پا به پای هم
چهارشنبه 14 بهمن 1394 ساعت 10:37 | نوشته ‌شده به دست فاطمه c60 | ( نظرات )

پا به پای هم

به قلم همسفر؛ خانم لیلا


آرامش امروزم را مدیون انتظاری هستم که از هیچ کس ندارم.

مشکلاتی برایمان در زندگی پیش می آمد که با اینکه می دانستم اثرات مواد است ولی خودمان را به کج فهمی زده بودیم و توقع داشتیم دیگران آن را حل کنند...

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


وظیفه من چیست؟
سه شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 23:00 | نوشته ‌شده به دست علی c60 | ( نظرات )

وظیفه من چیست؟

به قلم کمک راهنما؛ آقای پژمان اصلحی




وقتی با صدای خسته از خماریش می‌گوید، با تک تک سلول‌هایم حالش را درک می‌کنم. وقتی در لژیون چُرت میزند دلم می‌خواهد آرام‌تر حرف بزنم که آزرده نشود.
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


پدری دل سوز
سه شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 13:09 | نوشته ‌شده به دست سعید محسن c60 | ( نظرات )

پدری دل سوز

به قلم مسافر رضا

برای اولین بار است که می نویسم، اما دستانی پر توان دارم؛

یاد گرفتم در صبر خود بی‌صبری نکنم و به دیگران احترام بگذارم. من در زمان سوءمصرف خود نماز نمی‌خواندم و سپاس گذار خوبی نبودم و در ادامه از خدای خود می‌خواهم که...

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


کوله بار افیون
دوشنبه 12 بهمن 1394 ساعت 19:32 | نوشته ‌شده به دست سالار C60 | ( نظرات )

کوله بار افیون

به قلم مسافر محمدرضا رحمت الهی



هر گاه از محتویات آن کوله پشتی استفاده می کردم توهماتی وجودم را فرا می گرفت که برایم به جای سازندگی بی آبرویی و تخریب را به همراه داشت.
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


دلنوشته منتخب؛ برگشتی تلخ اما حیاتی
چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 23:23 | نوشته ‌شده به دست شهرزاد c60 | ( نظرات )

برگشتی تلخ اما حیاتی...

به قلم همسفر؛ خانم شهرزاد

در مهرماه سال 93 برای رهایی مسافرم به تهران رفتیم؛ سر از پا نمی‌شناختم، بسیار خوشحال بودم... ولی الان که بیشتر در مورد این موضوع تفکر می‌کنم؛ می‌بینم که ظاهراً درک درستی از رهایی نداشتم! اتفاقاً آن روز هم دستور جلسه وادی تفکر بود، آنچنان سخنان جناب مهندس به دلم نشست که با حسرت تمام به مسافرم گفتم ای کاش هر چهارشنبه می‌توانستیم به شعبه آکادمی برویم... اما دریغ از اینکه رهایی گوهر بسیار گرانبهایی است که مفت و مجانی به انسان نمی‌دهند!...

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


گاهی گمان نمی‌کنی، ولی خوب می‌شود...
دوشنبه 5 بهمن 1394 ساعت 12:10 | نوشته ‌شده به دست سالار C60 | ( نظرات )

گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب می‌شود
        گاهی نمی‌شود که نمی‌شود که نمی‌شود




گویی با بلند شدنت، با تمام ناجورها اعلام جنگ کرده‌ای؛ جنگی تمام‌عیار. تمام نیروهای منفی دنیا، تلاششان زمین زدن دوباره‌ات است، اما این بار نه با اعتیاد بلکه با هزار ضد ارزش دیگر.
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات، دل نوشته ها،


دلنوشته منتخب؛ نوری در تاریکی
یکشنبه 4 بهمن 1394 ساعت 00:20 | نوشته ‌شده به دست سالار C60 | ( نظرات )
نوری در تاریکی

به قلم همسفر؛ خانم رویا



من اشخاص زنده را آنانی میدانم که مبارزه می‌کنند؛ بی مبارزه، زندگی مرگ است.

مسافرم اصرار داشت که در جلسه همسفران شرکت کنم، اما من واقعاً علاقه ای به این کار نداشتم و مدام بهانه می آوردم...
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


دلنوشته منتخب؛ ارتباط با خداوند
جمعه 25 دی 1394 ساعت 16:36 | نوشته ‌شده به دست امید c60 | ( نظرات )
ارتباط با خداوند

به قلم مسافر مجید



با سلام و احترام

همیشه از کودکی یک سری تفاوت‌هایی بین خودم با بقیه بچه‌های هم‌سن‌وسال خودم می‌دیدم، یعنی همیشه فکر می کردم ارتباط من با خدا یک ارتباط خاص و جدای ارتباط بقیه با خداست، همیشه فکر می کردم خداوند من را جور دیگری دوست دارد.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


دل نوشته منتخب؛ قمار عاشقانه
پنجشنبه 24 دی 1394 ساعت 11:43 | نوشته ‌شده به دست سعید محسن c60 | ( نظرات )

قمار عاشقانه

به قلم کمک راهنما؛ آقای منصور ولیخانی

استادان مهندس وقتی با او روبرو شدند تشخیص دادند که با کوه آتشفشان روبرو شده‌اند، که دهانه آن بسته است. عقابی را دیدند که دست و پای آن بسته بود، عشق و محبت را به او هدیه دادند، تا او را زنده کنند؛

مرده بُدم زنده شدم،گریه بُدم خنده شدم        دولت عشق آمد و من دولت تابنده شدم
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


از تعصب تا درمان
دوشنبه 21 دی 1394 ساعت 17:29 | نوشته ‌شده به دست سالار C60 | ( نظرات )
از تعصب تا درمان

به قلم کمک راهنما؛ آقای منصور ولیخانی


به مناسبت تأسیس لژیون ویلیام وایت همسفران در نمایندگی سلمان فارسی اصفهان

همسفر؛ فکر نمی‌کنید که وقت آن شده که کمی دربارهٔ سلامت خودتان و اطرافیانتان احساس مسئولیت کنید؟

شما باید الگوی بدون نقص باشید، برای حرکت کردن به سوی تکامل.

همسفر؛ اگر مصرف دخانیات نداری، چه بهتر و قدر این سلامتی و نشاط را حتماً میدانی.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: لژیون درمان سیگار (ویلیام وایت)، دل نوشته ها،


دل نوشته منتخب؛ از غار تا میکده
شنبه 19 دی 1394 ساعت 13:07 | نوشته ‌شده به دست سالار C60 | ( نظرات )

از غار تا میکده

به قلم مسافر محمد بنائیان



در خواب دیدم که در میکده ای، همه دف بردست به ستایش الله مشغول هستند...
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


دل نوشته منتخب؛ ستاره باران
پنجشنبه 17 دی 1394 ساعت 22:13 | نوشته ‌شده به دست علی c60 | ( نظرات )
آسمان کویر ایران دوباره ستاره باران شد

به قلم مسافر اشکان




به مناسبت اهداء شال ایجنت و مرزبانی نمایندگی سلمان فارسی

10 دی ماه آخرین روز از سال 2015 و همزمان با جشن کریسمس و تولد حضرت مسیح و آتش بازی‌های این ایام، بار دیگر در سرزمین عشق" ایران " به دست بزرگ عاشق این دیار " آقای مهندس دژاکام " آسمان کویر ایران ستاره باران شد.
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


دلنوشته منتخب؛ رحمت الهی
چهارشنبه 16 دی 1394 ساعت 16:54 | نوشته ‌شده به دست المیرا c60 | ( نظرات )

رحمت الهی

به قلم  : همسفر طیبه


بعد از ازدواج و در دوران عقد خود را در دنیای دیگر حس میکردم افکارم در جهت بزرگ شدنم تغییر کرده بود تا این که بعد از عروسی متوجه بیماری شوهرم تنها تکیه گاهم شدم بعد از آن همه چیز جلوی چشمم تیره و تار شد ابرهای تیره زندگیم را دربرگرفته بود تا حدی که هیچ چیز برایم شادابی و لذت نداشت یک جورهایی چشم دلم به روی تمام اتفاقات اطرافم بسته شده بود و نسبت به همه چیز بی حس شده بودم هضم موضوع بیماری برایم دشوار بود چون هیچ وقت خودم را دراین موقعیت تصور نکرده بودم ناراحتی و دلخوری های خودم را پشت اشک های گرم و جاری پنهان کرده بودم یه جورهایی اشک هایم مونس تنهایی هایم شده بود به هرشکلی و طریقی که بود زندگی گذشت.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


دل نوشته منتخب؛ جرقه‌ی زندگی سالم
یکشنبه 13 دی 1394 ساعت 10:54 | نوشته ‌شده به دست مریم(2) c60 | ( نظرات )
جرقه‌ی زندگی سالم



سلام دوستان عفت هستم یک همسفر

وقتی در تاریکی مطلق قرار گرفتی اگر سر سوزنی جرقه‌ای احساس کردی بدان که این جرقه ادامه پیدا می‌کند و به نوری عظیم تبدیل می‌شود و این دقیقاً برای من اتفاق افتاد.
مسافرم مصرف تریاک و شیره پنهانی داشت ولی بالاخره معلوم شد و چون می‌دید که واقعاً من از این موضوع عذاب می‌کشم، البته من نمی‌دیدم ولی می‌دانستم که مصرف کننده است.
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


دل نوشته منتخب؛ پرنده درون
چهارشنبه 9 دی 1394 ساعت 00:56 | نوشته ‌شده به دست سالار C60 | ( نظرات )

پرنده درون

به قلم مسافر محمد بنائیان



روزگاری که جنون رونق بازارم بود         خود نبودم که جداشده زهم تار و پود
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


دل نوشته منتخب؛ هم سخت و هم سهل
دوشنبه 7 دی 1394 ساعت 23:57 | نوشته ‌شده به دست مریم(2) c60 | ( نظرات )
هم سخت و هم سهل

به قلم کمک راهنما؛ همسفر کبری



سلام دوستان کبری هستم یک همسفر

تا حالا شده از جایی خسته یا رانده شوید؟

تا حالا شده حوصله در و دیوار را هم نداشته باشید؟

تا حالا شده همه دردهای عالم روی سر شما خراب شود؟
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،

برچسب‌ها: کنگره60، دلنوشته،

دل نوشته منتخب؛ جنگ درون
سه شنبه 1 دی 1394 ساعت 15:17 | نوشته ‌شده به دست سعید محسن c60 | ( نظرات )

جنگ درون؛ پیروزی بر نیروی اهریمن اعتیاد

دیدگاهی از برگزاری آزمون کمک راهنمایی؛ به قلم مسافر اشکان


جنگ ستارگان در ایران هم اکران شد ؛                                                   

این هفته  هفته ای بود که مردم دنیا به استقبال اکران عمومی آخرین قسمت از سری فیلمهای سینمایی 

جنگ ستارگان (THE FORCE AWAKENS ) رفتند وبرای تهیه بلیط اولین اکران نمایش این فیلم خیلی ها چندین 

شب درصف مقابل  سالن های سینما گذراندند

  

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


دل نوشته منتخب؛ طناب عشق
سه شنبه 1 دی 1394 ساعت 08:04 | نوشته ‌شده به دست مریم(2) c60 | ( نظرات )

طناب عشق

به قلم کمک راهنما : همسفر طاهره اسماعیلی

دیده ام گریان شد هنگامی كه مسافرم را در جهالت بند اعتیاد اشك ریزان و پریشان دیدم ،دلم آرام نگرفت از رنجش پرسیدم، گفت :چه كنم ؟ اسیر جهل خویشم ،جهلی كه گاه مظهر رحمت است و زمانی وجودی توفنده و غضبناك ،مسافرم گاه چون آفتاب می خندد و گاه چون تندر می غرد ، بدان گونه كه لرزه بر بدن عزیزانش می افتاد او درب مسجد یست ،نه كندایست ، نه سوزانده یست ،آری این تمام كلماتی است كه میتوانم در چند خط جمع بندی كنم از رشته زندگی ام كه طناب عشق ما هم آنقدر ریش ریش شده بود كه دیگر به سر موی بند بود شاید می ماندم  و می سوختم  و می ساختم تا پایبند زندگی باشم اما با عشق پاره شده می توان زندگی كرد یا مرده متحرك بود؟ 

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


دلنوشته منتخب؛ احیای دوباره
چهارشنبه 18 آذر 1394 ساعت 15:08 | نوشته ‌شده به دست الهام c60 | ( نظرات )

احیای دوباره

به قلم همسفر ناهید

می‌خواهم دلنوشته ای از زندگی هشت ساله خودم برایتان بیان نمایم، نه به خاطر اینکه تجدید خاطرات شود بلکه بخاطر اینکه یادم بیاید کجا بودم و شکر خدا به کجا رسیدم...

من دختری شاد و بشاش در دوران مجردی بودم و دنیا را فقط از دریچه خوشی می‌نگریستم. در سن 20 سالگی با همسرم ازدواج کردم. در دوران عقد به رفتارش شک کرده بودم و همیشه می‌گفتم مطمئنی که چیزی را از من پنهان نمی‌کنی؟ و ایشان با قاطعیت می‌گفت نه... آخر چه چیزی را باید از شما پنهان کنم؟

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،

برچسب‌ها: کنگره 60، دلنوشته،

دلنوشته منتخب؛ بهترین راه
سه شنبه 17 آذر 1394 ساعت 20:35 | نوشته ‌شده به دست فاطمه c60 | ( نظرات )
بهترین راه

به قلم همسفر زیبا


سلام دوستان زیبا هستم یک همسفر.

گفتن از دوران قبل از کنگره و تاریکی اعتیاد بسیار است، اما نمی دانم از کجا شروع کنم، در 10 سال اول زندگی مشترک مسافر من حتی سیگار هم نمیکشید و اعتیاد را بصورت جدی حس نکردم ولی در ادامه اعتیاد آرام آرام وارد زندگی ماهم شد و چون اعتیاد را باور نداشتم و حاضر نبودم قبول کنم اجازه نمی دادم در خانه مصرف کند.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات، دل نوشته ها،




 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: