدن مادرم این کار را می‌کنم، اما میل باطنی خودم نبود، چون به دلیل عدم موفقیت در ترک‌های گذشته ناراحت می‌شدم و تنم می‌لرزید، باز هم کلی فشار را تحمل و بعد نشود، چون هر بار ترک می‌کردم، تخریب بیشتر می‌شد و مصرف من بیشتر می‌شد، بعد از مراجعه به پزشک با دریافت هزینه، گفت با درمان کوتاه مدت سالم می‌شوی و می‌توانی زندگی کنی، چون U.R.D میان مدت بود و خیلی سریع نبود، روز اول اثری نداشت ولی از روز دوم چیزی یادم نمی‌آید و مدت ۱۴ روز من با مصرف داروهایی که پزشک داده بود در بی خبری و در حالت خواب و بیدار بودم، که البته بیشتر خواب بودم و اصلاً چیزی نمی‌فهمیدم، متوجه می‌شدم که نور است ولی اینکه چه زمانی است، صبح است و یا عصر است را متوجه نمی‌شدم، یعد از ۱۵ روز داروهایم را قطع کردند، اثرش کمتر شد، تا بیدار و هوشیار شدم، خودم را در آینه دیدم که چقدر سفید شدم و احساس می‌کردم که حالم خوب است، خوب که چه عرض کنم، حالا که فکر می‌کنم حالم خیلی هم بد بوده و من فکر می‌کردم که حالم خوب است، با دیدن چهره‌ام گفتم  که کار تمام است، اما دو هفته را با فشار زیاد تحمل کردم ولی بعد از دو هفته بهترین راه را مصرف مواد دیدم چون مشکلات گوناگونی داشتم که اصلاً حل نشده بود و دوباره شروع به مصرف کردم.

  • فرمان ورود به کنگره چگونه صادر شد؟

فرمان ورود به کنگره برای من خیلی جالب بود و هر وقت که می‌خواهم در موردش حرف بزنم یک دگرگونی درون من ایجاد می‌شود، یک بخش آن دیدن تصویر آقای مهندس در تلویزیون و سریال مسافر در اواخر سال ۷۹ و صحبت آقای مهندس در ماه رمضان، من با دیدن ایشان احساس عجیبی پیدا کردم و درونم گویی خالی شد، با اینکه هیچ شناختی از ایشان نداشتم یک ارتباط چهره‌ای با ایشان پیدا کردم و با این ارتباط نوری در درون من روشن شد و به خودم گفتم اگر کسی بتواند به تو کمک کند فقط ایشان است، مثل یک انسانی که یک گم کرده دارد و نمی‌داند آن چیست ولی با دیدن آقای مهندس این احساس به من دست داد که یک چیزی را پیدا کردم، خیلی با خودم درگیر بودم و از خدا می‌خواستم تا راهی را به من نشان دهد و تصورم این بود که با دیدن تصویر مهندس باید خواب ببینم و در خواب شخصی برای من کاری انجام دهد تا من بتوانم از این قضیه رها شوم و غافل از اینکه خداوند به وسیله فرستادگان و بندگانش فقط راه را نشان می‌دهد و کسی که بخواهد به هدفش برسد باید در آن راه تلاش کند و کاملاً بار مسئولیت بر عهده خود انسان است، من هم بعد از U.R.D  تازه شروع به مصرف مواد کرده بودم و حدود سه ماهی طول کشید تا آدرس کنگره به دستم رسید و در عید ۸۰ چون مصرف بالای شیره داشتم، گفتم این جوری نمی‌شود حرکت کنم و آمدم شیره را کاملاً قطع کردم و از 80/1/14 تا 80/2/8 شروع به مصرف بی رویه و بالای تریاک کردم تا جایگزین آن شود و بتوانم با آن هماهنگ شوم، چون فکر می‌کردم اگر با تریاک به کنگره بروم بهتر است و کاملاً به صورت ناخودآگاه این کار را انجام دادم و نمی‌دانستم روش جیست، در 80/2/8 به کنگره مراجعه کردم و از همان روزی که مشاوره شدم، ایمان پیدا کردم که این راه کاملاً منطقی و معقول است، من هم پذیرفتم، این یک بخش قضیه بود و بخش دیگر آن کارهایی بود که باید انجام می‌دادم، البته در ذهنم یک سری تضادهایی بود که می‌گفتن اگر مواد را کم کنی حالت بهتر می‌شود و بیشتر احساس لذت می‌کنی، ولی من می‌گفتم برای نشئگی بالاتر باید مواد بیشتر مصرف شود، اما چون من کل ساختار را پذیرفته بودم دیگر در مورد مسائل جزیی نباید قضاوت کنم، کارم را از همان روز شروع کردم  و خیلی سخت تلاش و کوشش کردم، بدون غیبت، بدون دیر کردن و رعایت خیلی از مسائل، از نظر مطالب و دسترس بودن آن کنگره در بستری قرار داشت که با حالا خیلی تفاوت داشت و من با کمک خداوند، جناب آقای مهندس و دیگر عزیزان به رهایی رسیدم.

مصاحبه: مسافر کامران رک

ادامه در قسمت دوم...

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه ها، مناسبت ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مرضیه(سلمان فارسی) سه شنبه 6 بهمن 1394 16:18
تولدتون مبارک انشالله که همیشه سلامت وبرقرار باشین و پُر توان بتوانید در مسیر کنگره فعالیت کنید ولذت ببرید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو