لژیون مهر و محبت
جمعه 14 اسفند 1394 ساعت 14:35 | نوشته ‌شده به دست علی c60 | ( نظرات )

لژیون مهر و  محبت

مطالب آموزنده, متن های زیبای کمک به دیگران

گاهی خدا می‌خواهد با دست‌تو دست دیگر بندگانش را بگیرد

وقتی دستی را به یاری می‌گیری،

بدان که دست دیگرت در دست خداست...


لژیون مهر و  محبت

به مناسبت ایام عید نوروز

معلم که از عصبانیت شقیقه‌هایش می‌زد، به چشم‌های سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد: چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن؟ هان؟

فردا... مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچهٔ بی انظباطش باهاش صحبت کنم.

دخترک چانه لرزانش را جمع کرد...

بغضش را به‌زحمت قورت داد و آرام گفت:

خانوم مادرم مریضه  اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن...

اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد...

اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه...

اونوقت...

اونوقت قول داده آگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم...

اونوقت قول می دم مشقامو تمیز بنویسم...

معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت: بشین سارا...

و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد. به کجا آمده‌ای، مگر نه اینکه پیر مرادمان مهندس دژاکام گفت: با شاگردانت خوب رفتار کن.                         

 اینان امانت خداوند هستند و تو امانت دار خداوندی. آمدنت بهر چه بود.

کنگره 60؛ باغ عاطفه، عشق، مهر و محبت است. درختان احساس در کنگره شکوفه کرده است، بر گلبرگهای ایمان شبنم محبت چکیده است. در کنگره رگهایمان از خون انسانیت لبریز شده است. نبضمان هر لحظه با یاد دیگران میزند، هوای حیاط دل‌هایمان در کنگره لبریز از مهربانی است در هر تپش قلبمان فداکاری و ایثار را فریاد میزند ما اهالی سرزمین مهر و محبت هستیم که سروده‌ایم:

بنی آدم اعضای یکدیگرند                         که در آفرینش ز یک گوهرند

تو کز محنت دیگران بی غمی                    نشاید که نامت نهند آدمی

کم کم، بوی عید، از لابلای شاخه‌ها به مشام می‌رسد و خانه‌ها در انتظار خانه تکانی‌اند. فضای دم کردهٔ بازارها و بازارچه‌ها، چانه زدن پی در پی، قهر و آشتی‌های مکرر و در نهایت، لبخندهای رضایت.

پول‌های نو، خودروهای تمیز، صورت‌های گل انداخته، خانه‌های گم شده در عطر خوش گذرانی؛ تنها یک روی سکّه‌اند؛ سکّه‌ای به نام روزگار. امّا در آن روی همین سکّه، زندگی، با خواب‌های پریشانی همرنگ می‌شود؛ روز شب است و شب برزخی تمام نما.

عید یعنی: شرم آشکارای پدر، گریه‌های پنهان مادر و آرزوی شیرین دختر.

هیچ واژه‌ای نمی‌تواند به تلخیِ قطرهٔ اشکی باشد که شب عید، از چشم دخترکی می افتد. هیچ شعری نمی‌تواند سوزناکیِ دست‌های خالی را به تصویر بکشد.

هیچ قلمی نمی‌تواند بازتاب پریشانی اهل درد باشد.

هیچ دوربینی نمی‌تواند به عمق آرزوی کودکی پی ببرد.

چقدر خوب است در این دریای بی کرانهٔ زندگی نگاهمان به دست‌های غریقی باشد که «فریاد بی صدایش» ما را به خود می‌خواند!

چقدر خوب است به کفش‌های کهنه‌ای بیاندیشیم که در طول زمستان، زخم‌های دل را تحمل کرده است!

چقدر خوب است، به پیراهن‌هایی بیاندیشم که وصله‌هایشان، نمودار خط کشی‌های اجتماع است.

چو آفتاب به هر ذره‌ای نگاه انداز     چو ابر سایهٔ رحمت به هر گیاه، انداز

آی دست‌های توانمند، که قیمت انگشتریتان، شکستنی نیست! آن سوتر از این جا، کسی دست‌های خالی را کنار سفرهٔ هفت سین گذاشته است.

آی خانه‌های شمالی! امروز در دهکده‌های جنوبی، آرزوها رنگ باخته و «خالو»، دل به ناله‌های نینوایی «نی» سپرده است.

آی ساکنان زرق و برق کده های بی خیالی! امشب چراغ خانهٔ «بی بی»، از شرم کم سویی، خاموش است.

چه کسی می‌تواند به فریادهای خاموش پاسخ بدهد؟

چه کسی می‌تواند غمناکی دل‌ها را، با تبسّم لب‌ها عوض کند؟

چه کسی می‌تواند کمی از آنچه دارد، به دیگران ببخشید و سهمی از محبت ببرد؟

آی، فارغ از حال و روز چشم‌های بارانی! آن مرد، گریه‌هایش را گم کرده است.!

آن دختر، گیسوانش نباخته است! آن زن، تمرین سکوت می‌کند و آن کودک، خواب‌های شیرین را جای عروسک، در بغل می‌گیرد.

بیا کمی به فکر آن سوتر از این جا باش!

بیا، آی جوانمرد! با گرمای دست‌هایت، چراغ خاموش کومه نشینان را روشن کن!

گاهی خدا می‌خواهد با دست تو دست دیگر بندگانش را بگیرد

وقتی دستی را به یاری می‌گیری،

بدان که دست دیگرت در دست خداست...

 نگارش: مسافر علی بلوچ

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
محمد رضا رحمت الی شنبه 15 اسفند 1394 22:58
در این زمانه كه عصا از كور میدزدند این سخنان ناگوار نیست.
اشگ از دیدگانم جاری شد.ایا میشود خداوند دست ما را هم به واسطه خدمت به بندگانش بگیرد .
پس ایا میشود توفیق خدمت به خلقش را نصیب ما هم بكند.
شاید لازم است كمی بیندیشیم كه چكونه میشود خود را لایق این موهبت خدا وند نمود.
امشب همسایگان زیادی هستند كه گرسنه میخابند. .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو