شعله دار
سه شنبه 18 اسفند 1394 ساعت 15:34 | نوشته ‌شده به دست سالار C60 | ( نظرات )

شعله دار

به قلم همسفر سحر




اما اطمینان داشته باش وقتی شعله دار شدی، هم راه روشنایی را نشان گم‌کرده راهان خواهی داد و هم مهم‌تر اینکه از شعله‌ای که در دست و در وجودت داری خودت هم گرم‌تر می‌شوی و راه را بهتر می‌بینی.


به نام تنها دلارام حقیقی

شعله دار

گاهی شتاب زمان و لحظه‌ها باعث می‌شود گذشته‌ات را فراموش کنی، اما انسان‌هایی در کنارت و در مسیرت قرارمی گیرند که انگار گذشته تو هستند، انسان‌هایی را می‌بینی که اگر به کنگره نیامده بودی شاید همین وضعیت و همین آینده در انتظارت بود...

نمی‌دانم کنگره جواب دعاهایم بود یا تعبیر خواب‌هایم؟

زندگی‌ام خیلی آرام می‌گذشت اما آرامش روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شد، گرمایی در زندگی‌ام جاری بود که به‌مرور سردتر و سردتر می‌گشت و عشقی که کم‌کم دریغ می‌شد. به یاد دارم هرگاه کسی از اعتیاد همسرش برایم می‌گفت خودم را تافته‌ای جدا بافته می‌دانستم و در دلم می‌گفتم این دیگر قرار است دلش را به چه خوش کند؟ دیگر به چه امیدی قرار است زنده باشد و زندگی کند؟ اما غافل از اینکه کائنات و هستی هرگز سؤال تو را بی‌جواب نمی‌گذارند و آن‌قدر تلاش می‌کنند که تو جواب سؤالت را بگیری! باجرئت می‌توانم بگویم بزرگ‌ترین ضربه‌ای که در زندگی‌ام خوردم اعتیاد مسافرم بود. بعدازآنکه متوجه اعتیاد مسافرم شدم، شاید یک هفته نشد که به کنگره راه  پیدا کردیم؛ اما انگار این‌یک هفته برای من یک‌عمر گذشت. آن‌قدر در جسم و روح و روانم اثر گذاشته بود که نمی‌توانستم به کسی حتی مسافرم بگویم که درونم چه خبر است. گاهی فکر می‌کنم اگر کنگره در مسیرمان قرار نمی‌گرفت من با آن حال و وضعیتی که برایم پیش‌آمده بود چه می‌کردم؟ مسافرم چه می‌کرد؟ تکلیف فرزندم که تمام دنیای ما بود چه می‌شد؟ شاید زندگانی‌ام می‌گذشت اما من می‌گویم چگونه گذشتن مهم است...

گاهی فکر می‌کنم در خواب‌هایم دری را می‌کوبیدم و در بیداری برایم باز کردند. در خواب‌هایم فریاد می‌زدم و در بیداری جوابم دادند. وقتی آمدم با عشق شروع به حرکت کردم و ایمان را هرلحظه در خود پررنگ‌تر می‌دیدم، امید را در خود و مسافرم حس می‌کردم، در کنگره دلیلی برای ناامیدی پیدا نمی‌کردم. کنگره جایی بود که خورشیدی بر آن می‌تابید که هرگز نورش را از تو دریغ نمی‌کرد، دستانی دستت را می‌گرفتند که گرم بودند، گم‌کرده راه بودی و راهی رانشانت می‌دادند که انگار در پی‌اش بوده‌ای و کنگره همان راهی است که اگر تو فقط  تو بخواهی دیگر و هرگز گم نخواهی شد. پس اگر آمدی با عشق بیا، با عشق حرکت کن و ایمان بیاور.

گاهی می‌اندیشم  وقتی خورشیدی همچون آقای مهندس بر زندگی‌ات می‌تابد، پس به شکرانه این روشنایی و گرما و آرامش باید شعله دار شد، شعله دار خورشیدی که با تمام آنچه که داشت بر تو تابید و نور و گرمایش را از تو دریغ نکرد باید که شعله دار بود همانند راهنمایانی که شعله دار این خورشید بودند و چراغ راهت شدند، اما اطمینان داشته باش وقتی شعله دار شدی هم راه روشنایی را نشان گم‌کرده راهان خواهی داد و هم مهم‌تر اینکه از شعله‌ای که در دست و در وجودت داری خودت هم گرم‌تر می‌شوی و راه را بهتر می‌بینی.

وقتی به گذشته نگاه می‌کنم می‌بینم افکارم انگار پوست عوض کرده‌اند، انگار آن تفکرات دیگر جایی در ذهنم ندارند و از این بابت بی‌نهایت خدا را سپاس. من و مسافرم روزی در آستانه سقوط و لبه پرتگاه قرارگرفته بودیم اما به لطف خداوند و بزرگ‌مرد کنگره 60 و کمک راهنمایان عزیزمان قدرت پرواز را آموختیم. کاش با تلاش و با حرکت درست و سالم بتوانیم تنها ذره‌ای از الطاف آنان را جبران کنیم. پس همواره امید داشته باش و بدان همیشه می‌توانی خورشید را در درونت بیابی، کافی ست در تکاپوی یافتن آن باشی...

 

با احترام همسفر سحر یاوری

وبلاگ لژیون کمک راهنما همسفر خانم الهه (همسفران عشق)


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
امید سه شنبه 18 اسفند 1394 22:19
بسیار عالی
خدا قوت خدمت خانم سحر وراهنمای محترمشان سرکار خانم الهه
مرضیه (سلمان فارسی) سه شنبه 18 اسفند 1394 21:11
آفرین به این دیدگاه وخدا را شکر که شما هم راه کنگره را پیدا کردین وآرامش وارد زندگی شما شد با آرزوی موفقیت هر چه بیشتر برای شما ومسافرتون انشالله که هر دو عزیز در جایگاه کمک راهنمایی موفق باشید
همسفر سارا سه شنبه 18 اسفند 1394 17:09
بسیار عالی و آموزنده بود
سپاس و خداقوت
همسفرهاجر{سلمان فارسی} سه شنبه 18 اسفند 1394 16:43
بسیارزیبا ودل نشین بود
خداقوت وخسته نباشیدخدمت خانم سحرعزیزامیدوارم درجایگاه کمک راهنمایی هم موفق باشید
سپاس وخداقوت خدمت مدیروب اقای سالاربسیارعالیست
جوان وجاویدوپایدارباشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو