اولین گل سرخ
یکشنبه 16 اسفند 1394 ساعت 21:41 | نوشته ‌شده به دست علی c60 | ( نظرات )

اولین گل سرخ

به قلم مسافر اشکان



حال ای مسافران سفیدپوش، در این باغی که هستید بدانید که چه عاشقانه در کشاکش سرمای باد پاییزی و برف زمستانی برای شما، چه بزرگانی عاشقانه حرکت کردند تا در بهار بعدی همه شما به رنگ سرخ سر برآرید.


اولین گل سرخ


وقتی کوچک بودم یک کتاب قصه داشتم که خیلی دوستش داشتم ولی هر بار می‌خواندمش بی‌اختیار و بی‌صدا گریه می‌کردم، همیشه برایم جای سؤال بود که چرا این‌طوری می‌شد؟ تا چند وقت پیش دوباره یادش افتادم و متوجه ارتباط عجیب بین آن قصه و مسیر کنگره شدم.

داستان آن کتاب ازاین‌قرار بود که در روزگار خیلی قدیم توی یک باغ بزرگ یک بلبل زیبا زندگی می‌کرد. در یک روز زیبای بهاری وقتی بلبل از خواب بیدار می‌شود متوجه می‌شود که یک گل رز سفید بسیار زیبا از خاک بیرون آمده و بوی عطرش همه‌جا را پرکرده است.

بلبل قصه ما پیش گل‌سفید می‌رود و با آن سر صحبت را باز می‌کند و کم‌کم صحبتشان گل می‌اندازد و باهم دوست می‌شوند. خلاصه هرروز صبح تا شب بلبل کنار آن گل‌سفید می‌نشست و برایش از ته دل آواز می‌خواند و شب کنار آن تا صبح می‌خوابید. آن‌قدر همه‌چیز خوب و زیبا بود که کسی متوجه گذشت ایّام و پایان بهار و تابستان نشد تا اینکه اولین باد پاییزی به گلبرگ‌های گل‌سفید خورد و تن بلبل را هم لرزاند.

بلبل برای اینکه گل‌سفید سردش نشود شب‌ها تا صبح بال‌هایش را دور گل‌سفید می‌گرفت تا گرمش کند ولی قدرت باد پاییز خیلی بیشتر از دل عاشق بلبل بود و هرروز که می‌گذشت یکی دیگر از گلبرگ‌های گل‌سفید کنده می‌شود و با باد سرد از آنجا می‌رفت. هر گلبرگی که از گل‌سفید کم می‌شد انگار یک‌تکه از دل سرخ بلبل بود که در آتش می‌سوخت تا شاید بتواند گل‌سفید را از سرما نجات بدهد ولی قدرت پاییز خیلی زیاد بود و همه گلبرگ‌های گل‌سفید را با خودش برد و حالا نوبت زمستان بود. همه پرندگان باغ از آنجا کوچ کرده بودند و هر چه به بلبل گفتند که با آن‌ها بیاید او قبول نکرد که گل‌سفید را تنها بگذارد و کنار گل‌سفید که حالا دیگر فقط یک ساقه خشک بود ماند و هرروز برایش آواز می‌خواند.

برف همه‌جا را سفید کرده بود و دیگر غذایی هم برای خوردن نبود ولی بلبل ما عاشقانه برای گل‌سفید می‌خواند و کنارش عاشقی می‌کرد. در یک‌ شبِ سرد زمستانی وقتی برف شروع به باریدن کرد، بلبل آخرین آوازش را برای گل‌سفید خواند و وقتی‌که صبح شد گل‌وبلبل هر دو زیر برف سفید به خواب رفتند و سکوت همه‌جا را گرفت. تمام باغ قصه ما زیر برف سفید به خواب‌ رفته بود و همه‌جا را سکوت پرکرده بود.

ایّام گذشت تا اینکه دوباره ابرها کنار رفتند و خورشید به باغ تابید و برف‌ها را آب کرد و باد بهاری در لابه‌لای درخت‌ها چرخید و همه را بیدار کرد و دوباره بهار شد و پرندگان به باغ برگشتند.

گل‌سفید ما هم دوباره جوانه زد و از خواب بیدار شد و غنچه کرد و آماده شکفتن شد ولی این بار وقتی‌که گل‌سفید ما شکُفت، دیگر سفید نبود بلکه گلی سرخ بود به رنگ خونِ بلبل عاشق. گل سرخ و زیبایی که اولین گل‌سرخی بود که در این باغ شکفته بود و این‌گونه بود که گل سرخ به یاد آن بلبل عاشق، مظهر عشق شد.

حال ای مسافران سفیدپوش، در این باغی که هستید بدانید که چه عاشقانه در کشاکش سرمای باد پاییزی و برف زمستانی برای شما، چه بزرگانی عاشقانه حرکت کردند تا در بهار بعدی همه شما به رنگ سرخ سر برآرید و عشق را تا همیشه با خود داشته باشید.

در انتها پیشاپیش فرارسیدن بهار را به همه عزیزان مخصوصاً بزرگ عاشق این باغ، جناب آقای مهندس دژاکام تبریک عرض می‌نمایم و بهترین آرزوها را برای همه شما دارم.

با احترام؛ مسافر اشکان کیوانی

لژیون آقای اصغر منصوری

نگارش: مسافر علی بلوچ

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
امید سه شنبه 18 اسفند 1394 22:14
اشکان جان مثل همیشه قلمت گیرا بوده و دلنوشته ات واقعا بر دل مینشیند بهترین آرزویی که میتوانم برایت داشته باشم حضور درکنگره ولیاقت خدمت برای شماست.همواره موفق وپیروز باشی
همسفر سارا سه شنبه 18 اسفند 1394 18:05
بسیار بسیار زیبا و عالی بود
روزهایتان بهاری و بهارتان جاودانه باد..
مرضیه (سلمان فارسی) دوشنبه 17 اسفند 1394 21:11
خیلی زیبا بود حقیقا باید بسیار قدر شناس باشیم از این بستر آرامی که برای ما مهیا شده وتشکر از آقایان اشکان وعلی
مریم(سلمان فارسی) دوشنبه 17 اسفند 1394 10:55
مطلب زیبا وجالبی بود تشکر
Zahra rouhani دوشنبه 17 اسفند 1394 10:14
به جرات میتونم بگم یکی از زیباترین نوشته هایی بود که خوندم و بسیار هم دلنشین بود.
تشکر فراوان از آقای اشکان و آقای بلوچ.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو