اسباب‌بازی خطرناک
دوشنبه 3 اسفند 1394 ساعت 23:51 | نوشته ‌شده به دست سالار C60 | ( نظرات )

اسباب‌بازی خطرناک

به قلم مسافر محمدرضا رحمت الهی



"بازی گوشی‌های کودکی که گریبانم را گرفت"

هر ازگاهی سراغ سیگارهای بزرگ‌ترها می‌رفتم و سرگرمی دوران کودکی‌ام شده بود در گوشه‌ای دنج روشن کردن ته سیگارها؛

به نام خداوند بخشنده مهربان

اسباب‌بازی خطرناک

"بازی گوشی‌های کودکی که گریبانم را گرفت"

نمی‌دانم چه حسی بود بازیگوشی کودکانه بود، یا الگوپذیری از جمع بود، اسمش را نمی‌دانم چه بگذارم، فقط می‌دانم که سن و سالی نداشتم.

هر ازگاهی سراغ سیگارهای بزرگ‌ترها می‌رفتم و سرگرمی دوران کودکی‌ام شده بود در گوشه‌ای دنج روشن کردن ته سیگارها؛ نمی‌دانم شاید کشیدنش را هم آن موقع بلد نبودم فقط در خاطرم هست که این کار را می‌کردم چون سنی نداشتم حدوداً پنج یا شش‌ساله بودم.

ولی دقیقاً به خاطر می‌آورم بدین خاطر چندین بار مورد لطف و نوازش دستان مادرم قرار گرفتم ولی افسوس...

یادم می‌آید سرِ بازی‌های کودکانه پایم شکست؛ آن موقع بود که سختگیری‌های مادرم کاهش یافت و پاکت سیگاری را در کنار بسترم داشتم.

دوران کودکی گذشت، در دوران نوجوانی در جمع دوستان سیگاری به آتش می‌کشیدیم و دوستانی که سن بالاتری از ما داشتند، گاهی ما را مورد تمسخر خویش قرار می‌دادند که شما بلد نیستید دودش را پائین دهید و چه روزهایی که تمرین می‌کردیم تا بتوانیم دود سیگار را پائین بدهیم.

چه روزهای بدی بود و ای‌کاش...

گاهی در جمعی که چندین بزرگ‌تر بودند سیگاری روشن می‌کردیم که نشان دهیم ما هم بزرگ‌شده‌ایم و ژستی بگیریم که آری ما نیز مردی شده‌ایم.

آری خلاصه با سیگار بزرگ شدم و روز و شبم را پُک زدن متناوب به سیگار پر نموده بود. شنیده بودم که سیگار مسائل دیگری را نیز به همراه می‌آورد و... بگذریم چه ها که بر سرم آورد.

خواهرزاده‌ای پنج شش‌ساله دارم، روزی او را مشغول پُک زدن به مدادی که لای انگشتان خود داشت، دیدم؛ برایم تأمل‌برانگیز بود و خاطرات کودکی خودم گویا برایم تداعی گشت.

آینده‌اش را دیدم و نقش خودم را در آینده‌اش؛ بر آن شدم که آینده وی را با تغییر نقش خودم به‌عنوان الگویش تغییر دهم و از آنجایی‌که زمینهٔ این کار را آقای مهندس در کنگره فراهم نموده بودند و الگوهای زیادی را از نزدیک دیدم که توانسته بودند بر این مهم فائق آیند و نیرویی در درونم می‌گفت تو هم می‌توانی. آنجا بود که در لژیون ویلیام وایت آقای منصور ولیخانی شرکت کردم.

و امروز که این دل نوشته را برای شما می‌نویسم در کمال ناباوری برای جهانی که در درمان سیگار ناتوان مانده‌اند، نُه ماه و اندی روز است که بعد از بیست‌وپنج سال سیگار کشیدن به درمان رسیده‌ام و دیگر سموم سیگار نه جسمم را نابود می‌کند نه بوی تلخش اطرافیانم را آزرده. خدا را شُکر شُکر شُکر.

از آقای ولیخانی این استاد خوش‌خلق و دوست‌داشتنی تشکر می‌کنم که بسیار همراهی ایشان مرا لازم می‌بود و تو ای مادر اگر نوازش‌هایت کارساز نشد، چشمان اشک‌آلود و دعاهای شبانه‌ات کار خودش را کرد و مرا از دست دشمن رفیق نمای دیرینه رهانید.

عزیزان و دوستان همراه مصرف سیگار امروز جسمتان را خراب می‌کند و فردا آیندهٔ عزیزانی را که شما را الگوی خود قرار خواهند داد.

با سپاس؛ مسافر نیکوتین محمدرضا رحمت الهی

لژیون آقای منصور ولیخانی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: لژیون درمان سیگار (ویلیام وایت)، دل نوشته ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سعید طائبی پنجشنبه 6 اسفند 1394 14:46
عالی بود دوست خوبم
محمد رضا رحمت الهی پنجشنبه 6 اسفند 1394 14:06
تشكر و سپاس از همه عزیزانی كه مرا مورد لطف و مرحمت خود قرار میدهند.
در كنگره ما مسلح به سلاح محبت هستیم و اگر این سلاح را در دستانمان نداشتیم این آرامش بر ما حكمفرما نبود. واگر مطلبی انتشار داده میشود فقط قصد و غرض این است كه به جهان بفهمانیم كه با اتحاد ;همدلی; نیت خیر و همین سلاح محبت میتوانیم در كنار و به كمك همدیگر بر عظیم ترین مشکلات فائق آییم.
شاگرد كوچك شما عزیزان هستم و همیشه محتاج به یاری دستان گرمتان.
همسفر مریم پنجشنبه 6 اسفند 1394 10:57
بسیار عالی بود
به امید رهایی مسافران كه هنوز راهشان را تاریكی پوشانده است و چشمان مه آلود انها زندگی را برایشان بی معنا كرده است
محسن نجفی چهارشنبه 5 اسفند 1394 23:11
تبریک و خداقوت محمد جان
بسیار عالی بود.
امروز کلامتان بهترین پیام بود برای کسانی که به دنبال راهی به سوی رهایی هستند و انشاالله در ادامه به شما خواهند پیوست.
امید چهارشنبه 5 اسفند 1394 22:25
عالی وزیبا
خدا قوت آقای رحمت اللهی
رویا چهارشنبه 5 اسفند 1394 17:34
بسیار زیبا وتاثیر گذار بود.
و چقدر خوب که کودکی باحرکتی کوچک تحولی این چنین بزرگ را در شما باعث شد.تبریک به شما بابت اراده ی عظیمتان
همسفر سارا چهارشنبه 5 اسفند 1394 11:52
بسیار عالی و تاثیرگذار بود
شکر شکر شکر
خدا قوت خدمت شما و استادان بزرگوارتان
پاینده و پیروز باشید..
مسافر رحمان سه شنبه 4 اسفند 1394 21:52
اری زمانی که کودک هستیم الگو برداری میکنیم چه خوب که الگو مناسب را زیر نظر بگیریم من که نکردم وقتی بزرگتر میشویم الگو قرار میگیریم وای کاش که الگوی خوبی باشیم تا به حال نبودم از الان سعی بر این دارم الگو برداری خوبی بکنم تا در آینده الگوی مناسبی بشوم همچون شما محمد رضا جان تبریک که توانستید تبدیل به الگو مناسب بشوید واز تمام الگوها که همیار من یا همسفر من شده اند تشکر میکنم
همسفر ثریا ش سه شنبه 4 اسفند 1394 19:14
به شما تبریک می گویم الان که مطلب شما را خواندم گریه ام گرفت خداوند به ما و شما لطف کرده که در این جهان خاکی با اقای مهندس آشنا شویم .امیدوارم شما هم در این راه قدم بردارید و روزی رهجو های زیادی را به رهایی برسانید
مرضیه(سلمان فارسی) سه شنبه 4 اسفند 1394 16:00
امروزه شما راتبریک میگویم گذشته را به اندازه ای که درسی برای شما باشد بیاد داشته باشید ولی بقیه را به دست فراموشی بسپارید وشکر گزار خدا باشید که آن روزها برای راهی بوده که امروز پیدا کردیده اید با آرزوی موفقیت بیشتر برای شما
مسافر رهام سه شنبه 4 اسفند 1394 13:25
خدا قوت خدمت شما محمدعزیز.. مطلب خوب و تاثیرگذاری بود برای من که تازه شروع کردم به درمان سیگار..ممنون.
مسافر منصور (سلمان فارسی) سه شنبه 4 اسفند 1394 09:49
گوییم که لحظه ای یست رویدن عشق ....
زارو بار آن لحظه تقدیم تو باد .....
هی نگو حرف بزن یک جهان ........
یک جهان شعر وسخن تقدیم تو محمد عزیز....

خلیل جبران عارف لبنانی چه زیبا فرموده...
تو آنگاه به کمال رسیده ای که بیداری در سخن
گفتنت جلوه کند..
چقدر زیبا و بی ریا مطلب را عنوان کردی لذت بردیم از استادم آقای باقریان تشکر می کنم که این میوه را پرورش دادند و به قول استاد امین جهت شستشو کامل وارد لژیون ولیام شدند وچقدر زیبا سفر کردند..
تبریک .......... تبریک.....به حسین و محمد.

تشکر از سالار عزیز دبیر لژیون ولیام
همسفرمیلاد اراک سه شنبه 4 اسفند 1394 06:52
باعرض سلام و خداقوت خدمت شما عزیزان بسیار زیبا بود
علی نادعلیان سه شنبه 4 اسفند 1394 00:35
محمد جان بسیار مطلب قابل تاملی بود من واقعابهت تبریک می گویم بابت فتح این قله انشاالاه که همواره حافظ وقدردانش باشید
مریم(سلمان فارسی) سه شنبه 4 اسفند 1394 00:33
بسیارزیباوآموزنده بود به امید موفقیتهای بیشتر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: